بعد از ازدواج برادر و خواهرانم انتظار زندگي زير يك سقف را با مادرم دارند
مدیر همدردیباسلام از ابتداي بلوغم به دليل شرايط موجود و فوت پدرم با مادرم به تنهايي زندگي مي كردم تا اينكه فكر ازدواج به سرم زد ولي بعد از ازدواج برادر و خواهرانم با مخالفت هاي شديد انتظار زندگي زير يك سقف را با مادرم دارند و اين مشكل به نحوي زندگي من و همسرم را دچار مخاطره كرده است چه كاري انجام بدهم؟
__________________________________________________ ______________________________سلام حسین سیدین
وقتی شما ازدواج می کنید یک خانواده مستقل تشکیل می دهید و هیچکس نمی تواند در زندگی خصوصی شما دخالت کند. و این شما هستید که محترمانه نباید چنین اجازه ای بدهید.
البته راه های قابل انعطاف مثل راهی که honarmand (اگر مي توانيد خانه ايي تهيه كنيد در دو طبقه مجزا يا در نزديكي هم تا به اين شكل هم به مادرتان رسيدگي كنيد هم به زندگي خود برسيد) پیشنهاد داده است می تواند موثر واقع شود. در این خصوص باید با مادرتان هماهنگی بیشتری داشته باشید. و به او اطمینان بدهید که همیشه حامی او خواهی بود.
اینطور خود مادرتون می تواند مانع دخالتهای افراطی بقیه خانواده شود.
فراموش نکنید راه های سختگیرانه و برخورد با آنها مفید نیست. اما این به معنای تسلیم شدن نیست. بلکه نیاز به درایت دارد.
لذا به جای بحث ، در عمل روش استقلال را پیش بگیرید. اما در کلام روش حمایتی از مادرتون را به صور مختلف به دیگران القاء کنید.
شکاک،دست بزن داشتن
مدیر همدردیبا سلام:
من مدت 2 سا نامزد بودم و چون با هم دوست بودیم دیگران به زور موافقت کردند و شوهرم بسیار مشتاق به ازدواج با من بود.3 سال در خا نه ی خودمان هستیم چون با مادر شوهرم قهر بودیم عروسی نگرفتیم و من به خاطر علا قه ی زیاد به شوهرم و اعتماد به او همه ی این شرایط را قبول کردم وبعد از ازدواج نگذاشت برم سر کار و بسیار شکاک است نمی گذارد خودم به تنهایی از خانه بیرون بروم . خیلی زور گو است فقط باید حرف او عمل شود والا روزگارم را به هر نحوی سیاه می کند به طرز فجیعی دست به زن دارد شده منو بکشه ولی من باید اونکاری که می خواهد را انجام بدم
ولی دوستش دارم نمی تونم طلاق بگیرم از خودکشی هم خیلی می ترسم در ضمن روی گفتن این مسائل را به بزرگترهایم ندارم فقط با ارامبخش اروم می شم در ضمن من منرجم زبان هم هستم . به مسایل مذهبی هم خیلی پایبندم .شوهرم فقط به خوانواده اش اهمیت می دهد حتی اگر شده منو زیر پاش له کنه و من از مادر شوهرم به اندازهی له کردن من زیر پایش.
الان 25 سالم و شوهرم 28 ساله است بسیار مذهبی است
سلام sam1314
شما توصیفاتی در مورد مسائل خود کرده اید، اما دقیقا سئوال خود و انتظاری که داری مطرح نکرده اید.
اما اگر می خواهید این اختلافاتتون را کم کنید توصیه می کنم مقاله«چگونه زن و شوهرها اختلاف خود را حل کنند » را مطالعه کنید. اگر باز هم سئوالی داشتید در خدمتم.
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=1416







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)