سلام:
درست مي گوييد شما.شايد من منظورم را درست مشخص نكردم.
توضيح مي دهم كه:منظور من اين بود كه بزرگتر ها نيازهاي كلي كه بيشتر جسمي است (خوراك -پوشاك -مسكن -خواب)راكه به قول شما بين موجودات زنده ديگر هم مشترك است راهمه معتقدندو متوجه هستند وانهارا ياد اور مي شونداما نيازها ي روحي و عاطفي و..... راكمتر (8 مورد نيازي را كه شما مطرح كرديد همه نياز روحي است.)
مثال :بزرگترهابه يك دختر توجه به اين موارد را توصيه مي كنند :
درمورد اشپزي و كدبانو گري و.......(خوراك)
درمورد وضع ظاهر و اراسته شدن و......(پوشاك)
درمورد نظافت منزل و اراستن خانه و.......(مسكن)
درمورد خواب بعضي ها اهميت مي دهندو بعضي ها هم نه.
اما درمورد تفاوت ها چه؟: اگاهي دادن درموردنوع محبت كردن دو جنس -درمورد چگونه دوست داشته شدن -درمورد چگونه ابراز احساسات كردن.چه طور ؟ ايا اينها مهمند يانه؟
نوع محبت كردن رامثال مي زنم .بعضي از اقايان فكر مي كنند با راه حل نشان دادن و كاري كردن محبت كرده اند و دوست داشته مي شوند .در صورتي كه خانمشان دوست ندارد شوهرش راه حل ارائه دهد ومي خواهد فقط به حرفش گوش داده شود و دوست داشتن را در گوش دادن مي داند نه كاري كردن.زن توجه شو هررامي خواهد و مرد بيچاره بي توجه به نياز زن دنبال راه حل هاي گوناگون براي رفع مشكل خانم.حالا شما قضاوت كنيد ايا (به جز عدم شناخت نسبت به تفاوت ها )كدامشان مقصراست؟زن يا مرد؟
بزرگتر ها بايد به همان اندازه كه نيازهاي مشترك و اساسي راگوشزد مي كنند بايد نيازها ي متفاوت روحي رانيز به دختران و پسرانشان گوشزد كنند .يانه خود دختران و پسران دنبالش بروند .

mashog haminjast بزرگوار به قول مدير محترم هردو ي ما يك چيز را مي گوييم اما به نوع متفاوت .
شعرتون قشنگ بود.از مطالبتون سپاسگزارم.