به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    Zohreh عزیز

    تاپیکت را تازه دیدم و خیلی ناراحت شدم از بغض و اندوهی که داری.

    نمی دانم مشکل و اتفاقی که برایت افتاده چیست و در تاپیکهای قبلیت هم متاسفانه موضوع اصلی را نیافتم.

    شاید از کند ذهنی من باشد و شما قبلا اشاره کرده ای؟!؟

    ای کاش بیشتر و شفاف تر می گفتی و بیشتر صحبت می کردی تا هم سبک تر شوی و هم شاید صحبت و راهکار دوستان مرهمی باشد بر دل غمگینت.

    تنها کاری که از دستم بر میاید دعا کردن برایت به درگاه الهی است

    امیدوارم شادی قرین لحظات زندگیت در آینده ای نزدیک باشد.


    خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من ،

    ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

  2. 9 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    sanjab (پنجشنبه 06 مهر 91)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 10 بهمن 94 [ 17:49]
    تاریخ عضویت
    1391-5-05
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    3,571
    سطح
    37
    Points: 3,571, Level: 37
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    764

    تشکرشده 865 در 204 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab
    Zohreh عزیز

    تاپیکت را تازه دیدم و خیلی ناراحت شدم از بغض و اندوهی که داری.

    نمی دانم مشکل و اتفاقی که برایت افتاده چیست و در تاپیکهای قبلیت هم متاسفانه موضوع اصلی را نیافتم.

    شاید از کند ذهنی من باشد و شما قبلا اشاره کرده ای؟!؟
    فکر میکنم برای ما مردها درک بعضی از مسائل عاطفی مشکل باشه. من هم مثل شما حدود سه بار تاپیک رو خوندم ولی معما رو نتونستم حل کنم.
    زهره خانم اگه مایل هستید در رابطه با مشکلتون صحبت کنید، شاید آرومتر شدید. :-)

  4. 4 کاربر از پست مفید Serok تشکرکرده اند .

    Serok (شنبه 04 شهریور 91)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    487
    امتیاز
    1,771
    سطح
    24
    Points: 1,771, Level: 24
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3,685

    تشکرشده 3,700 در 587 پست

    Rep Power
    63
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!


    serok محترم

    سنجاب عزيز هم خانم هستن و مشكل از ايشون نيست يا شما يا كس ديگه

    مشكل از منه و دقيقا همينه كه به خاطر شرايطي كه برام به وجود اومده حتا نميتونم مشكل اصليمو واضح بگم و جدا يك لحظه شرمنده شدم

    فقط ميخوام بدونيد به حدي تحت فشارم كه نتونستم حرفي نزنم.

    دلم خيلي گرفته و نميدونم چرا اينقدر شكستم, فقط دلم ميخواد بتونم ذهنمو كنترل كنم و اميدوارم روزي ازين فشار رها بشم و بتونم ازاد زندگي كنم

    اتفاقي كه افتاده يه ادم صبور ميخواد كه به هيچ حرفي نلرزه , يكي كه بتونه خشمشو كنترل كنه و رد كنه اين مرحله رو

    اما خيلي طولاني شده اين مرحله, به خدا دارم له ميشم, فقط ببخشيدم كه نميتونم واضح بگم

    راه فراري هم ندارم جز صبر و محكم بودن, اما كم اوردم

    تحملش سخته براي من, خيلي سخته و بعدها هم كلي حرف كه خوش به حال ما كه جاي تو نيستيم اما كاش تموم شه
    فقط نيرو ميخوام براي صبر



  6. 8 کاربر از پست مفید z o h r e h تشکرکرده اند .

    z o h r e h (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 10 بهمن 94 [ 17:49]
    تاریخ عضویت
    1391-5-05
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    3,571
    سطح
    37
    Points: 3,571, Level: 37
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    764

    تشکرشده 865 در 204 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    It rains hardest on those who deserve the sun

    مرسی زهره خانم عزیز، با شرایطی که دارید حاضر شدید به جسارت ناپخته من با حوصله پاسخ بدید.

