مرسی نازنین جان
دوس دارم بابام متوجه نشه ولی نمیشه چون ما که نریم کم کم بو میبره ماجرا از چه قراره...
شوهرم میذاره من برم خونه بابام ولی خودش نمیاد اون یکی خواهرم که نه خودش میره نه شوهرش...
راستش خیلی می ترسم.به شوهرم هم گفتم همش میگه نگران نباش.زمان همه چیز رو حل میکنه...همش میگه هیچی نمیشه نترس...فوقش چند وقت روابط سرده ولی اجازه بده کدورت ها رفع شن...من ولی بازم نگرانم.راستشو بخواین من خیلی از مامان و بابام می ترسم.میترسم کار به جاهای باریک بکشه و شوهرم رو ازم بگیرن...روابط خراب شه و پاای همه وسط کشیده شه...خانواده شوهرم خبر ندارن...ولی من طاقت اینکه 1 ماه شوهرم نیاد و نره رو ندارم...تو رو خدا منو از نگرانی دربیارین...من ارامش زندگیم رو دوس دارم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)