از همدردیها و البته نکات خوبی که بهش اشاره میکنین ممنونم.
من قبلا بارها پیش مشاور رفتم و از اون طریق فقط تونستم تحمل خودمو رو مشکلاتم بیشتر کنم اما متاسفانه برای مادرم تا الان هیچ کاری نتونستم بکنم.
از مامانم بارها خواستم پیش مشاور بره و البته اشاره ی مستقیم به موضوع خودش نکردم چندین بار گفتم کلی.اما فکر نمیکنم رفته باشه.
خواهرم 17وبرادرم 13ساله اند.
پدربزرگم زنده ست و قیم امور مالی ایشون بود که مادرم ازش وکالت گرفت و چون با رضایت خود پدربزرگم بود کاری از من ساخته نبود.
رابطه ی مادرم با خواهر و برادرم خیلی هم بد نیست به خصوص بعد از فوت بابا اون دوتا خیلی تنها شدن و با اینکه از مامانم ناراحتن اما همیشه نگران از دست دادنش هستن.و به طور کلی مادرم تو خونه احترام داره و هنوز این حرمتها نشکسته منم تا الان تحملش میکردم اصلا به روی خودم نمیاوردم داره چیکار میکنه.تا اون روز که دیگه متاسفانه از کوره در رفتم.
آره مامانم کلا در مورد این ماجرا خودشو محق میدونه و هروقت خواستم باهاش صحبت کنم ناسزا گفته و اینکه به من هیچ ربطی نداره و مگه من فضولم؟!
بله دقیقا پدرم به خاطر حفظ آبروی خانوادگی و البته احترام خاصی که برای خانواده ی مادرم قائل بود این موضوعو تحمل کرد باید حالشو میدیدین............پدرم به خاطر شغلی هم که داشت مجبور بود گند چیزی رو درنیاره(شغلش سیاسی بود)
رابطه ی من با شوهرم خوبه ممنونم که بهم یادآوری میکنین نباید بذارم به واسطه ی مشکلات من اونم خسته بشه من هم تمام تلاشم رو میکنم.
بیشتر سعی میکنم از درس و کارم بزنم تا خونه و همسرم.معمولا سعی میکنم ظاهر آراسته و خندونی داشته باشم و تا میتونم سعی میکنم براش کم نذارم اما قبول کنین شرایط سختی دارم و از درون دارم تهی میشم
اما خدارو شکر همسرم خیلی درکم میکنه و تا میشه باهام راه میاد.به مامانمم خیلی احترام میذاره و هیچ وقت حتی یک بار درمورد این ماجراها اظهار نظر نکرده
الان مدتهاست که کار نکردم و از اول مهر میخوام به کار برگردم روحیه م واقعا شکننده شده کاش میشد یکم آرامش به قلبم برگرده به خصوص اینکه هر روز دلتنگیم برای پدرم بیشتر میشه
برام دعا کنین
راستی فکور عزیز من اصلا استاد حقوق نیستم من در واقع یه جوجه وکیلم که تازه کارو شروع کردم اما خدارو شکر دوستای حقوق دان زیاد دارم پس از لحاظ حقوقی مشکلی برام پیش نمیاد فقط موضوع اینه که شکستن حرمتها خیلی سخته.درهر حال من اجازه نمیدم حق کسی از سهم الارث پدرم ضایع بشه به هر قیمتی.
مشکل اساسی تر وضعیت روحی خودم و خواهر و برادرمه دلتنگیمون برای پدرمون و تحمل زنی که نه میخوایم از دستش بدیم چون بالاخره مادره و هرچی باشه بچه هاشو دوست داره حتی اگه نمیتونه از دوست پسرش بگذره و خیلی مشکلای دیگه اینا واقعا داره غیرقابل تحمل میشه![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)