    شرایط شما رو درک میکنم، احساس خفگی، بلاتکلیفی و ناتوانی کردن و...

    چند سال پیش فرد عزیزی در زندگی من بود که برای من از زندگی ارزشش بیشتر بود. به بیماری خاصی مبتلا بودند که هیچ دکتری نتونسته بود شفا بده. گاهی اوقات اونقدر ناراحت میشدم که فقط آرزو میکردم یک دکمه نامرئی ظاهر بشه تا هرچی عذاب داره به من منتقل بشه. اما دکمه ای که هر روز، بلکه هر ساعت آرزوش رو داشتم هرگز ظاهر نشد و من ففط انگاشتمو رو هوا به هم فشار میدادم. شاید سخت ترین دوران زندگی من همون موقعها باشند، احساسی که داشتم به احساس فعلی شما نزدیکه. :-( زندگی متاسفانه همیشه اونطور که میخوایم نیست، گاهی خیس و بارونیه، هر از گاهی هم آفتابی و آرام.

    الآن شاید احساس شما رو بهتر درک کنم. از شما چه پنهان فردی معتقد نیستم، اما از خدا میخوام شما رو تنها نذاره، قول میدم دعا کنم.

    - - - - -
    سنجاب خانم معذرت میخوام، امروز همش اشتباه کردم.

  8. 5 کاربر از پست مفید Serok تشکرکرده اند .

    Serok (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  9. #15
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 05 [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    با سلام و احترام
    برای مدت کم (مثلا چند روز تا یکی دو هفته به طور تفریبی) ما می توانیم درگیر یک احساس فشارنده باشیم. و آنرا تخلیه به نوعی تخلیه کنیم. اما اگر بخواهد این مدت طول بکشد، می تواند منجر به اختلالات مختلفی شود.



    در صورت طولانی شدن این فشارها ، لطفا لینک ذیل را مطالعه و به کار گیرید:
    مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرامی شماست!


  10. 9 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 06 مهر 91)

  11. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    زهره جان مشکلتو نمیدونم چیه اما ظاهرا نمی تونی بگیش. اما حالتو و نتیجه ی مشکلتو بگو اگه می تونی. مثلا نوشتی خشمتو باید کنترل کنی واسه یه مدت که کم هم نیست. یا نوشتی دلت گرفته و خیلی شکسته ای. این حالتا رو می تونی بنویسی شاید دوستان بتونن بگن هر کدومشون چه کار کردن.
    مثلا اگه پنجره ای داره اتاقت که چیزایی ازش دیده می شه که اصلا نمی تونه توی این شرایط بهت ارامش بده می تونی فکر کنی پنجره ات رو به دریاست. یه دریا و یه ساحل. اگه دوست داری می تونی توش ادما رو هم ببینی. شاید یه چیز دیگه دوست داشته باشی. مثلا یه جنگل سبز. یا یه راه سرسبز. یا یه خورشید خوش رنگ. هرچی که دوست داری. اینطوری داری محیط اطرافتو به میل خودت و البته با اگاهی بازسازی می کنی. اما چون فقط یه قسمتی از محیطه برات باور پذیر هم هست.
    ورزش هم واسه خشم خیلی خوبه. خشمو تو وجودت نگه ندار تخلیه اش کن. مثلا با همین ورزش. وگرنه بعدا صدماتشو به ادم نشون می ده.
    مشکلتو اگه می تونی حلش کن. اگه نمی تونی قبولش کن. معمولا راه حل هست اما ادم وقتی تحت فشاره نمی تونه پیداش کنه. بعدا که حالش خوب می شه تازه زاه ها رو می بینه.
    توی این مدت هم خودتو سعی کن از زیر فشار خلاص کنی حتی برای یه مدت خیلی کوتاه در طول روز. با ورزش. با مدیتیشن. با خوندن کتابایی که فکرتو مشغول کنه. با حل مسایلی که به ریاضیات مرتبطه. با خوندن یه زبان....

