سلام
تصمیم من فعلا این شده که: از ایشون بخوام به خاطر اینکه دارم برای کنکور درس می خونم، و تماس های اون باعث مشغول شدن ذهن من می شه، تا موقع کنکور دوهفته یکبار با من تماس بگیره، و حتی اگه شد کمترش هم کنم تا برسه به ماهی یکبار، مطئنا براش سخت هست اما وقتی بدونه من اذیت می شم قبول می کنه، و این می شه آغاز آرامی برای جدایی کامل، وقتی فاصله گرفتن ازش نامحسوس باشه دیگه نمی تونه منو مجاب کنه که ادامه دادنه ما هیچ مشکلی نداره
تو این رابطه اندوه بزرگی که دارم اینه که می دونم به خاطر ارتباطم با نامحرم دارم گناه می کنم، وقتی نماز می خونم همه اش شرمنده خدا هستم که نمی تونم ارتباطم رو با این آقا در حد ارتباطی که با سایر همکاران و همکلاسی های آقام دارم نگه دارم
امیدوارم خدا کمکم کنه بتونم این دفعه دیگه موفق بشم
از اونجایی که بینش سیاسی ما با هم متفاوت هست، و همچنین اون اعتقادش اینه که باید دختری رو که انتخاب می کنه مادرش تاییدش کنه، و یه تفاوت دیگه هم اینکه بعضی وقت ها نگاهمون به بعضی مسائل متفاوت هست، ترس این رو هم دارم که احتمال داره حتی اگه بهش برسم نتونیم زندگی خوبی با هم داشته باشیم، پس این جدایی فکر می کنم فرصت خوبی به من بده برای منطقی فکر کردن








علاقه مندی ها (Bookmarks)