RE: شوهرم بی دین و مذهب شده.چه کنم؟
درود بر دوستان عزیز
بانو سارا سادات گرامی منم فکر کنم صحبت های جناب حامد و سید عزیز درست باشه.من خودم بشخصه چنین حسی رو داشتم بسیار شدید البته در مورد مسائل سیاسی نه در مورد مسائل دینی و این مربوط به دوران مجردی بود.احتمالا اگر اون تحول سیاسی بعد دوران تاهل زمان حال اتفاق میوفتاد مطمئنا منم همینجور مثل شوهرتون رفتار میکردم فکر کنم رفتارش عادیه یعنی یکچیزی رو فهمیده متوجه شده و دوست داره یکی باشه تاییدش کنه بخصوص که توی این ضمینه توی جامعه یکمقدار دیدگاه ها بستست.ولی چون شوهر شما با دید باز و مطالعه این موضوع رو قبول کرده با خیلی دیگه از افراد توی این موارد فرق میکنه.
1. باهاش به هیچ عنوان بحثی نکن اصلا چون اطلاعاتتون خوب و کامل نیست و اطلاعات ایشون بروزه بهتره کسی باشه همسطح ایشون.
2. تا میتونین بهش اجازه ندین توی این ضمینه ها توی خونه بحث کنه گرچه دنبال جایی میگرده که بخواد این مطالب رو بیان کنه و بحث کنه(دقیقا مثل خودم) ولی بهتره با همسطح خودش باشه.سعی کن بحث رو منحرف کنی و با احترام بهش بگی دوس داری به اعتقادات و باورت احترام بزاره همونجور که شما بهش احترام میزارین.
3.با اجازه حامد عزیز. شاید نزدیک به 3سال هستش من توی اتاقای مذهبی دینی و سیاسی توی مسنجرهای مختلف بودم.و افرادی مثل شوهر شا رو خوبی میشناسم.کسی که میاد و یه آیه قرآنی نشون میده و از اینجور چیزا میگه یعنی اول راهه همون فرآندی که دوستان گفتن هرکسی یه روزی به اینجا میرسه.
و کاری که بهتره کنین یه سایت تخصصی هستش در این زمینه 2 تن از اساتید واقعا برجسته و درجه یک شاید نزدیک به 2سالی هست میشناسمشون و با افرادی چون شوهر شا هم بحث های بسیار زیاد و اصولی انجام دادن.آدرسشون رو با اجازه دوستان میزنم
مرکز ملی پاسخگویی به سئوالت دینی http://pasokhgoo.ir/
استاد بهروز و استاد وطن پرست با این اسم هم میشناسنشون: استاد پژوهشگر ایشون رییس این مرکز بودن
خواهشا فقط تاکید کنین با این اساتید کار دارین.دفترشون هم توی قم هستش زیر نظر مستقیم حوزه علمیه و یه مرکز دولتی.جناب پژوهشگری که میگم اغراق نباشه در حد مرجع تقلید هستن بسیار فردی آرام و متین و بادانشی هستن اینم شماره ای واسه کسب اطلاعات و پرسش دینی http://www.09640.ir/ اگه بتونین برین قم که واقعا محشره 
شاد و سربلند و پیروز باشی در پناه ایزد منان
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)