به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 67

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: در راه مصالحه و سازش( جدایی از همسرم و دخترم 2)

    مجددا و مکررا از لطف دوستان که چاره جوی این دوراهی بزرگ زندگیم هستند و هر کدام به نوعی سعی دارند راه درست رو به من نشون بدند صمیمانه سپاسگزارم.

    عنوان این تاپیک به نظرم درست انتخاب شده، بعد از دو سال رفت و آمد در راهروهای دادگاه که هنوز هم کاملا تموم نشده، و انواع تهمت زدن ها، دعواها، کینه و دشمنی ها برافروختن،
    3 تا 4 ساعت صحبت آرام و منطقی، بطوریکه پایانی دوستانه وصمیمانه داشته باشه، به نوعی گام گذاشتن در مسیری مصالحه جویانه است حالا گیرم انتهای این مسیر به یک جدایی از زندگی زناشویی ختم بشه.
    چون به هر حال قرار گذاشتیم با هم دوست باشیم و دوستانه رفتار کنیم.

    __________________________________________________ ____________________________

    در مورد مسافرت شاید دوباره مطرحش کنم، فعلا توپ در زمین منه، چون من پذیرفتم که با وجود شرایط موجود، بدون اینکه ایشون از حقش بگذره طلاقش بدم، من حتما تا مرحله ی طلاق میرم، مگر اینکه مطمئن باشم که واقعا اینو نمیخواد،

    من کاملا براش روشن کردم که من اصلا جدایی رو نمیخوام، براش روشن کردم که طلاق برای من سخته، کاملا براش توضیح دادم که هیچ کس برای من اون نمیشه، واقعا هیچ کس برای من اون نمیشه.
    اونم خودش اینو میدونه، این حرفمو باور داره.

    بهش گفتم هیچ زنی نمیاد پول زمینشو خرج خونه شوهرش کنه، اونم زمینی که براش بیشتر از ارزش مالی، ارزش معنوی داشت، بهش گفتم من همه اینها رو می دونم میفهمم،
    بهش گفتم مطمئن باش حتی اگر جدا بشیم من پول زمین رو بر میگردونم، چون تو به من لطف کردی و من مدیونم.

    تمام خصوصیات مثبتش و هنر هاش رو براش یکی یکی اسم بردم، گفتم همه اینها تو رو برای من تک کرده، بهش گفتم چطور میتونم به کسی دیگه فکر کنم و تو زندگیم کسی رو جایگزین تو کنم؟

    اما میخوام ثابت کنم خودخواه نیستم و قرار نیست حرف حرف من باشه.
    چون اون مدام تکرار میکنه که تو خودخواهی و میخوای حرف حرف تو باشه،

    __________________________________________________ ____________________

    این خانم با تمام خصائص خوبش،
    غرور بیجا داره، لج بازی های عجیبی داره، حدس و گمان هاش میشه باورش،
    منطق پذیر نیست، من احساس میکنم دروغگو هم شده، خیلی ناجور میشه اگر واقعا اینطور باشه

    من واقعا هنوز مطمئن نیستم که اون زن زندگی باشه، زنی که نتونست یک بحران خود ساختش رو درست کنترل کنه، زنی که خونش رو ترک کرد، زنی که به جای حل مشکلاتش و رو راست بودن با شوهرش، رفت با یکی دیگه ارتباط برقرار کرد.

    ببینید من دیروز هم به خانمم گفتم، من اصلا ناراحت نیستم، اصلا ازش کینه به دل ندارم، اصلا باهاش مشکلی ندارم، اما دارم برای خودم فکر میکنم،( این حرف رو اینجا دارم میگم به ایشون نگفتم) آیا این خانم که بعد از 12 سال این برنامه ها رو اجرا کرد، میتونه زن زندگی باشه؟

    من دوستش دارم، صمیمانه دوستش دارم وگرنه همون دوسال پیش طلاقش میدم، اما وقتی نمی خواد نشون بده که اون هم لا اقل ذره ایی تعلق خاطر به این زندگی داره چطور میتونم دوباره بپذیرمش؟

    من به مسافرت دوباره فکر میکنم، چون من برای طلاق هیچ شرطی نذاشتم، انقدر انصاف داره که قبول کنه من باید شرطی بذارم،
    البته گفت من میتونم مقداری از مهریه ام رو ببخشم، گفتم چقدرش رو خندید گفت حالا چونه نزن، گفتم باشه، برای من فرقی نمیکنه، من که دارم ماهی یک سکه میدم، چه 10 سال بشه، چه چهل سال

    اینو بگم که از دیروز که باهاش حرف زدم خیلی حالم بهتر شده، یک جور انرژی مثبتی گرفتم، روحیه ام خیلی بهتر شده،
    من تنها یک پرسش بزرگ دارم، اگر برگرده، میشه بهش اعتماد کرد؟آیا اون زن زندگی هست؟یا باز هم با کوچکترین مشکلی میخواد همین راهی رو که تو این دو سال رفت دوباره بره؟
    متوجه میشید چی میگم؟؟
    اون بعد از 12 سال در حالیکه زندگی نسبتا آرومی داشتیم یک دفعه جهنمی به پا کرد، به طوریکه کل خانواده و دوستان هنوز که هنوزه میگن باور نمیکنیم بین شما دو تا مشکلی پیش اومده باشه،
    آیا ممکنه در حالیکه همه چیز آروم به نظر میاد، دوباره دلش هوای هندوستان کنه و بزنه زیر همه چیز؟
    خانم آنی گفتند که باید اعتماد سازی کنید، خب من اینکار رو میکنم، آیا اون هم خودش رو متعهد میدونه؟
    یا فکر میکنه چون من خواستم برگرده باید با تمام شرایطش بسازم؟
    من مردی نیستم که با تمام شرایطش بسازم


  2. 4 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (سه شنبه 04 مهر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.