RE: با چه بهونه ای می تونم دیگه درس نخونم؟
کاش منم یه مامان داشتم که مجبورم می کرد درس بخونم یا حداقل فرق ارشد و کارشناسی رو می فهمید ... کاش منم ارشد تهران رو قبول می شدم... وااای خدا کاش منم هنوز ازدواج نکرده بودم و با خیال راحت می رفتم پی درسم تا حداقل بعدا بچه هام افتخار کنن مارد تحصیلکرده دارن... کاش خرج تحصیل برای بابای منم مهم نبود و هر شهری من رو می فرستاد...
اصلا کاش منم اینقدر درس خونده بودم که خسته می شدم!!!
آخه خدایا چرا ماها بابت نعمتایی که بهمون دادی شکر نمیکنم و همش با نشکری اذیتت می کنیم؟؟؟ چرا وقتی ارشدی که خیلی ها آرزوشونه رو بهمون می دی... با ناشکری تموم بهت گلایه می کنیم که من خستم... این دیگه چی بود گذاشتی تو دامنم؟؟؟
وقتی قرارمان پروانه شدن است ، بگذار روزگار هرچقدر میخواهد پیله کند .
علاقه مندی ها (Bookmarks)