سلامی دوباره.
.......................
به برادرم گفتم دیگه نمیرم.گفتم محیطش خوب نبود..گفت ازچه نظر؟؟گفتم اخلاقی..دیگه چیزی نگفت.
به مامانمم گفتم تصمیم دارم یه کار دیگه پیدا کنم اما نگفتم از اونجا انصراف دادم.
سخت ترین قسمت قضیه پدرمه..یه حس بد دارم.همش خیال میکنم حتی اگه من نگم چه مشکلاتی برام اونجا بوجود اومده چون زود اومدم بیرون پدرم چه فکری ممکنه راجب من کنه؟؟؟
حالم بده.
اما یه حس عمیقی بهم میگه خدا نگهدارم بوده که این قضیه پیش اومده و من اومدم بیرون.فقط امیدوارم کار پیدا کنم و خونه نمونم.
موفقباشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)