1- از خصلت های ما مرد ها همین غرور و خود خواهی های گاه بیجا هست....
ولی می ترسم!این فکرکه اگر به جای من پسر دیگه ای بود چی میشد یک لجظه راحتم نمی زاره.
این فکر که آیا من اولین نفری بودم که لمسش کردم یا نه راحتم نمی زاره
اگر من اولین نفر بودم چطور شد که براش سخت نبود چرا اون روز جلوی من رو نگرفت
از کجا بفهمم من اولین نفر بودم؟
چطور بعد از یک ماه دوستی و دو هفته ارتباط صمیمانه (یعنی سر جمع بعد از 6 هفته) من رو شوهر خودش دید ؟من که حرفی از ازدواج نزده بودم!...
خب معلومه اگر شما رو نمیشناخت و پسر دیگه ایی جای شما بود و این خانم همین علاقه رو بهش داشت همین رفتارها رو هم داشت.
چرا ما فکر میکنیم وقتی از یک خانم خوشمون میاد باید طوری باشه که از لحظه ی اول تولدش فقط به ما فکر میکرده و اصلا پدرمادرش به نیت ما اونو درست کرده باشند؟
اگر شما این خانم رو نمی دیدید امکان نداشت از دخترخانم دیگه ایی خوشت بیاد؟
در حال حاضر که اون داره محبت و علاقه اش رو برای ازدواج، نه یک دوستی، به شما می ده، و حتما هم الان فقط به شما فکر میکنه.
اینکه فکر کنید خب هر کس دیگه ایی جای من بود باز همین رفتار رو باهاش داشت، یک ویروس مخرب برای ادامه ی راه جهت آغاز زندگی مشترکه.
2- من بدون اینکه کار شما رو تایید کنم عرض میکنم تصور کنید، اون لحظه که ایشون رو لمس کردید، ایشون خودش رو کنار می کشید و شما رو پس میزد، نمی اومدید اینجا و بگید چرا این خانم این رفتار رو داره؟آیا منو دوست نداره؟آیا به من اعتماد نداره؟آیا فکر میکنه من آدمی هوس باز هستم؟چرا از عشق چیزی نمیفهمه؟
خب اون بنده خدا هم لابد فکر می کرد هر عکس العملی نشون دهنده ی عدم اعتماد به شماست و ممکنه شما رو دلزده کنه.
یا شاید هم به قول دوستان خجالت کشیده یا واقعا نمیدونسته الان باید چه واکنشی نشون بده.
3- این عقیده ی منه:
توجه داشته باشید که دنیا عوض شده، تعریف ها و نگاه ها عوض شدند، شاید الان مواردی که برای شما خیلی مهمه و برای سنجش نجابت طرف مقابلتون یک معیار هست، برای ایشون این معیار معنی نداشته باشه.
یعنی نجابت و وفاداری از نظر بعضی معنای دیگه ایی پیدا کرده، نه لزوما اون چیزی که ما فکر میکنیم.
با این حال همینکه گریه کردند و عذاب وجدان گرفتند مطمئن باشید که فقط و فقط برای شما و به احترام شخص شما اجازه دادند از خطوط قرمز رد بشید، چون ایشون هم حتما معیار های شما و نگاه شما رو نمی شناسند،
شما هم جوانمردانه، افکار منفی رو از ذهنتون دور کنید، این افکار سم هستند.
به قول دوستان خیلی رسمی و همراه با خانواده و با تایید هر دو خانواده قدم ها را برای آینده بردارید تا با اطمینان قلبی بیشتری به فردا برسید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)