به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 آذر 87 [ 22:06]
    تاریخ عضویت
    1387-3-27
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    3,568
    سطح
    37
    Points: 3,568, Level: 37
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اولین عشق من

    دوستان واقعا ممنونم از راهنمایی هاتون نمیدونم چه جوری میتونم جبران کنم وققعا ممنونم من دیشب برای برای یک ساعت احساساتم رو گذاشتم کنار و تمام مسائلی که به قول دوستمون خط قرمز هستن را به ایشون گفتم اما حرفی از مهلت یا مدتی که باید خودشو با این خصوصیات من وفق بده رو به ایشون نگفتم من با خودم کنار اومدم تمام حرفهای رو که احساس میکردم به نوعی امکان داشت به رابطه ما لطمه بزنه رو بهشون گفتم کوچکترین خصوصیت اخلاقی خودمو ازش قاییم نکردم بفرض مثال در مورد لباس یا خرید یا محدود شدنش رک بهش گفتم اونطور که در دوران مجردی میتونی بپوشی یا بگردی در دوران متاهلی نمیتونی انجام بدی کوچکترین مسئله ای که میتونست در اینده واسمون دردسر ساز بشه رو بهش گفتم در عوض بهش گفتم که من یه شریک میخوام نه یه برده وقتی من خوشبخت هستم که خوشبختی رو تو چشای اون ببینم در حال حاضر با همه شرایط من کنار اومده البته من انتظار ندارم که اون یک شبه عوض بشه چون اگه یک شبه عوض بشه یک شبه هم میتونه به حالت اولش برگرده بهش گفتم که باید به این باور برسی که تو متعلق به شخص خودت نیستی یکی دیگه هم هست که رفتار اخلاق پوشش وشخصیت تو واسش مهمه من نمیخوام که فقط اون محدود بشه من خودم هم نسبت به اون وظایفی دارم من هم نمیتونم مثل یه پسر مجرد بگردم یا فکر کنم یا بپوشم .
    خط قرمزهای منو قبول کرده از این نظر فکر نکنم مشکلی داشته باشم رابطه ما تقریبا یه 10 روزی بود که سرد شده بود مرتب با هم حرف میزدیم اما احساس میکردم اونی که تا یه مدت قبل باهاش حرف میزدم این خانم نیست احساس میکردم از هم دور شدیم خدا رو شکر الان رابطمون بهتر شده در اینده معلوم میشه که قول ایشون مبنی بر تغییر دادن رفتارش از روی احساس بوده یا از روی منطق وفکر کردن
    من میخوام خودم شروع کننده باشم وحسن نیتم رو نشون بدم واسه همین اولین ومهمترین کاری که میتونم انجام بدم فراموش کردن گذشته است فقط نمیدونم چه جوری میخوام به خودم بقبولانم که هر کسی یه عیبی داره انسان که بی عیب نیست من هم کلی عیب دارم من زود عصبانی میشم ولی اون همیشه اروم هست من در خیلی موارد زود قضاوت میکنم ولی اون اینجوری نیست من عجولم اما اون اینجوری نیست عیب اون هم گذشته اش است میخوام به خودم بقبولانم که این فقط یه عیب هست که میتونم باهاش کنار بیام ولی نمیدونم چه جوری در حال حاظر تنها مشکل من فراموش کردن هست ای کاش یه قرصی بود یا یه دستگاهی بود یا وردی بود که میخوندم و همه چیز رو فراموش میکردم بازم مرسی از اینکه وقت میزارید وبه دوست خودتون کمک میکنید دست همگی رو میبوسم

  2. کاربر روبرو از پست مفید shahab2002 تشکرکرده است .

    shahab2002 (شنبه 01 تیر 87)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.