[align=justify]سلام آقا آرش،
بعد از تاپیک اولتون دیگه وضعیت زندگیتون رو دنبال نکردم، و از این تاپیک هم فقط پست های 1 و 18 رو خوندم. اما فکر می کنم تقریبا در جریان وقایع قرار گرفتم. از نظر من تصمیم درستی گرفتید. به شرط اینکه دقیقا به همین شکل پیش برید، یعنی در حالیکه آزاد می گذاریدش، محبتتون رو هم ابراز کنید.
نوشته اصلی توسط arash1348
اینجا باز هم نوشتید که خونه رو ترک کرد! انگار باز هم یادتون رفته که اون خونه رو ترک نکرد، شما گفتید که بره. بعدا گفتید که حالا برگرد! این غرور هر انسانی رو می شکنه، چه رسه به انسانی با ویژگی های همسر شما رو.
رهاش کنید، اگه به میل خودش برگشت، هم به شما ثابت می شه که زن زندگیه، هم به خودش ثابت می شه که اولا به میل خودش برگشته و نه به میل شما! و دوما زندگی ای که خراب کرده رو باید "شخصا" درست کنه، و قدم نهایی رو خودش باید برداره.
رها کنید و در عین حال محبت کنید و بی مهری های این دو سال (که البته شاید منکرش باشید!) و سال های قبل رو جبران کنید. بگذارید نگاه عاشقتون رو از دور ببینه و به میل خودش به سمتتون حرکت کنه. این فضا رو بدید که دوباره انتخابتون کنه، البته اگه دلش خواست...
راستی یه نکته هم اینکه: روی دخترتون تا می تونید کار کنید، اون بیشتر از چیزیکه به نظر می رسه در همسرتون نفوذ داره...
اما مواظب باشید که:
از اون طرف بوم نیفتید. همسر شما خطای بزرگی مرتکب شده، و نیاز داره (تاکید می کنم: نیاز داره) که در مقابل این خطا برخورد قاطعی ببینه. قاطع بودن با بخشیدن و دیگه به روی کسی نیاوردن، منافات نداره.
در واقع با این بخش از صحبتتون هم موافقم که:
همینطور هم باید باشه. یعنی در عین حالیکه محبتتون رو بهش منتقل می کنید، باید براش جا بیفته که پذیرش خطاهای احتمالی آینده ش رو ندارید!نوشته اصلی توسط arash1348
من مسیری که انتخاب کردید رو در کل درست می دونم، فقط امیدوارم همه چی همینطور باشه که الان دارید فکر می کنید و به ما انتقال می دید. چون قبلا هم در چند مورد مشخص شد واقعیت به اون شکلی نبوده که شما فکر می کنید و بیان می کنید. بنابراین خواهش می کنم با دقت بیشتری مسائل رو بررسی کنید. سعی کنید عمیق تر نگاه کنید و بیشتر در احساسات همسرتون نفوذ کنید.
موفق باشید.[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)