سلام
صبا جونواقعا از وقتی که برام میگذاری بی نهایت ممنون
در مورد اینکه منم برم وسط بازیشون و بازی کنم نمی تونم یعنی قبلا این کار و کردم اینقدر دلشوره می گیرم که عصبی رفتار می کنم.
در مورد ریختن یه برنامه توپ برای لحظاتی که همسرم نیست: این کار رو هم کردم درسته در لحظه انجام برنامه فکرم اروم تره ولی یک دفعه چنان دلم به شور میفته که حالم و دگرگون می کنه.
ولی اینکه پای درد دل دیگرانی که عزیزی از دست دادن و قبول دارم و مدتیه که این کار و نمی کنم.
پیشنهاد کاری که دادی جالب بود و خوشم اومد این کار و سعی می کنم که انجام بدم.
مشاور حضوری رو هم حتما می رم منتها باید یه کم صبر کنم تا دخترم و بتونم جایی بذارم.
مشکل جدیدمم اینه که علاوه بر اینکه مدام یکی از عزیزام و می کشم و مراسم می گیرم تازگیا فکر این که اگه خودم نباشم چی می شه هم میاد سراغم.((گل بود و به چمن نیز اراسته تر شد))بیشتر نگران دخترمم چون من و خواهرم بعد از فوت مادرم و با وجود نامادریم خیلی اذیت شدیم.
رو سلامتیم وسواس شدم دلشوره جنگ و زلزله و ... دارم . همش از خدا می خوام این جمع 4 نفرمون و کنار هم در ارامش کامل حفظ کنه.
جایی میخوندم افکراتون وبنویسید تا از شر اجساسات منفی رها بشید من بارها نوشتم و پاره کردم ولی فایده ای نداره.![]()
مثلا الان ارومم به محض اینکه شوهرم حرف ماموریت می زنه به هم می ریزم. از سقوط هواپیما گرفته تا زلزله وسیل در اون کشوری که می ره و .................
بیچاره شوهرم هر وقت می خواد بره ماموریت همون شب قبلش می گه که من مخش و نخورم. مدام به جون خودش غر می زنم علنا بهش می گم یعنی تو بر میگردی؟
زنگ می زنم به دوستم و از اون می خوام ارومم کنه
خیلی بد شدم. از خودم بدم میاد. نمی دونم درمان دردم کجاس.
من ادمیم که ذاتا زیاد توان غصه خوردن ندارم و زود از غصه خوردن خسته می شم و بی خیال موضوع می شم ولی این یه موضوع بد جور داره من و از پا در میاره.
بازم ممنون می شم اگه راه جدید دارین بهم بگین.![]()







واقعا از وقتی که برام میگذاری بی نهایت ممنون
بیشتر نگران دخترمم چون من و خواهرم بعد از فوت مادرم و با وجود نامادریم خیلی اذیت شدیم.



علاقه مندی ها (Bookmarks)