دل سوخته عزیز من هیچی رو از شوهرم پنهان نمی کنم اتفاقا ما در این مورد با هم صحبت کردیم وبه خاطر اینکه یه قاضی بی طرف نظر خودشو بده من اینجا آمدم البته اون روز یه کم بین ما شکر آب شد ولی با راهنمای شما عزیزان حل شد.
تشکرشده 11 در 5 پست
دل سوخته عزیز من هیچی رو از شوهرم پنهان نمی کنم اتفاقا ما در این مورد با هم صحبت کردیم وبه خاطر اینکه یه قاضی بی طرف نظر خودشو بده من اینجا آمدم البته اون روز یه کم بین ما شکر آب شد ولی با راهنمای شما عزیزان حل شد.
آسمان آفتابی (پنجشنبه 23 شهریور 91)
تشکرشده 2,441 در 754 پست
نوشته اصلی توسط آسمان آفتابی
باید عرض کنم خیلی کار خوبی نکردید که به همسرتون گفتید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من ی مرد متاهل هستم و بهتر میتونم احساس مردا رو درک کنم. ته دلش میمونه حتی اگه بظاهر چیزی نگه. تا آخر عمر مثل ی تلنگر هر سال که تولدتون میرسه تو مغزش میزنه!
چه لزومی داشت حالا که به اون آقا تذکر داده بودید و دیگه همه چیز تمون شده بود به شوهرتون بگید؟واقعا چرا؟لزومی داشت؟
کامران (شنبه 04 آذر 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)