سلام
و تشکر از همه اعضای محترمی که با نظرات بسیار بسیار ارزنده خود در مورد موضوع بسیار مهم «حجاب»این تایپیک را مزین کردند.
انسان موجودی است که ذهن کاوشگرش همچنان درپی جستجوی مطالب و علوم جدید و الگوهای مناسب برای روح کمالگرایش می باشد. او موجودی جبراگرا نیست، خداوند انسان را آزاد آفریده است و از اینکه انسان آزادنه و با اختیار و اراده خویش او را طلب می کند و در جستجوی رسیدن به اوست لذت می برد.
با این حال در زمانهای گذشته پیامبران و کتب آسمانی بسیار برای هدایت او فرستاده است، چرا؟ چون عقل و هوش انسان هنوز به رشد و استقلال کافی دست نیافته بود، ولی بعد از فرستادن آخرین پیامبرش و فرستادن آخرین و کاملترین کتاب هدایتگرش دیگر نیازی بر فرستادن پیامبر و کتاب نمی دید.
من تا سن 15 سال بر اساس گفته ها وتجربیات خانواده و معلمان پرورشی دبیرستان از دینم اسلام پیروی می کردم، و همیشه سوالات بسیار در ذهنم شکل می گرفت که هیچکدام حتی معلم و پدرم پاسخگوی سوالات من نبودند نمونه آن همین حجاب و پوششم بوده است.
من به اصل وجود خدا و یکتا بودنش اعتقادی راسخ داشتم، ولی راه رسیدن به او را دقیق نمی دانستم چون عقل خود را در شناخت جامعه پیرامون خویش و حتی شناخت خود و قوانین و راه هدایتم ناقص یافتم و می دانستم که تنها با ابزار عقل هیچگاه به مقصود نخواهم رسید و باید از نیروی خارج از عقل که توان عروج به عالم معنی را داشته باشدیعنی «فطرت» کمک گیرم. و داشتن یک الگو که با فطرت من قرین باشد لازم دانستم.
بنابراین با خواندن مو به موی قرآن همراه معنی ، عضو شدن در کتابخانه عمومی و کتابخانه دبیرستان و ورود به دانشگاه ومطالعه کتابهای تفسیر موضوعی قرآن و مطالعه کتابهای آسمانی دیگر ادیان مثل زبور و انجیل و...
دین اسلام را در بین ادیان کاملترین دین یافتم و قوانین آن را با روح آزادم نزدیکتر دانستم. بنابراین پیروی از قوانین آنرا بر خود واجب دانستم ، و الگوی خویش را یافتم.
به واجباتش عمل می کنم، چرا؟
چون دینم از من خواسته است، گفته باید نماز بخوانی،باید زکات دهی، باید روزه بگیری،...
در مورد بایدهایش هم هنوز کنجکاوانه جستجو می کنم ولی انجامش می دهم. چون احساس می کنم خدای من صددر صد به طور یقین ابعاد بسیاری را برای رشدم و هدایتم در آن در نظر گرفته که عقل ناقص من هنوز قادر به فهم تمام آنها نیست ولی از تلاش و جستجو دست بر نمی دارد و در پی یافتن این ابعاد می باشد.
به عنوان مثال دانشمندان از نظر پزشکی و روانشناسی و ورزشی و غیره به دانشهای بسیار جالبی در مورد روزه و نماز دست یافته اند که بسیار شگفت انگیز است، و در حالی که خدای من ، مخلوق من از ابتدا بر این علوم واقف بوده است.
در مورد حجاب هم همینطور می باشد، شاید من نتوانم همه دلایل داشتن پوشش ظاهر را با عقل مادی خودم درک کنم،
ولی فطرت و روحم داشتن حجاب ظاهر و باطن را می پسندد.
من اعمالی را که انجام می دهم فقط برای خداست نه برای بهشت و پاداش یا دیگران.
می خواهم یک بنده واقعی باشم آنگونه که خالقم می پسندد، البته با آزادی کامل و اراده و اختیار، من با داشتن اعتقادی کورکورانه مخالفم.
اگر این رژیم هم برگردد و یا به هر کجای این جهان بروم و زندگی کنم باز هم الگوی خویش را تغییر نخواهم داد و همچنان به راهی که برایم تعیین شده ادامه خواهم داد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)