خانواده ی من هم خیلی من رو تحت فشار میذارن .
توی تاپیکهای قبلی گفتم.
شهر ما کوچکه و پدرم اجازه ی بعضی کارا رو نمیده.مثلا منشی گری٬ فروشندگی و ارایشگری.
پدرم میگه نمیتونم هزینه های اینجور کلاسها رو بپردازم
خانواده ی من هم خدا رو میخوان هم خرما.
فقط از من توقع دارن در صورتی که هیچ همکاری با من ندارن.
فقط انتظار دارن.
فکر میکنم چون خودشون نتونستند موفق باشن میخوان ارزوهاشون رو بچه هاشون براورده کنن.
برای دانشگاه فقط دولتی و روزانه
کار هم فقط تدریس و کار در اداره به عنوان کارمند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)