عزیزم شما قضیه بچه را خیلی دیر فهمیدی.
اگه چند سال زودتر میدونستی و از شوهرت جدا می شدی قطعا نسبت به اینده امیدوار تر بودی....
همسرت واقعا فریبت داده اما انگار خودش متوجه نیست و تازه مظلوم نمایی هم میکنه..
به نظرم اشتباه میکنی که به خانواده ها چیزی نگفتی...حداقل راضیش کن که یک بچه از پرورشگاه بیارین...میخواد باغ بنامش بشه؟ از کجا معلوم بعدش بیشتر فریبتون نده و رهات کنه...
حداقل سه دنگ این باغ باید بنام تو باشه...
به نظرم براحتی کوتاه نیا و سعی کن اون را واقعا متوجه این قضیه کنی که این مسئله مهمی بوده که ازت مخفی کرده و واقعا مقصره و نباید راجع به باغ توقع داشته باشه... و راجع به بچه پرورشگاهی هم باش صحبت کن...جدا شدن هم به عنوان گزینه اخر در نظر داشته باش...
همسرت به نقطه ضعفت اگاه شده..
.تو سعی کن این مدت که داره بت کم محلی میکنه بش بی محلی کنی و دلایل اشتباهش را بش گوشزد کنی...
تعطیلات تنها نمون ...مسافرت برو...با تور برو مشهد یا هر جایی که دوست داری..یا برو پیش خانوادت.....به نظرم به هیچ وجه تنها نمون!! تنها نموندت پیام های خوبی به همسرت میده...









علاقه مندی ها (Bookmarks)