خوب الان درکت میکنم اگه منم جای تو بودم احتمالا وضعم بدتر از تو میشد نمیدونم این حرفا که میخوام بگم شعاره یا نه ولی بهترین راه حلیه که به نظرم رسیده.
به نظر من بهتره که یه مدتی رو با خودتون خلوت کنین نه از این خانوم و نه حتی از اون اقا از هیچ کدوم سعی نکن که اطلاعاتی بدست بیاری. سعی کن که به دور از هر گونه هیجانی تصمیم بگیری همه چیز رو بررسی کنی زیاد هم به این فکر نباش که کی دروغ میگه و کی راست چون اگه بدونی اون اقا راست گفته اون موقع دیگه خیلی روش حساب میکنی و اگه بدونی دروغ میگفته نگرشت کلا منفی میشه(البته شناخت شما نسبت به ایشون میتونه کمکتون کنه اینکه ایا سابقه داشته به کسی دروغ بگه یا نه خیلی راستگو هستن و شما نباید انتظار داشتخ باشید که ایشون همه چیز رو همون اول به شما میگفتن)
گاهی وقتا ما ادما کارای میکنیم حرفایی میزنیم که بعد از مدتی میفهمیم که کارمون اشتباه بوده و تصمیم میگیریم جبرانش کنیم ببینید این اقا تا حدودی اشاره کرده بودن که یه کارایی کردن که ازش پشیمون هم هستن (شما باید ببینید که این پشیمونی واقعیه یا نه دارن تظاهر میکنن)
باید بگم ازدواجی که همراه با اپسیلونی شک و تردید درست نیست چون بعد از شروع زندگی مشترک این وضع بدتر هم میشه و در اون صورت زندگی رو برای هر دوتا تون جهنم میکنین تازمانی که شکتون از بین نرفته تصمیم نگیرید بهتره
یه جمله ای هست که میگه : همه ی چیزایی که میشنوی و نصف چیزایی که میبینی رو باور نکن پس سعی نکنید که زود قضاوت کنید و یه طرفه به قاضی برید
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)