  12. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    487
    امتیاز
    1,771
    سطح
    24
    Points: 1,771, Level: 24
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3,685

    تشکرشده 3,700 در 587 پست

    Rep Power
    63
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!


    ممنونم جناب مدير

    اما مشكل من اصلا و اصلا مرثيه سرايي نيست و هيچ وقت هم بناي زندگي و مواجهه با مشكلاتم مرثيه سرايي نبوده

    اما اگه بتونم انجامش بدم فكر كنم خيلي حالمو خوب ميكنه, از منطقي بودن خسته ام

    مشكل من ماههاست ادامه داره و باهاش كنار اومدم و دارم حلش ميكنم اما خودمم نفهميدم چطور اين يكي دوهفته اينقدر به هم ريختم جوري كه سلامتيمم داره تحت تاثير قرار ميده, يعني اين يك هفته اخر يكباره ريختم به هم , بدون اينكه اتفاق خاصي افتاده باشه

    مشكل دقيقا همون دكمه ايه كه serok گفت و نميتونم فشارش بدم

    درواقع به جايي رسيده كه از دست من خارجه, احساس ميكنم يه مدت طولاني خودمو زدم به اون راه و حالا اومده جلوي چشمم

    حرفهامم مرثيه نيست, نتيجه واقعي از زندگيمه, اين واقعيت جامعه ماست, درسته نميتونم جامعه رو عوض كنم اما دليل نميشه بگم مشكلي نيست و همه چي ارومه

    محيط داره خفه ام ميكنه .... .....

    مينوش جان من حتما نتيجه رو ميگم, فكر كنم حذف اصل مشكل كمكم ميكنه هر چند زخم بزرگي بهم ميزنه اما حداقل بيمارم نميكنه و جلوشو ميگيره

    من ادميم كه با مشكل طولاني مدت فرسوده ميشم و اين مشكل هم طولاني شده و اسيب هاي اين طولاني شدن داره خودشو نشون ميده
    ذهنمم نميتونم كنترل كنم
    وبدتر خشمم
    يعني حتا با حذف مشكلم ميترسم اين خشم ريشه داربشه به خاطر حس مظلوم بودن و اسيب بزنه بهم

    يكي دو شبه گردن دردهام شروع شده و ميبينم كه عصبيه و كابوس ميبينم

    بدتر از همه گاهي خوابهايي ميبينم كاملا منطبق به روياهام و وقتي از خواب بيدار ميشم و ميبينم واقعيتو سردردميگيرم
    فكر كنم ناخوداگاه من اسيبب بيشتري ديده ازين همه فشار مداوم, خودم كه فكر ميكردم خوبم!!!

    باور كنيد تو اين برهه از زندگيم همين مرثيه سراييم براي خودم نكنم ميميرم

    خيلي وقته خودمو زدم به اون راه اما جواب نميده! درصد خطاهام رفته بالا,خيلي وقته اخبار و حوادث داخلي و خارجي رو گوش نميدم كه ذهنم خسته نشه و به هم نريزم

    اما ريخته تو ذهنم انگار, ميرم سر يخچال باور كنيد دوساعت همونجا مي ايستم و اخر سر نميدونم چي ميخواستم و يا در ماشينو ميبندم و سوييچ ماشين روشه وكلي دچار مشكل ميشم
    همين خطاهاي به ظاهر كوچيك , اما تمركز ندارم, ذهنم ناخوداگاه داره با مشكل دست و پنجه نرم ميكنه

    راستي سنجاب وserokعزيز, ممنون از دعاتون






    http://www.hamdardi.net/imgup/42110/...91a849fe87.gifترجیح میدهم حقیقتی مرا آزار دهد تا اینکه دروغی آرامم کند...

  14. 7 کاربر از پست مفید z o h r e h تشکرکرده اند .

    z o h r e h (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  15. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    زهره جان این وبلاگ مدیتیشنو بد نیست بخونی اگه حوصله داشتی.
    http://www.hamdardi.net/thread-23001.html
    پست 10

    خشمو نگه ندار. بهت صدمه می زنه. به یه شکلی مثه ورزش خالی کن. باشگاه نمی تونی بری نرو ولی 4 تا کلاغ پر هم بری توی خونه وقتی عصبانی هستی بازم خیلی خوبه. البته اگه مشکل کمر و زانو نداشته باشی. کلاغ پر هم روی پنجه ی پاهات فرود میای نه کل کف پا.

