امروز دوباره با استادم جلسه داشتم. جلسه امروز خوب بود. کم کم داره یخ استادم باز میشه و برخوردش با من مثل قبل میشه. اولش یه کم خشن بود و طوری برخورد کرد که من بغض کرده بودم. خودشم متوجه شد که چقدر رنجوندم. ولی بعدش باهام خوب برخورد کرد و دوباره در مورد بعضی مسائل کاریش که خیلی سرّی اه و به هیچ کس نمیگه با من صحبت کرد که نشون میده اعتمادش بهم برگشته.
بعد در مورد رفتنم ازم سوال کرد و پرسید که نمره زبانمو گرفتم یا نه. منم از فرصت استفاده کردم و براش شرایط آیلتس و وضعیت کنسل شدن آزمون ها و این که باید به سرعت خودمو آماده کنم رو گفتم. اونم گفت خب تو که زبانت خوبه برو امتحان بده، کفتم می خواستم تا آخر مهر بخونم و امتحان بدم که حالا باید یه ذره عقب بیندازم. الان خوبیش اینه که ذهنش آمادگی داره که من امتحان زبانم هم تو اولویته. چون تو جلسه صحبت از چند تا کار جدید می کرد که بعد از تموم شدن مقاله ها می خواد بهم بده. شاید این جوری شرایط منو هم در نظر بگیره و بعد از مقاله های خودم برای زبان خوندنم هم وقت در نظر بگیره. الان با وضعیتی که دارم فکر می کنم بتونم سریع کار مقاله ها رو جمع کنم و بعدش زبان هم بخونم.
خداروشکر ماجرای من و استادم هم عاقبت به خیر شد








علاقه مندی ها (Bookmarks)