به نظر من هم لزومی نداره شما کاری بکنین بذارین خودش راه درست رو پیدا میکنه.
شوهر منم کاملا بی دین شده بود و هرکس تلاش میکرد به دین دعوتش کنه حساس تر میشد و بیشتر بدش میومد!
من این راهو رفتم ممکنه چیزای بدتری اتفاق بیفته،سعی کنین به کاراش کار نداشته باشین مدام بهش نگین اشتباه میکنه چون من اینکارو کردم و شوهرم با رفتارها و حرفاش تاثیر خیلی بدی روی من گذاشت و منم ضد دین شدم.
اما مرور زمان به من یاد داد که مرد خدای زن نیست تو هم خدای مردت نیستی.لزومی نداره ما همدیگه رو مثل هم کنیم الان میفهمم که اون مدتی که بی دین شده بودم تجربه ی بدی هم نبود.خیلی از آدما یکنواخت و ثابت راه میرن اما دقیقا نمیدونن دارن چیکار میکنن و دین هم براشون یه عادته.اما من که خودم این تجربه رو دارم میبینم که گاهی ایستادن و نرفتن هم بد نیست تا دوباره یه جایی خودت بفهمی و موتورت روشن شه.
به خاطر یه حادثه من به خدا برگشتم و برخلاف گذشته هیچ کاری به شوهرم نداشتم و زندگی روزمره مون به خوبی ادامه داشت.چرا فکر میکنی اگه شوهرت کنارت نماز نخونه آرامش نداری؟
اینطوری نیست تو به کارت ادامه بده به دین خودت استوار باش و هیچ تحمیل یا تحقیری به شوهرت نداشته باش.
من این راهو رفتم و در کنار نمازام از خدا میخواستم همسرمم به راه درست برگردونه و بالاخره این اتفاق افتاد.
به خدا ایمان داشته باش و مطمئن باش ما بنده ی خدارو بیشتر از خود خدا دوست نداریم پس بهتره فقط برای شوهرت دعا کنی و خدا خودش میدونه با بنده هاش چیکار کنه
ما مثل بجه های کوچیک و بازیگوشی هستیم که هی میخوایم دستمونو از دست مامانمون جدا کنیم تنها راه بریم ببینیم چه خبره اولش مادرمون هی دستمونو فشار میده که نریم اما گاهی کار به جایی میرسه که مامان فکر میکنه بذار بره یه بار که زمین بخوره خودش میاد و دیگه ام نمیره! خدا هم ممکنه یه جایی به خاطر رفتارای بد خودمون دستامونو رها کنه اما این رهایی همیشگی نیست و خودش دوباره بلندمون میکنه و زخمامونم خوب میکنه.
مطمئن باش اگه دعا کنی بهترین کاریه که برای همسرت کردی.به شعورش توهین نکن و بذار حسابی بازیگوشیهاشو بکنه بالاخره خودش برمیگرده
موفق باشی









علاقه مندی ها (Bookmarks)