    جای خوابت تختت بالشت و حتی لباس خوابیدنتو بهشون توجه کن. می تونی یه دوش هم بگیری قبل خواب. مثلا بالشت زیادی سفت نباشه یا زیادی برای سر و گردنت بلند نباشه. الان که ناراحتی بدن بیشتر اسیب پذیر می شه. به چیزایی که دلت می خواد قبل خواب فکر کن. یا سعی کن به هیچی فکر نکنی. اینا تمرین های مدیتیشن می شه.
    توی نحوه ی خوابت اثر مثبت می تونه بذاره.

    مشکلتو حذف نکن اونم وقتی که وجود داره. ازش فرار نکن. یا حلش کن که خودش از بین بره یا بپذیر که هست و برای بهتر کردن زندگیت تلاش کن. وقتی مشکل (یا هرچیزی) وجود داره و ما می یایم فرض می کنیم نیست خوب گاهگاهی به زور خودشو نشون می ده و همه ی حساب کتابای مارو به هم می ریزه و ناراحتمون می کنه.

    سعی کن فقط روی همون کاری که در لحظه می کنی تمرکز کنی. مثلا فقط غذا خوردنت. یا فقط راه رفتن یا فقط درسی که داری می خونی. اینطوری کم کم تمرکزت بهتر می شه گلم. ادم وقتی توی مشکله یعنی خیلی چیزا هست که از دستش در رفته. اینا رو با هم بخوای بهشون فکر کنی بدتر می شه اعصاب خوردی. دونه دونه روی هر کاری که می خوای بکنی تمرکز کن و بقیه رو در مدتی که داری یه کار خاص رو می کنی فراموش کن.


  16. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    در مسیر زندگی گاهی و یا بیشتر از گاهی چاله هایی هست که باید آنها را دور زد، یا باید از روی آنهاپرید یا باید با مشقت پرشان کرد تا بتوان از روی آنها گذشت.
    بعضی وقت ها اتفاقاتی می افتد که کنترلش دست ما نیست، هیچ کنترلی بر روی آن نداریم، این خشم ما را دو چندان می کند، گویی امواجی بزرگ و کوبنده به سمت ما اورده اند تا هر آنچه در زندگی داشته ایم در هم بریزند، نابود کنند و ما را خورد کرده، بر ویرانه های آرزوهامان تنها رها کنند.

    شکست ها و تلخکامی های زندگی، چه مقصر باشیم چه قربانی، برای ما که درگیرش هستیم، واقعیتی است که رخ داده است،راه فرار نداریم چون از واقعیت نمی توان فرار کرد، خود خوری هم چاره نیست،
    ار بیرون نا رفیقان و نامردان آرامش و آسایش و غرور و عشق و محبت ما را هدف گرفته اند، از درون خودمان باید از خودمان حمایت کنیم.

    راهی که من رفتم؛ مشکل را برای خودم تحلیل کردم، با مشکل بازی نکردم، بهش حس ندادم، نشستم و تحلیلش کردم، به اجزای کوچکتر تقسیمش کردم:

    1- قربانی خیانت
    2-شکست عاطفی
    3- تنهایی
    4- دوری از دخترم و بی مهری او
    5- رفت و آمد های متعدد به دادگاه

    هر کدام برای خودش مصیبتیست، هر کدام دنیایی غم دارد، اما من چه می توانستم بکنم، سرزنش خودم؟

    در حالیکه به خودم باور داشتم و هرگز چنین سرنوشتی را برای زندگی خودم تصور نمی کردم؟

    در حالیکه به نظر خودم یک زندگی نسبتا رفاهی و خوبی رو برای همسرم و دخترم فراهم کرده بودم؟

