من در مورد موردخاص شما نظری نداشتم یعنی درست نمی دونم این اونایی که ازشون اسم می برید کیا هستند و جریان چی بوده به غیر از رفتاری که از مادر شوهرتان نوشتید چیز دیگه ای نمی دونم.
خدا می گه «من در نزد گمان بنده ام هستم» یعنی به خدا خوش گمان باشیم تا باهامون خوب تا کنه
ببینید خدایی که منم می شناسم خیلی مهربونه. اگه حساب کتاب هم می کنه حساب کتابش خوبه! دل شکسته ی شما را ناراحت شدن شما را هم حساب می کنه. به قول پست 56 (اسم نمی برم) بنا نیست حساب کتاب ها فقط واسه شما باشه که! :)
اگه از سنت های الهی گفتم بیشتر یه تذکر عمومی بود نه موردی اختصاصی شما
یه قضیه ای که همین سنت های الهی یقه ی منو گرفت :
امام صادق (ع) می فرمایند اگر کسی را به خاطر گناهی که از آن توبه کرده سرزنش کردی (توی یه ورژن دیگش! به خاطر هر چیزی) از دنیا نمی روی تا به آن دچار شوی.
حالا من سال 82 داداش بزرگم را سر قضیه ای سرزنش کردم. عین اون قضیه امسال سر خودم اومد! یقه گیریه دیگه! نمی گم داداش بزرگم مثلا من را نفرین کرده اما خوب دلش را شکسته بودم دیگه!
خدا هوای دل شما را هم خوب داره.
ببخشید اگه جاش نبود و به جای حرف های آرام بخش ناراحننون کردم. انشاء الله همین زودی ها روز غصه تون سر میاد و روز شادی تون آغاز می شه و همه ی این ناراحتی در حد یه خواب کوتاه براتون به جا می مونه
یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)