به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    sisili عزیز

    چرا تنهایی خانم؟
    اینجا که بچه ها به حرفات گوش میدن و هر کی هر چی به ذهنش رسیده رو میگه.

    عزیزم هر موقع احساس کردی کم آوردی بیا پست ها رو از اول بخون.

    بعدش هم قرار شد بری مشاوره. شاید حتی اوایل درمانت نیاز داشته باشی دارو مصرف کنی تا یه کم ذهنت آروم بشه. چرا اینقدر امروز و فردا میکنی خانمی؟ خب بگو کی میری دنبال وقت مشاوره؟

    ببین مشاور چطور تو یک جلسه متوجه مشکل بهار شد و بهش راهکار داد.

    یک نکته دیگه: از اول این تاپیک برداشتم این بود که سیسیلی حس میکنه تنهاست و کسیو نداره که باهاش دردودل کنه .درسته؟ همسرت مرد خوب و پدر مهربونی هست ولی تو نیاز به یه هم صحبت خانم داری. رابطه ت با دوستات در چه حده ؟ دختر خاله و دختر دایی و فامیلی که بتونی یه سری حرفای خانومانه رو بهشون بگی داری ؟ اصلا رفت و آمدات در چه حده ؟ وقت بیکاری داری ؟ یا این کوچولوها همه وقتت رو میگیرن؟

  2. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (سه شنبه 14 شهریور 91)

  3. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    سلام سیسلی جان
    خوبی عزیزم؟

    من درمورد شما خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که شما شدیدا امواج منفی رو جذب میکنی.و خیلی هم منفی نگری.

    نمیدونم چقدر به این امواج منفی که در اطراف ما هست اعتقاد داری

    شما هرچه انرژی منفی در اطرافت هست رو جذب میکنی .بدون اینکه ذره ای انرژی های مثبت رو ببینی.بنابراین همیشه نگرانی .

    ضمير خود آگاه با شناسايي جهان پيرامون سر وكار دارد كه به كمك حواس پنج گانه صورت مي گيره

    . اين ذهن هر چيزي را به همان گونه كه واقعاً ديده مي شود مي بينه . مرگ ، بيماري ، فقر و تنگنا را مشاهده مي كند و بر ضمير نا خود آگاه اثر مستقيم دارد . وقتي ذهن خودآگاه مملو از ترس ، نگراني و ... باشد ،

    اين حالت در ضمير نا خودآگاه نيز نفوذ مي كند و انسان را به سمت ترس و نگراني مي برد.اما اگر ضمير خودآگاه داراي افكار مثبت باشد بر ضمير ناخود آگاه اثر كرده و انسان را به سوي موفقيت سوق مي دهد.


    اين ما هستيم كه زندگي خود را مي سازيم . آن چه كه شما را به زندگي اميدوار مي كند وفكري كه شما را به خوشحالي و هيجان مي رساند ، از افكار مثبت سرچشمه مي گيرد .

    هرگونه كه فكر و عمل كني ، بازتابش را خواهي ديد. به عبارتي گويي از پشت شيشه اي رنگي به زندگي مي نگري و با هر رنگي كه به وقايع و رويداد هاي بيروني نگاه كني ، همان گونه آن ها را حس مي كنيم.

    پس ما مختاريم هر ديدي داشته باشيم .وجودلايزال الهي ما را مختارآفريده است؛ او كريم است و ما را آزاد خلق كرده ، حتي اجازه داده تا احساس بدبختي و بيچارگي داشته باشيم. همچنين اين قدرت را به ما داده است كه با ايجاد افكار و ديد مثبت ، خوشبختي را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتك سلول هايمان حس كنيم.

    تصوير ذهني مثبت در احساس ما بيشترين نقش را دارد. ما مي توانيم موفقيت ، خوشحالي و سلامتي را به خود تلقين و تأكيد كنيم. مي توانيم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشيدن و اداي‌كلمات ايجاد كنيم.

    اما چند نکته:

    1.دل ما هميشه به طرف انديشه ها مي رود.

    2- ضمير ناخود آگاه در محيط مثبت رشد مي كند.

    3- در محيط مثبت رشد كردن ، باعث ايجاد قدرت مي شود.

    4- كلمات مثبت را هميشه به كار بگیر.

    افكار منفي : هر فكري كه شما را مي آزاره ، عصبي مي كند ، مي ترساند و آرامش شما را بر هم مي زند يك فكر منفیه

    . چنان چه شما به طور ذهني در برابر زندگي به مقاومت بپردازي تراكم عاطفي در ضمير باطن شما خفه خواهد شد و موجب پديدار شدن شرايط منفي مي گردد.