    در حالیکه به گفته ی خود همسرم، دو هفته قبل از شروع ماجراها، سر سفره شام که به من میگفت: تو خیلی مهربانی، تو خیلی صادقی، صداقتت و دلسوزیت رو کمتر میشه الان تو مردا پیدا کرد،

    یا وقتی در نامه ی 16 صفحه اییش با دست خودش نوشت، میدونم خیلی دختر ها آرزوی مردی مثل تو رو دارند...، صداقت و مهربانیت باعث شد فکر کنم تو شاید همون مرد رویاهام باشی ... ،

    اما همین من در عرض یکی دو ماه شدم فردی که دارای انحطاطا اخلاقیست، شدم آدمی که دخترم از دیدن من وحشت می کنه، شدم آدمی که خیانت کرده، شدم آدمی که غیر قابل اعتماده

    میبینید؟من گیج شدم، من از خودم جا موندم، هجوم انواع تهمت ها و دروغ ها اونهم از نزدیکترین و معنمد ترین یار تمام زندگیم، دنیارو بر سر من آوار کرد،

    ما من مشکلاتم را تقسیم کردم، کوچکش کردم، با مشکلاتم شوخی کردم، و البته برای هر کدام راهی جستجو کردم، همین جستجو من را به اینجا رساند، همین جستجو شما رو و همه ما را به اینجا رساند.

    زندگی یعنی مواجه شدن با مشکلات، یعنی مطرح شدن معماها،

    معماها برای بعضی پیچیده و بزرگ است، برای بعضی ساده و کوچک،

    مهم حل آن نیست، مهم قدرت و جسارت روبرو شدن یا کنار گذاشتن آنهاست.

    بله گاهی شجاعت لازم است تا بتوان مشکلی را دور زد و کنار گذاشت، ، حتما نباید زندگی رو وقف آنها کرد.

    زهره خانم عزیز

    زندگی مسیری از گلزار و گذر از مزرعه ی قاصدک ها نیست،

    زندگی جاده ایی کوهستانی است که گاهی مناظر بکر و دیدنی هم دارد، گاهی بوی گل های وحشی از دامنه ها به مشام میرسد، گاهی تصویر دل انگیز از طلوع و تصویری عاشقانه از غروب دارد،
    گاهی هم ریزش کوه و دست اندازهای خطرناک دارد، گاهی تونل و گاهی سقوط در دره هم دارد.

    خیلی چیز ها از کنترل ما خارج است، اما خودمان، تحت کنترل خودمان هستیم، پس باید کمر بند ها رو محکم کنیم.
    هر که در این سرای بیشتر رنج می برد، گنج بیشتری عایدش خواهد شد، این گنج، تجربه است، این گنج، قدرت بیشتر برای تحمل نامردیها و نامرادی ها است،
    این گنج عقلانیت و منطق بالاتر برای روبرو شدن با مشکلات بزرگتر است، آنچه دیگران از آن بی بهره اند، چون رنج کمتری برده اند.



  18. 9 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (چهارشنبه 01 شهریور 91)

  19. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: درد و دل ممنوعه!!!!!

    زهره جون انقدر خودتو ناراحت نکن همه ما از این غصه ها داریم کاشک واقعا یه دکمه بو همه جیزو تغیر میداد اما نیست شاید واقعا اون دکمه خود ما باشیم برات دعا میکنم

  20. 4 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (پنجشنبه 02 شهریور 91)


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سامان میگه اگه برم دماغموعمل کنم منومیخوادچکارکنم؟
    توسط zzzz در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 بهمن 94, 09:30
  2. کمکم کنید فرار کنم از عشق ممنوعه
    توسط مهرانه111 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 مهر 93, 12:08
  3. چکار کنم که این احساس ممنوعه از بین بره؟
    توسط ارغوان62 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 اردیبهشت 93, 09:33
  4. کارهای ممنوعه بعد از طلاق
    توسط بالهای صداقت در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 92, 20:49
  5. عاشق و مجنونت شدم ( مجموعه شعرهاي مريم حيدرزاده)
    توسط erfan25 در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 11 بهمن 87, 18:43

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.