سلام بهار خانوم
من هم به خاطر تصمیم بزرگتون بهتون تبریک میگم.
ایشالا یه کار دیگه، با آرامش بیشتر و با درآمد بهتر پیدا میکنین.
در مورد توضیح برای پدرتون. به نظر من لازم نیست با گفتن تمام حقایق، ایشونو نگران کنین. اما چیزی که مهمه اینه که دروغ هم نگین. مخصوصا اینکه به برادرتون گفتین محیط کارتون از نظر اخلاقی خوب نبوده. حالا اگه بیاین به پدرتون بگین که کارش سخت بود ممکنه حتی تعجب کردن برادرتون از این تناقض، باعث بشه که پدرتون شک کنه یا نگران بشه و ...
اما میتونین قسمتی از حقیقتو توضیح ندین. مثلا میتونین بگین مدیر علاوه بر کارهای معمولی که وظیفهی کاری شما بوده و در قرارداد ذکر شده توقعات خیلی بیشتری هم داشتن و حتی بعضی کارها که اصلا به شما مربوط نبوده و وظیفهی خودشون یا دیگران بوده رو هم از شما میخواستن که انجام بدین. و شما هم چند بار به طرق مختلف و کاملا محترمانه به مدیر گفتین که اینها وظایف من نیست و وظایف دیگرانه اما با بداخلاقی و تندخویی مدیر مواجه شدین. و همیشه این بداخلاقی تا مدتی بعدش ادامه پیدا میکرده حتی زمانی که شما کارتونو به نحو احسن انجام میدادین. بگین حتی چند بار فریاد کشیدن در صورتی که شما کارتونو کاملا درست انجام داده بودین. و خوب بعدش میتونین بگین که این زورگویی مدیر همیشه ادامه پیدا میکرده و میخواسته با دادن همان پولی که زمان امضای قرارداد وضع شده بود، چند برابر بیشتر کار بکشه. و به همین دلیل عطای این کار رو به لقایش بخشیدین و زدین بیرون. چند تا چیز هم میتونین بگین که برای آینده قصد دارین که هنگام امضای قرارداد تاکید بیشتری روی حدود وظایفتون داشته باشین که انشاءالله دیگر از این مشکلات به وجود نیاد.
البته اینها خلاصهی چیزهایی بود که خودتون در این تاپیکها گفتین. حتما مسائل قابل ذکر دیگهای هم موجود هستن. اونها رو هم به عنوان دلیل بگین. چند تا مثالشو هم تو ذهنتون داشته باشین که اگه پدرتون بیشتر پرسید مثالهاشو بدون فکر کردن بگین.
برای کار آینده بهار خانوم، لطفا حواستونو بیشتر جمع کنین که گیر چنین شیطانصفتهایی نیوفتین.
موفق باشین










علاقه مندی ها (Bookmarks)