RE: نمیخوام دیگه تو دوران عقد خونه مادر شوهر باشم. چطوری اینو بگم؟
عزیزم من در زمان عقدم که حدود 1/5 طول کشید فقط 2 شب خونه شوهرم خوابیدم که اونم به خاطر این بود که صبحش باید میرفتیم مسافرت از روز اول هم بهش گفتم نه حق داری شب بیای خونه امون و نه من میام و احساس میکنم این کارم درسته خیلی سخت گیرانه بود ولی برای ارزش من تو خانواده شوهرم بهتر بود حتی هر روز هم اونجا نمیرفتم با اینکه با ماشین فقط 10 دقیقه بین خونه هامون فاصله هست و مادرشوهرم از این کار من پیش بقیه تعریف میکرد من میگم هرچقدر بیشتر بری و بیای بیشتر واسشون عادی میشی مثلا اگه اولش براشون مهم باشه که جلوی تو چی بپوشن چطور رفتار کنن یا چطور پذیرایی کنن با رفت امد زیاد باعث میشی این چیزا دیگه مهم نباشه بهانه بیار و کمتر برو مامانت هم راست میگه باید از اول به حرفش گوش میدادی اما الانم دیر نیست
با خود پیمان ببندید
آنقدر قوی شوید که هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنیتان را به هم نریزد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)