به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: نگران از دست دادن عزیزانم هستم.

    سلام
    صبا جون واقعا از وقتی که برام میگذاری بی نهایت ممنون
    در مورد اینکه منم برم وسط بازیشون و بازی کنم نمی تونم یعنی قبلا این کار و کردم اینقدر دلشوره می گیرم که عصبی رفتار می کنم.
    در مورد ریختن یه برنامه توپ برای لحظاتی که همسرم نیست: این کار رو هم کردم درسته در لحظه انجام برنامه فکرم اروم تره ولی یک دفعه چنان دلم به شور میفته که حالم و دگرگون می کنه.
    ولی اینکه پای درد دل دیگرانی که عزیزی از دست دادن و قبول دارم و مدتیه که این کار و نمی کنم.
    پیشنهاد کاری که دادی جالب بود و خوشم اومد این کار و سعی می کنم که انجام بدم.
    مشاور حضوری رو هم حتما می رم منتها باید یه کم صبر کنم تا دخترم و بتونم جایی بذارم.

    مشکل جدیدمم اینه که علاوه بر اینکه مدام یکی از عزیزام و می کشم و مراسم می گیرم تازگیا فکر این که اگه خودم نباشم چی می شه هم میاد سراغم.((گل بود و به چمن نیز اراسته تر شد)) بیشتر نگران دخترمم چون من و خواهرم بعد از فوت مادرم و با وجود نامادریم خیلی اذیت شدیم.
    رو سلامتیم وسواس شدم دلشوره جنگ و زلزله و ... دارم . همش از خدا می خوام این جمع 4 نفرمون و کنار هم در ارامش کامل حفظ کنه.
    جایی میخوندم افکراتون وبنویسید تا از شر اجساسات منفی رها بشید من بارها نوشتم و پاره کردم ولی فایده ای نداره.
    مثلا الان ارومم به محض اینکه شوهرم حرف ماموریت می زنه به هم می ریزم. از سقوط هواپیما گرفته تا زلزله وسیل در اون کشوری که می ره و .................
    بیچاره شوهرم هر وقت می خواد بره ماموریت همون شب قبلش می گه که من مخش و نخورم. مدام به جون خودش غر می زنم علنا بهش می گم یعنی تو بر میگردی؟
    زنگ می زنم به دوستم و از اون می خوام ارومم کنه
    خیلی بد شدم. از خودم بدم میاد. نمی دونم درمان دردم کجاس.
    من ادمیم که ذاتا زیاد توان غصه خوردن ندارم و زود از غصه خوردن خسته می شم و بی خیال موضوع می شم ولی این یه موضوع بد جور داره من و از پا در میاره.
    بازم ممنون می شم اگه راه جدید دارین بهم بگین.

  2. کاربر روبرو از پست مفید sisili تشکرکرده است .

    sisili (یکشنبه 29 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس از دست دادن عزیزانم دیوانه ام کرده.(آقای sci لطفا کمک کنید)
    توسط shabe niloofari در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 30 شهریور 92, 11:08
  2. از مادر بودن خسته شدم ("مادر بودن" برای نزدیکان و عزیزانم)
    توسط Royya در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 آذر 91, 04:18
  3. ترس از دست دادن عزیزانم
    توسط Bita mahdavi در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اسفند 90, 11:40
  4. +درخواست کمک و همیاری از همه عزیزان
    توسط SaMaN HAMDARDI در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 بهمن 88, 09:55
  5. +کمک و راهنمایی شما عزیزان...آیا درست است ؟
    توسط nashenas2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 شهریور 87, 07:46

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.