سلام سارا
موضوع بحثت برای من جالب بود ..یه چیزایی به ذهنم میرسن که شاید برای تو هم مفید باشه ..
منهم برادری دارم که دچار همین مشکل هست ..این برای خانواده مذهبی ما خیلی تعجب آوره اونهم خانواده ای که صدای نماز شبانه پدر خانواده یک شب هم قطع نشد .اون حتی به وجود خدا هم عقیده نداره .نماز و روزه که بخش خوبش هست کلا به قیامت و معاد هیچ عقیده ای نداره و نماز خوندن و حتی حجاب منو مسخره می کنه ..توی یه مقطعی در این عقایدش خیلی تند روی داشت .تنش به اصطلاح می خارید که با بقیه بحث کنه .چالش درست کنه بقیه رم به شک بندازه و محکوم کنه و یه جورایی می خواست به همه ثابت کنه که شمایین که دارین اشتباه می کنین و وقتتونو هدر میدین ..حتی اگه کسی کاری به کارش نداشت باز خودش دلش می خواست بحث درست کنه ..
مادرم خیلی حرص می خورد .خیلی غصه می خورد چون همیشه یکی نماز خوندنش رو مسخره می کرد و کفر می گفت ..مادرم همیشه می گفت خدا از خونه ما قهر کرده از کفر گویی های این ..
این بحث و تنش یه مدت خیلی اوج گرفته بود تا اینکه من مادرم رو بردم پیش مربی معارف دانشگاه قبلیمون که یه اشنایی هم با ما داشت ..اون از ما خواست که اصلا و ابدا باهاش وارد بحث نشیم و به ما یاد داد به همون شیوه تمسخر آمیز خودش از تله ای که اون سعی می کرد بقیه رو توش گیر بندازه خودمونو دور نگه داریم بدون اینکه اصلا اجازه بدیم سر بحث باز بشه ..ما هم دیگه حرفه ای شدیم .تا شروع می کرد ما با خنده کار خودمون رو می کردیم و فقط یه جمله می گفتیم که عیسی به دین خود و موسی به دین خود ...اصلا شنونده حرفهاش نبودیم و تا شروع می کرد یه بهانه ای برای در رفتن پیدا می کردیم ..هر بار هم می گفت دیدین؟؟؟کم میارین؟؟؟جوابی ندارین...
ولی ما باز به روش خودمون ادامه دادیم ..در عین حال هم روابطمون باهاش خیلی دوستانه و بی تنش بود ..بعد از یه مدت کم کم سوزنش آزاد شد و دیگه مثل سابق بحث و جدل نمی کرد چون به این نتیجه رسید که نرود میخ اهنی در سنگ ...
امسال بعد از چند سال تازه رسید به این حد که مادرم رو خودش ببره احیا و بیاره بدون اینکه مسخره کنه و غر بزنه ..این برای ما خیلی پیشرفت بزرگی بودو منو می بینه به حجابم نخنده ...
ببخشید خیلی طولانی شد .اینا رو گفتم برای اینکه بدونی اینطور افراد خودشون به مرور زمان کمی ملایم می شن ولی شما فقط یه سیاست رو پیگیر باش تا خودتم اسیب نبینی ..از بحث باش اجتناب کن ..سعی نکن بهش فشار بیاری بیاد مشاوره مذهبی یا خانوادگی ...سعی نکن این مساله رو پررنگ کنی توی زندگیت ..سعی نکن خودت مطالعه تو هی بالا ببری که از عهده اش بر بیای ...سعی نکن بهش بی محبتی کنی ..اصلا این موضوع رو از توی محاوره هاتون حذف کن ..فقط بهش بفهمون که تو راست میگی شاید من اشتباه می کنم شاید من احمق باشم اما من این اشتباهمو دوست دارم و می خوام ادامه اش بدم ...
درست عین خیلی از زن و شوهر هایی که دو تا مذهب متفاوت دارن و خیلی هم با هم خوشبختن ..من نمونه نزدیکش رو دارم.
موفق باشی.







و منو می بینه به حجابم نخنده ...

علاقه مندی ها (Bookmarks)