به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 19:45]
    تاریخ عضویت
    1391-4-17
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    883
    سطح
    15
    Points: 883, Level: 15
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    93

    تشکرشده 94 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه با ظاهر خود کنار بیایم؟

    راستی عزیزم بگذار یه خاطره ای از خودم واست تعریف کنم. چند سال پیش یعنی زمانی که من واقعا اعتماد به نفسم احیا شده بود و خیلی هم از خود راضی شده بودم، یه روز داشتم با خانواده می رفتم پیست دوچرخه سواری. رو صندلی عقب ماشین نشسته بودم و آینه ماشین دقیقا نیمه پایینی صورت من رو نشون می داد. تو مسیر همون جور که چشمم به آینه بود یاد تعریف هایی که دوستام از دندونا و نوع لبخندم می کردن افتادم. تمام راه واسه خودم لبخند می زدم و یه جورایی مغرورانه لبخندمو برانداز می کردم.
    می دونی چی شد. چند دقیقه دیگه به پیست رسیدیم و سوار دوچرخه شدم. دوچرخه رو کرایه کردم و مال خودم نبود. هنوز شاید صد متر تو پیست حرکت نکرده بودم که به خاطر مشکلی که دوچرخه داشت تو سراشیبی دوچرخه کله کرد و من که داشتم با سرعت زیاد تو سراشیبی پیست می رفتم با صورت کوبیده شدم به زمین. تمام فکم پر خون شده بود. اینقدر شدید خورده بودم زمین که آدمایی که دور و برم بودن می گفتن فکر نمی کردیم زنده بمونی. اما می دونی کدوم قسمت از صورتم اسیب دید؟ نیمه پایینی صورتم.دقیقا همون قسمتی که بهش مغرور شده بودم. لبم به شدت پاره شد. داغون شده بود. یکی از دندونام هم شکست.
    اون لحظه همش یاد فکرهایی که تو ماشین با خودم می کردم افتادم و گریه می کردم. تا دو سه ماه هم از لبخند خبری نبود. چون دیگه نمی تونستم لبمو حرکت بدم.
    آدم باید مواظب قحر خدا باشه. من اگه لبخندم زیباس خدا اون رو به من داده. پس باید شاکر خدا باشم.نه این که مغرورانه فکر کنم داشته خودمه. من فکر می کنم خدا اون تلنگر رو به من زد تا بفهمونه باید همیشه شاکر نعمت هایی که بهم داده باشم. چون میتونه هر لحظه که اراده کنه از من بگیردشون.
    خدا رو شکر الان لبم کاملا ترمیم شده و هیچ اثری از پارگی اون روز روش نمونده. دندونم هم واسم دردسر درست کرد و مجبور شدم ترمیمش کنم و هر سال باید برم چک آپ شم که یه وقت ریشه اش اسیب ندیده باشه و سیاه بشه. این باعث میشه هر سال دوباره تلنگر بهم زده بشه که شاکر نعمت هایی که دارم باشم.
    تو هم عزیزم شاکر خدا باش. قدر نعمت هایی که بهت داده رو بدون که یه وقت خدای نکرده از دستشون ندی.
    منم شاید دوست دارم قدم بلند تر باشه یا یه وقتایی ناشکری می کنم که خدایا چی میشد مثلا اون عضو بدنم این شکلی نبود و ... ولی بعدش سریع پشیمون میشم. چون خدا اگه اون چیزا رو بهم نداده عوضش چیزای دیگه ای داده که باید قدرشونو بدونم وگرنه ممکنه از دست بدمشون

  2. 3 کاربر از پست مفید دل سوخته تشکرکرده اند .

    دل سوخته (چهارشنبه 25 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.