    آنتوني رابينز براي دور كردن افكار منفي پيشنهاد مي‌كند كه 10 روز روزه فكري بگيريد و در آن 10 روز از هرگونه فكر ، احساس ، كلمه ، پرسش و يا مثالي كه جنبه هاي منفي داشته باشد ، دوري كنيد.


    یادت باشه سیسیلی جان

    اگر شما بتونی از راهای طبیعی به ارامش برسی خیلی بهتره تا اینکه به روانپزشک مراجعه کنی و با یه سری قرصهای رنگ و وارنگ بخوای مشکلت رو حل کنی

    شما وقتی امواج منفی رو جذب میکنی در واقع داری به خودت اینطور میگی:

    امروز باید برای همسرم اتفاق بدی بیفته.
    امروز باید از مدرسه و یا مهد بچه ها بهم زنگ بزنن و بگن برای اونا اتفاق بدی افتاده

    مثلا ببین 20 روز اگر بگی من زیبام...من خوش اندامم...کم کم بهت القا میشه که خوش اندام و زیبایی.حتی دیگه کیف میکنی خودت رو جلوی اینه ببینی



    حالا چه اشکال داره مدام با خودت بگی الان خانواده من در صحت و سلامت کامل هستن.ظهر میان خونه و همه گشنه هستن و باید غذای خوبی درست کنم.

    نباید بذاری فکر بد بهت هجوم بیاره اما وقتی اورد میتونی همون موقع یه مقدار کمی صدقه بذاری کنار و به لطف و قدرت خدا ایمان داشته باشی.

    بدونی اگر بچه هات با 100 تا بادی گارد باشن اگر خدا بخواد اون اتفاق میفته و اگر هم بچه ات تنها در اتوبانی باشه بازم اگر خدا اراده کنه یه تار مو از سرش کم نمیشه.

    تو فقط باید تمرین کنی که یه مدت فکر منفی نکنی.همین.

    هربار افکار منفی میان سراغت یه جا علامت بذار یا خودتو جریمه کن.
    ضمن اینکه من شرایط کاری شما رو نمیدونم.اگر در توانت هست حتما حتما یه ورزش رو شروع کن.ورزش بهت ارامش خاصی میده و در تمتم مدتی که در ورزش هستی به خودت و بدنت اجازه میدی که ارامش بگیره و کمتر فکر منفی کنی

    موفق باشی


  4. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (سه شنبه 14 شهریور 91)

  5. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    سلام
    بهار صبا و مریم از همگیتون ممنون.
    پستهای هر کدومتون و چند بار خوندم. حق با شماست و خودمم می دونم که خیلی افکار منفی دارم. من کلا ادمی هستم که خیلی خیال بافی دارم. از بعضی از خیالهام لذت می برم همونی که مدیر گفت مثلا افکار پول دار شدن افکار بزرگی جسمی و روحی بچه هام و ....
    اما این فکر از دست دادن اونا لحظه ای و تهاجمی به مغزم حمله می کنه از لحظه هجومش به مغزم دنبال فرارم این طور نیست که یک گوشه ای بنشینم و فکر کنم که خب همسرم و از دست دادم یا فزرندم و از دست دادم حالا به بعدش فکر کنم و به بد بختی و ...
    وقتی این افکار به ذهنم حمله می کنن من دنبال فرارم صدقه میدم دعا می کنم تلویزیون نگاه می کنم با بچه ها بازی می کنم و ... اما همش حین انجام هر کدوم از این کارها ته دلم دلشوره دارم و خودمم می دونم این دل شوره از کجا اب می خوره. من از این که تو یه روز این هم دعا می کنم خسته شدم از این که مدام دارم از این افکار فرار می کنم خسته شدم. شاید بد نوشتم که شما فکر می کنین من خودم می شینم و این افکار و به ذهن میارم .
    یادمه وقتی پدرم میومد خونه ما وقتی که از در بیرون می رفت عادت داشت که من از پشت پنجره براش دست تکون بدم و اون بوق بزنه و بره تا زمانی که دور می شد نگاهش می کردم و این فکر میومد تو مغزم که نکنه این بار اخری باشه که بابا اومده اینجا بعد حالم خراب می شد دنبال فرار از این فکر دعا می کردم صدقه می دادم و ...
    تا مدتها بعد از فوت بابام فکر می کردم این افکار مزخرف من باعث ازدست رفتنش شده.
    بله روح من ازردس می دونم. ولی به خدا خودم این افکار و نمی پرورونم.
    صبا جون ارتباطم با دوستام نسبتا خوبه ولی نمیتونم این حرفا رو بهشون بگم برای یکیشون گفتم بهم خندید و گفت نترس رضا تا اخر عمر بیخ ریشته حالا مگه تحفس اینقدر عاشقشی. گفتم من همسرم و بچه هام دوست دارم با تمام ایراداتی که داره. ولی من بیشتر نگران تنهایی خودمم چون تا اومدم به یکی تکیه کنم از دستش دادم. تو بچگی مامانم بزرگی بابام. الانم همسرم. این حرف و نمی تونم به همسرم بگم خب دلش می شکنه می گه تو من به خاطر تنها نبودن خودت می خوای؟؟
    این حرف و اینجا به شما می تونم بگم من از تنهایی می ترسم. از این که مجبور شم تنهایی بچه هام بزرگ می کنم می ترسم . من از مریضی سرطان می ترسم. چون مامانم داشت. خون از دماغ پسرم میاد می برمش دکتر ازمایش بده خیالم راحت شه. دخترم یه کم ارومه میدوم ببینم نفس می کشه یا نه.
    چند روز پیش همسرم می خواست بره سر کار خوابش میومد از اتاق خواب رفت تو هال دراز کشید من رفتم ببینم پس چرا نمی ره دسشویی و حاضر شه دیدم اونجا خوابیده.( صحنه ای که در مورد بابام بود تو خونه ما تو هال افتاده بود وقتی رفتم سراغش تنها فکری که نمی کردم مرگ بود اورژانس که اومد گفت نیم ساعتی می شه تمام کرده) وقتی دیدم همسرم اونجا خوابیده پاهام سست شد نفهمیدم چطور دویدم به سمتش و تکونش می دادم بیچاره یه دفعه از خواب پرید 2 روزم باهام قهر بود می گفت تو دیوونه ای من و خسته کردی با این افکار مزخرفت.
    من مریضم خودمم می دونم.
    چشم هفته دیگه وقت دکتر می گیرم.


