سلام، از همه کسایی که جواب دادن ممنون
آره شهرهای محل زندگی مون از هم دور هست البته اونها هم شهری ما بودند که بنا به دلیلی نقل مکان کردند به شهر بهتری که الان توش هستن(ببخشید که نمی تونم واضح بگم)، الان هم که ارشد شمال قبول شده و یه جورایی فاصله مون شمال و جنوب محسوب می شه
و اما...
دیروز باهاش صحبت کردم گفتم کاش دلت می خواست که همیشه باشی(سریعا منظورم رو درک کرد).
گفت: می دونی که الان که نه به لحاظ احساسی نه به لحاظ مالی قصد ازدواج ندارم، نمی خوام بهت دروغ بگم که بمون منتظرم، و به خاطر من موقعیتهایی خوبی که ممکنه برات پیش بیاد رو از دست بدی
گفتم مشکلت با زندگی مشترک با من هست؟ می خوام بدونم علاقه ای به زندگی با من نداری؟
گفت: نه تو هیچ مشکلی نداری، مشکل من هستم که الان نمی تونم تصمیمی بگیرم، تو هیچ چیزی کم نداری
گفتم اگه الان می خواستی ازدواج کنی چی؟ گفت: بهتر از تو پیدا نمی کردم، اما نمی خوام منتظرم بمونی
.................
حالا نمی دونم باز هم بلاتکلیفیم حل نشد.
دیروز درباره دختری که عاشقش شده بود و بعد بنا به دلایلی که قول دادم هیچ جا بازگو نکنم نتونسته بود باهاش ازدواج کنه گفت، از عشق و علاقه بی اندازه اش به اون گفت و فهمیدم با اینکه صددرصد مشخص هست که مورد خوبی برای ازدواج براش نبوده یعنی که نمی تونستن با هم خوشبخت بشن و با اینکه الان اون دختره ازدواج کرده هنوز هم دوستش داره
از یکی دونفر دیگه حرف زد که بهشون علاقه پیدا کرده بود و یکیش رو که الان دوست صمیمی خودم هست تو دوره کاردانی وقتی فهمیده که نامزد داره دو هفته دانشگاه نیومده بود
و این است دوستان من سرنوشت عشقی و دوست داشتنی که سالها همراه من است و هر لحظه برای پاک نگه داشتنش تلاش کرده ام، تمام توان خود را به کار بسته ام که خطا نکنم و این آقا تبدیل به دوست پسرم نشود(هر بار به بهانه های مختلف سعی کرده ام از او فاصله بگیرم)، اکنون نگاه می کنم و می بینم که عشقی که او به انتخاب های خود داشته با اینکه نه مجاهدتهای مرا در این راه داشته اند نه علاقه ای به اندازه ی من به او، خیلی عمیق تر است از آنچه امروز پس از سالها فداکاری(که خدا می داند از روی محبت بوده نه ریا) و سعی در عاقلانه رفتار کردن از من در دل دارد.
باید پذیرفت می دانم اینها راه حل نمی خواهد باید پذیرفت و کنار آمد سطرهای آخر را باب درددل نوشته ام، که جز توکل بر خدا در لحظات اشکبار و عاشقانه ام و تقاضای صبر از او مرا چاره ای نیست...








علاقه مندی ها (Bookmarks)