بهار جان اینجوری که من برداشت کردم اخلاق پدرت حداقل تو این مورد که ته هر چیز رو در میاره مشابه پدر منه.
همه دوستان گفتن به خانواده بگو چه مشکلی پیش اومده، اما نظر من عکس اینه
من اگه جای شما بودم به خانواده ام نمی گفتم به خاطر رفتار بد کارفرما اومدم بیرون. چون درسته اگه پدر و مادر منطقی فکر کنن باید به خودشون ببالن که دخترشون حاضر نیست تو هر محیطی کار کنه و اگه کسی قصد سو استفاده داشته باشه، دخترشون قید موقعیت کاری خوب رو می زنه تا خودشو حفظ کنه اماااااااااااا....
همیشه اینجوری نیست. خانواده به دلیل نگرانی هایی که داره این تصویر همیشه جلوی چشمش می مونه که نکنه دختر من هر جا که میره کار کنه از این مشکلا سرش بیاد. نکنه مقاومتش یه روز کم بشه. نکنه ناخواسته به دام این روابط بیفته. نکنه طرف این قدر گرگ باشه که دخترم گول بخوره. نکنه یه وقت به اجبار فیزیکی به دخترم ...
و هزار تا نکنه و نگرانی های دیگه. اون موقع ممکنه که به خاطر ترس از به وجود اومدن مشکل برای شما، با کار کردنتون مخالف بشن و یا اون قدر حساسیتشون در مورد کار شما زیاد بشه که جلوی استقلالتون رو بگیرن.
مثل این حالت می مونه که هر روز که از بیرون میای خونه برای مادر و پدرت تعریف کنی که مثلا فلان پسر دنبالم راه افتاد، یکی دیگه متلک گفت، یکی اینو گفت، یکی اونو گفت. بدترین حالت اینه که خانواده به شما اعتماد ندارن و همه رو می گذارن به حساب مشکل در رفتار و یا پوشش شما. اما اگه شرایط خیلی خوب باشه و خانواده اطمینان کامل هم به شما داشته باشن به دلیل ترس و نگرانی از جامعه بیمار ممکنه در مورد رفت و آمدتون حساس بشن.
بالاخره پدر و مادرن دیگه. نگران همیشگی فرزنداشون
من اگه جای شما بودم با بررسی رفتار پدر و مادر و نجوه برخوردشون با چنین مسائلی تصمیم می گرفتم حقیقتو بگم یا این که یه بهونه (البته حساب شده) بیارم که دید اون ها رو هم نسبت به همه محیط های کاری خراب نکنم.
شما خودتون عاقل هستید و خداروشکر دختری هستید فهمیده که در آینده هم تو دام چنین آدمهایی نمی افتید و حواستون به این چیزها هست.
مشکل هم اصلا از شما نیست. متاسفانه جامعه خراب شده. مخصوصا تو شهرهای بزرگ مثل تهران. یکی از دوستای من مدت های زیادی دنبال کار گشت. به حدی با این مسائل برخورد کرد که حتی قبل از شروع کار متوجه می شد طرف دنبال چیه و حتی از ترسش نمی رفت مدارکی که به شرکت داده بود رو پس بگیره...










علاقه مندی ها (Bookmarks)