همسرم خیلی براش مهمه که در مورد تکنولوژی های روز دنیا بدونه و تا جایی که میشه اونها رو تهیه کنه.
و همیشه میگه اون ور دنیا زحمت میکشن اختراع میکنن، حداقل ما استفاده کنیم و در موردش بدونیم.
عشقم با وجود همه علاقش ، همیشه بهترین رو برای من خریده مثلا یادمه 3 سال قبل برام بهترین لب تاب رو گرفت (در حالی که خودش لب تاب نداشت) و بهترین گوشی رو همیشه برام گرفته و همیشه تشویقم میکنه به دونستن اونها.
سال قبل با اصرار من برای عزیزم یه گوشی موبایل گرفتیم و خیلی خوشحال بودم میدیدم عشقم با چه علاقه ای گوشیش رو دوست داره، نه به خاطر پز دادن ، بلکه به عنوان یک ابزار کاربردی دوسش داره.
خلاصه چند ماهی از خرید گوشی گذشت ....
من به خاطر شرایط کارم چند روزی از هفته میرم شهرستان. تو قطار برگشت بودم که عشقم زنگ زد ، حس میکردم تو حرفهاش میخواد یه چیزی بگه اما مدام حرفش رو میخوره.. با اصرار من عشقم گفت برات یه چیزی گرفتم اما میخوام نگم تا بیای خونه.فقط الان صداش رو میتونی گوش بدی .
وااای تو گوشی تلفن یه صداهای حرف زدن نامفهومی میشنیدم اما واقعا داشتم از کنجکاوی میمردم که این صدای چیه؟؟؟؟
وقتی رسیدم خونه دیدم ، هی وااااااای من عشقم برام یه مرغ مینای سخن گو گرفته(آخه من یه جا یه بار دیده بودم و این موجود نمکی دلمو برده بود )
خیلی ناز حرف میزد :میخندید ، اسم منو میگفت و یه موجود خوردنی به تمام معنا بود.
عشقم برای اینکه این خوشگله رو برام بتونه بخره رفته بود گوشی که خیلی دوست داشت و نیاز داشت رو فروخته بود...
وقتی فهمیدم تو چشمام پر اشک شد چون میدونستم عزیزم گوشیش رو دوست داشت و براش کاربردی بود.
گفتم: آخه چرا این کار رو کردی؟ با نگاه عاشقانه بهم گفت:" اگر صبر میکردم تا پول تهیه کنم ممکن بود پرنده رو میفروخت. خوشحالی تو بیشتر از داشتن گوشی برام ارزش داره"
وقتی تو بغل عشقم بودم به خاطر داشتن همچین مرد مهربونی هزاران بار شکر کردم.
الان که این خاطرات رو مینویسم پرنده خوشگلم کنارمه و داره برام خوش زبونی میکنه :R
عشقم ، امیدم عاشقانه عاشقتم![]()












پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)