آقا احسان...سلام
جداشدن راه حل مسائلی که در اینجا عنوان کردید نیست.
یکی از همکارانم چند سال پیش ازدواج کرد و بعد از چندماه زندگی، همسر مهرش رو به اجرا گذاشت پولی گرفت و رفت. این آقا بسیار احساس شکست می کنه و هنوزم که هنوز نه از اون پول و نه از اون خاطرات آزاردهنده رها نشده.
معیار ایشون هنوز هم تصحیح نشده و فقر زیادی در شناخت فرد مناسب زندگیشون دارند. بطوریکه الان میگه اگر دختری واقعا من رو دوست داشته باشه حق طلاق رو بهش می دم و عوضش اون مهریه نخواد اونوقت باورش می کنم که واقعا منو دوست داره!
گذاشتن چنین شرطهای دور از ذهن و غیرمنطقی فقط باعث از دست دادن موارد خوب زندگی میشه. هیچکدام از این مسائل مادی تضمینی برای خوشبختی دو نفر نیست.
در مورد زندگی شما:
اول از همسرتون شروع می کنم.
ایشون 19 سال بیشتر ندارند. یک دختر 19 ساله مسلما زمانی برای کسب تجربه زندگی نداشته که شما الان ازش امتحان پس بگیرید. او هم مثل تمام دخترهای جوان دیگه از دم دست ترین کدبانو یعنی مادرش الگو برداری می کنه. اما این به معنی پایان ماجرا و فاجعه برای شما نیست.
ایشون بسیار شمارو دوست دارند که بخاطر شما در مقابل مادرشون ایستادند و سیلی خوردند. یعنی توانایی این رو دارند که شمارو در اولویت اول زندگیشون قرار بدهند.
و اما در مورد شما:
مسائلی که مطرح کردید غیرمنطقی نیست اما... مساله ای بنام هنر ارتباطات وجود داره که به ما کمک می کنه حتی در جایی که با ما بی منطق رفتار می کنند پیروز میدان باشیم و فضای برنده-برنده ایجاد کنیم. فضایی که در اون هم شما و هم خانواده همسرتون احساس پیروزی کنید.
شما هم با وجود اینکه از همسرتون بزرگتر هستید اما خیلی از مسائل مربط به حساسیت های خانمها و چالش های زندگی زناشویی رو نمی دونید و البته این عیب نیست و ما اینجا دور هم هستیم تا به هم کمک کنیم برخوردهای بهتری در مواجهه با مشکلاتمون داشته باشیم.
اولین و مهترین راهی که شما باید قدم در اون بگذارید اینه که با همسرتون در یک جبهه قرار بگیرید و احساساتش رو درک کنید. اگر بتونید این کار رو انجام بدید نیمی از مشکلاتتون همین الان حل شده.
ازدواج برخلاف اونچه که در فیلمها و سریالهای عاشقانه به تصویر می کشند مشتمل بر سه کلمه هست که با حرف "ت" شروع میشه: تفاهم در ازدواج=توانایی تحمل تفاوتها
وقتی می خواهید دلخوری رو از همسرتون مطرح کنید حتما در خلوت خودتون باشه و با لحن زیبا دستش رو توی دستتون بگیرید و بدون اینکه سرزنشش کنید بگید که از اون کار و اتفاق ناراحت شدید. نگید مادر تو فلان و بهمانه! من نوعی به عنوان یک خانم حتی اگر از مادرم متنفر هم باشم هرگز اجازه نمی دم نفر سومی بهش توهین کنه.
پس اینو بدونید طرز برخورد درست ما نشانه شخصیت خود ماست و این اولین قدم در برقراری ارتباط موثر با افراد هست. افرادی که باهاشون منافع مشترک داریم. خواه همکار خواه خانواده همسر.
بعد از اینکه همسرتون رو با محبت و احترام وارد جبهه خودتون کردید بهش فرصت اشتباه کردن هم بدید. افت خیزهای زیادی لازم داره تا آدم درسهای زندگیش رو یاد بگیره. این دختر قصه شما ازدواج نکرده که طلاق بگیره. طلاق مشکل شمارو نه تنها حل نمی کنه بلکه پررنگترش می کنه و به زندگی بعدی منتقل می کنه. طوریکه اگر کسی از آقا احسان بپرسه چرا همسرت رو طلاق دادی و اون بگه سر مسائل مادی با مادرهمسر و خانوادش تفاهم نداشتم این مساله برای خانواده دوم به شکل یک غول درمیاد و کار رو برای شما صدچندان سخت می کنه. پس تصمیم بگیرید که زندگی زیبای خودتون رو از همین امروز بسازید.
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)