سلام. اومدم خبرای خوب بدم. این هفته 4 روز با استادم جلسه داشتم. انقدر با من مهربون شده که نگو. شده عین گذشته ها. قبل از دعوای اول و دوم. 4 تا مقاله ام رو که دوباره به خودم سپرد. تازه می خواد بعد از این که این ها تموم شد روی سه تا مقاله دیگه هم مشترک با کس دیگه ای کار کنم. بهم گفته که اسم تو هم حتما توی مقاله ها میاد.
واسه زبانم هم برنامه ریخته که از یه ماه دیگه دوباره بخونم و بتونم ماه بعدش امتحان بدم. گفت این ماه رو فقط رو مقاله هات کار کن که بتونیم سابمیتشون کنیم. چون بدون اونا رزومه ات خوب نیست و نمی تونی پذیرش بگیری.
باورم نمی شه چطوری یهو از این رو به اون رو شد. انقدر الان هوامو داره. تو این دانشگاهی که الان هست یه اتاق بهم داده که برم بشینم و کار کنم (دانشگاه خودم اینجا نیست). کامپیوترش و خط اینترنتشو هم در اختیارم گذاشته. همش هم حواسش هست به سختی نیفتم. کلا لحنش و نوع برخوردش با من شده عین همون قدیما که همه به رابطه من و استادم و این که چقدر هوای منو داره غبطه می خوردن .
نمی دونم واقعا چی شد که یهو انقدر خوب شد با من. یعنی تاثیر نامه ای که اوایل دعوا واسش نوشتمه یا این که وقتی دید هر چی شرایطو سخت کرد من بازم گفتم دوست دارم با شما کار کنم که بهش فهموند من واقعا کار کردن باهاشو دوست دارم و الکی نمی گم. البته علاوه بر کارای مقاله ام چند تا کار جانبی مربوط به خودشو هم الان بهم داده ولی ارزششو داره اون کارارو انجام بدم، در عوض استادم هم هوای منو داشته باشه و تو زمینه مقاله و توصیه نامه کمکم کنه.
خلاصه این که الان " همه چی آرومه، من چقد خوشحالم"
جز این که سرم به شدت شلوغه









علاقه مندی ها (Bookmarks)