ممنون از پاسختون
راستش زیاد موافق نیستم با دیدگاهتون
ولی خوب تهش هر کس یه جور راحته دیگه... و نظرات شمام کاملا قابل احترامه
فقط چند تا موردو بگم
1-این مقایسه از نظر ظاهر که میگین اتفاقیه که در هر مقطع زمانی ممکنه اتفاق بیوفته و چه بهتر که هرچه سریعتر در همون جلسه اول بیوفته...همیشه زیباتر از هرکسی وجود داره...اگه کسی می خواد مبنای تصمیمشو این قرار بده که دختر میز بقلی خوشگل تر بود پس من این خانمو انتخاب نمیکنم چه بهتر که نکنه!
2-من نظر نسل پدر و مادرهامونو در مورد زیاد صحبت کردن گفتم... نه خودمون(البته هنوزم تعمیمش نمی دم)
3-دقیقا چون استقلالی که ما دنبالشیم استقلال فکریه من میگم این نوع برخورد نشان دهنده استقلال فکری طرف ماست ...در این حالتی که من میگم طرف باید خودش تصمیم بگیره... وقتی جلسه تموم شد و رفت هی به مامان و عمه و خالش نمیگه« نظر شما چیه؟!! » و اونها هیچ تاثیری (خواسته یا نا خواسته) روی تصمیم گیری اون ندارن...خودش تصمیم میگیره و این نشوون میده که استقلال فکری داره که حاضر شده تنها بیاد و تنها تصمیم بگیره
4-ببینین این که به قول شما ما یه پکیج هستیمو قبول دارم! اما توی یه پکیج هم بعضی چیزها مهمتر از بعضی چیزهای دیگست...که بهتره اول به مهم ها پرداخته بشه تا خدایی نکرده سر تجربه کم «غیر مهم ها(مادیات و...) »عاملی نشه واسه نا دیده گرفتن« مهم ها(افکار و رفتار شخصی)»...به موقع خودش به الویت های بعدی هم پرداخته میشه ...اما من میگم مبنای تصمیم اولیه نباید چیزی جز شخصیت و ویژگی های خود فرد باشه...معلومه که بعدا باید به بقیه ویزگی هام از قبیل خانواده و مادیات و فرهنگ هم پرداخته بشه
5- در مورد اون قضیه خصوصی بودن گفتگو ها هم ...اگه این جوری بخواین در نظر بگیریم که فکر کنم شما کلا با قضیه کافی شاپ مشکل دارین...این جوری که آدم با دوست و خواهر برادرشم نباید بره کافی شاپ چون دیگران به حرفاشون گوش میدن








علاقه مندی ها (Bookmarks)