
نوشته اصلی توسط
اندیشه 22
اون 1 که اتفاق خیلی خوبیه!! از اول تکلیف همه مشخص میشه! بالاخره ما توی این جامعه ایم و این دخترها همیشه اطرافمون هستن پس چه بهتر که زود همه چیز منتفی بشه
ببينيد من اينجا اصلا بحثم اين نيست كه يه پسر در برخورد با خانمهاي ديگه بايد چه جور رفتار كنه بحثم اينه كه خواسته يا ناخواسته شما داريد همديگه را انتخاب ميكنيد. از طرفي هممون ميدونيم زيبايي و خوش تيپ بودن (مثل حيلي از معيارهاي ديگه) نسبي هستند. خوب من وقتي وارد يه محيط بشم كه پنج نفر از شما خوشگل تر وجود دارند معلوم زيبايي شما به چشم نمياد البته برعكسش هم صادقو اون اين كه پنج نفر زشت تر از شما باشند و خوب شما زيبار به نظر ميرسيد
اتفاقا یکی دیگه از دلایلی که من دوست دارم دفعه اول اون جوری پسندیده بشم اینه که دوست ندارم کسی عاشق خوونمون یا سلیقه مامانم(که خیلی هم با من 1-قضاوت طرفین از همدیگه فقط به خاطر رفتار و ظاهر خود طرف هست و پارامترهای خانواده و خانه(پولدار بودن یا نبودن هر کدام از طرفین) ملاک قرار نمیگیره
2-طرفین راحتتر می توونن با هم صحبت کنن و دیدگاههای همدیگه را بدونن چون دیدگاههای نسل امروزی با دیگاههای نسل پدر و مادرامون در مورد روابط دختر و پسر خیلی متفاوته( برای مثال اکثرا (و نه همیشه) وقتی دختر یکم زیادی سوال بپرسه در حالی که حقشه نسل قدیمی اینو میگذارن پای وقاحتش!!و اصولا چون ما اینو میدونیم خجالت میکشیم خیلی صحبت کنیم)
خوب بالاخره كه چي؟ اين خانم بعدا مادر شوهر شما هست يا نه؟ بعد ميخواي با طرز تفكرش چكار كني؟
من خودم خواستگاري زياد رفتم چه تو منزل چه تو كافي شاپ... اون چيزي كه ممكنه يك دختر را وقيح (عذر ميخوام از بكار بردن اين كلمه) نشون بده نوع ادبيات و نحوه گفتمانش هست نه ميزان سوال پرسيدن
بعلاوه اينكه شما وقتي خواستگار مياد منزلتون بعد از مدت زماني از جمع جدا ميشيد و دو نفري به گفتگو ميپردازيد و ان موقع هر چي دلتون ميخواد ميتونيد سوال بپرسيد
3-روابط اجتماعی و میزان استقلال هرکدوم از طرفین بهتر محک زده میشهي
قبول دارم روابط اجتماعي بهتر شناخته ميشه اما اين را هم ميشه بعد از جلسات اوليه شناخت در منزل هم فهميد
نميدونم چطور ميزان استقلال را با كافي شاپ رفتن مرتبط ميدونيد. استقلالي كه ما تو ازدواج بايد دنبالش باشيم استقلال فكري و تصميم گيري هست كه اين هم خيلي به اين كه من من تنها بيام كافي شاپ يا نه برنميگرده
4-اگر واقعا قراره که علاقه ای از روی شناخت صورت بگیره این علاقه شکل میگیره و بعدا پارامترهای دیگه که از اهمیت کمتری برخورداره دخیل میشهفرق داره) یا پول بابام بشه یا حتی فرهنگ خانوادگیمون بشه! آره اینا تاثیر گذاره...اما نه در اون جلسه اول...
در نظر بگیرین که هرکس در ابتدا باید فقط و فقط به خاطر خودش پسندیده بشه و بعد بریم سر پارامترهای محیطی و خانوادگیش (قبول دارم که اونهام در جایگاه خودش مهمه )
ببينيد ما نميتونيم اين واقعيت را نديده بگيريم كه ما يك مجموعه (پكيج) هستيم. من خودم هستم خانواده ام هست فرهنگم هست وضع مالي پدرم هست و .... نميشه پسر يا دختر بگند من را فقط برا خود خودم بخواه به اين مفهومي كه شما گفتيد
من متوجه هستم شما چي ميگيد در واقع ميگيد مثلا اگه وضع پدر شما خوب دوست نداريد طرف بخاطر پول پدرتون با شما ازدواج كنه، درسته؟ خوب اين را به نظرم بايد در مراحل اشنايي و اينها فهميد يا با گذاشتن شرايطي كه مشخص كنه ...
مثلا من خارج از كشورم اگه ببينم طرف اين قضيه براش ملاك انتخاب من شده ميگم ببين من ميخوام برگردم ايران زندگي كنم حاضري ؟
دخترهام در ابتدا خوونه آقا پسرها و چیدمان خوونشونو و در پی اش فرهنگی که از این راه شناخته میشه را نمی بینن و تصمیم میگیرن اون وقت چه طور شما این حقو برای پسرها قایل میشین؟!
اين بخش غلط فرهنگ ازدواج ماست. به نظرم خانواده دختر بايد جلسه سوم يا چهارم خواستگاري را تو خونه پسر برگذار كنند
آره کافی شاپها معمولا شلوغه همین باعث میشه که به قول شما اصلا میدون احساسات باز نشه و خوب همه دارن صحبت میکنن شما هم یکی مثل اونها دیگه...
ممنون از پاسختون
ميدان احساست به ميزان صميميتي هست كه ما با فرد مقابل احساس ميكنيم كه ربطي به شلوغي اطراف نداره و بيشت به نحوه گفتمان برميگرده
اون شلوغي نميذاره ادم تمركز كنه طرف داره چي ميگه و به نظرم احساس اينكه چند نفر غريبه دارند به خصوصي ترين مسائل زندگي شما گوش ميدهند حس جالبي نيست
بازهم ميگم من نميگم و نگفتم كافي شاپ غلط اما تجربه خودم ميگه خونه خيلي بهتره
علاقه مندی ها (Bookmarks)