    بای

  6. کاربر روبرو از پست مفید sisili تشکرکرده است .

    sisili (جمعه 17 شهریور 91)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    سلام سیسیلی جان

    ما اینجاییم که حرفاتو بشنویم دیگه !! حرفایی که نمیشه خیلی جاها و به خیلی افراد گفت.

    درک میکنم تنهایی یعنی چی تکیه کردن یعنی چی. پشتت یه دفعه خالی شدن یعنی چی

    ولی یکی هست که هیچ وقت پشت آدمو خالی نمیکنه.
    شاید حرفام کلیشه ای باشه.

    اصلا دوست ندارم بگم این دعا رو بخون مشکلت حل میشه ولی...

    درست موقعی که از همه نا امید شده بودم حتی از پزشک و مشاورم که نقش سنگ صبورم رو داشت مصادف شد با شبای قدر و دعای جوشن کبیر. واقعا به یه تکیه گاه نیاز داشتم و خیلی از نیازهامو می دونستم.
    پروردگارم تو این دعا خودشو رو کامل بهم معرفی کرد. دوست کسی که هیچ دوستی نداره. تکیه گاه کسی که تکیه گاهی نداره و خیلی چیزای دیگه که من می خواستم
    الان هر جا کارم گیر میکنه یه عبارت از اون دعا میاد تو ذهنم. الان دیگه میدونم تنها نیستم حتی اگر کل این دنیا کن فیکون بشه.
    ببخشید اینجا دردو دل کردم

    خوشحالم که تصمیم گرفتی به مشاور مراجعه کنی.

    منتظریم که از نتیجه مشاورت بهمون بگی

  8. کاربر روبرو از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده است .

    صبا_2009 (شنبه 18 شهریور 91)

  9. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    من فقط ی جمله عرض میکنم.
    واقعیت هایی در زندگی وجود داره که دیر یا زود بلاخره اتفاق میافته و قسمتی ااز زندگیه(زندگی همینه) پس از این روزهای خوبی که الان داری استفاده کن که بعد از اینکه اتفاقی بیافته دیگه برنمیگرده و آدم فقط افسوس میخوره/ با واقعیت زندگی کنار بیا و به خدا توکل کن.


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس از دست دادن عزیزانم دیوانه ام کرده.(آقای sci لطفا کمک کنید)
    توسط shabe niloofari در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 30 شهریور 92, 11:08
  2. از مادر بودن خسته شدم ("مادر بودن" برای نزدیکان و عزیزانم)
    توسط Royya در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 آذر 91, 04:18
  3. ترس از دست دادن عزیزانم
    توسط Bita mahdavi در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اسفند 90, 11:40
  4. +درخواست کمک و همیاری از همه عزیزان
    توسط SaMaN HAMDARDI در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 بهمن 88, 09:55
  5. +کمک و راهنمایی شما عزیزان...آیا درست است ؟
    توسط nashenas2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 شهریور 87, 07:46

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.