سلام
یه وقتی کتاب "مردان مریخی ، زنان ونوسی" رو می خوندم و برام جالب بود که تفسیر زن و مرد مثلا از شنیدن پاسخ "نه" چقدر متفاوته .
حالا که بزرگتر شدم ، (صرف نظر از امکان عدم شمول مطالب اون کتاب به همه آقایون و خانمها ) می بینم این موضوع ، علاوه بر جالب بودن ، چقدر در زندگی تعیین کننده است. آخه ما فارغ از هر چیزی به عنوان انسان در برابر هم خیلی مسئولیم. خیلی وقتها خواسته یا ناخواسته ، حرفها و رفتارهای ما می تونه تاثیرات عظیمی بر زندگی و روح و روان دیگران بذاره (مثبی یا منفی ) . البته از این جنبه مرد و زن باهم فرقی ندارن.
اما من می خوام به این موضوع صرفا از زاویه دید تفاوتهای زن و مرد نگاه کنم .
و این رو میدونم که مهمتر از تفاوتهای فیزیولوژیکی که ذهنیت ها و رفتارهای خاصی رو بدنبال داره ، بستر تربیتی و روانی ماست (که در دل اون رشد و نمو می کنیم و اساس باورهامون و ... در اون شکل می گیره ) و مهمتر از اون ، قدرت ماست برای تغییر در این تعاریف ذهنی و نوع تفکرمون .
بعضی از تفاوتهای فیزیولوژیکی خیلی مهم هستند : مثلا آگاهی از اینکه خانمها در زمان پریود ماهانه اعصاب تحریک پذیری دارن ، می تونه از خیلی از تنشهای روانی در خانواده جلوگیری کنه و ....
( از آقایون چیزی نمی دونم تا در موردش مثال بزنم، لطفا به کسی برنخوره )
بنابراین می تونیم ضمن توجه به اینگونه تفاوتها ، اونها رو غامض و پیچیده نبینیم .
فرض کنیم دختر و پسری می خوان با هم ازدواج کنن. اونها حتما و قطعا باید آگاهی حداقل نسبی از کلیات سیستم جسمی، جنسی و عصبی طرف مقابلشون ( با لحاظ جنسیت ) داشته باشن (مثال بالا) .
در مرحله بعد باید بتونن شالوده فکری همدیگه رو شناسایی کنن .
البته این کار علیرغم اهمیتش ، خیلی سخته . چون از یه طرف بدلیل بی توجهی که نسبت به خودشناسی وجود داره ، ممکنه افراد تا در موقعیتهای مختلف قرار نگیرند از ظرفیت و چگونگی خودشون بی خبر باشن ( مثل اونایی که همیشه واسه دیگران نسخه می پیچن اما زمانیکه نوبت به خودشون می رسه رفتارهایی ازشون می بینیم که با حرفهاشون و ... زمین تا آسمون فرق داره و خودشون هم متحیر میمونن و انگشت به دهن ) و از طرف دیگه فرهنگ و تفکرات حاکم بر جامعه ، خودسانسوری افراد رو تشدید می کنه و...
یه زمانی من بسیار کنجکاو بودم که بدونم مردها ، زنها رو چطوری می بینن و تفسیری که از رفتار زنها دارن چیه؟
و به همین خاطر سعی کردم در رفتارهایی که از افراد مختلف می بینم دقت کنم . ضمن اینکه سوال هم زیاد
می پرسیدم....
(البته بگم : اینجا ایرانه و من هر چی دیدم بر اساس فرهنگ ، ریشه ها و معیارهای اخلاقی و غیر اخلاقی جامعه خودمون تعریف می شه ، حتی می تونیم در این تعریف ، استانها ، شهرها و قوم ها و مهمتر از همه افراد رو از هم جدا کنیم و بعد تحلیل کنیم ...... مخلص کلوم اینکه : اون چیزهایی که می گم ، مطلق نیستن )
مثلا متوجه شدم که اگر مردها ( اونهایی که مورد بررسی قرار دادم ، نه همه. بازم به کسی بر نخوره ) بخوان توجه یه خانم رو به خودشون جلب کنن ( لطفا بحث علاقه رو این وسط حذف کنید و صرفا به مکانیزم جلب توجه فکر کنید ) خیلی شلوغ پلوغ می کنن ، دور و بر خانمه می چرخن... و حتی اگه پاش بیفته جلوش پشتک وارو هم می زنن و .... و به عکس اگه به خانمی توجه نداشته باشن اصلا نمی بیننش ... و جالبتر اینکه فکر می کنن خانمها هم همینطوری فکر و عمل می کنن ... و وحشتناک تر اینکه بر همون اساس خانمها رو مورد ارزشگذاری قرار می دن و....بعضا همسرشون رو هم براساس این دیدگاه انتخاب می کنن ... و بعد شاید فاجعه ...
می گم فاجعه ، چون شاید بیشتر دخترها ( اونهایی که من می شناسم . بازم به کسی برنخوره ) اینجوری فکر نکنن . مثلا اگه دختری نسبت به پسری احساس خاصی نداشته باشه ، در مقابلش راحت رفتار می کنه ، می گه ، می خنده ، حرف می زنه ، عصبانی بشه داد می زنه و ... و سیستم کنترلی که بر رفتارش عمل می کنه کاملا شخصیه ، نه اجتماعی !!!! یعنی قائل به سانسور نیست . ولی در صورتی که بخواد توجه یه پسر رو به خودش جلب کنه باید خلاف این رویه عمل کنه . یعنی اگه مردی مود توجه یه خانم باشه ، خانم سعی می کنه جلوی اون خودش رو سنگین ، رنگین ، باوقار و... خلاصه یه پارچه خانوم نشون بده تا مورد توجه قرار بگیره ....
متوجه شدین گیر کار کجاست ؟ اونجا که آقایون فکر می کنن : اگه دختری راحت رفتار می کنه ، همسر خوبی از آب در نمی یاد و این باعث سانسور از طرف خانمها می شه و ... الی آخر ...
همونطوری که همه می دونین از این دست مثالها متاسفانه زیاده ...
خلاصه اینکه آدمها خیلی با هم فرق دارند ، یک بخش عمده اون به زمینه های تربیتی و بستر روانی افراد برمی گرده (که اگه همه سعی کنن خودشون رو بهتر بشناسن ، خطرات ارتباطی کمتری ایجاد خوهد شد ) و یک بخشی از اون هم ناشی از نگاه جامعه به جنسیته .
یعنی:
نگاهی که در افراد نسبت به جنسیتها وجود داره ، سازنده نگاه خانواده به این موضوع هست . این نگاه ، شکل رفتاری افراد جامعه رو در دو جنس متفاوت سامان میده و این رفتارها به عنوان قالب تفکر اجتماعی و اصولا عرف جامعه تعریف می شه و دوباره این عرف جامعه هست که نگاه افراد رو به جنسیت تعیین می کنه ... و این دور همچنان ادامه داره .....
و این وسط معمولا فراموش می شه که می شه پندارهای نادرست اجتماع رو از طریق افزایش آگاهیها تغییر داد ....
به نظر شما چه باید کرد؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)