فکور، الهه و سایه عزیز ممنون از راهنمایی تون. اگه قرار شد ازش توصیه نامه بگیرم حتما راهنمایی شما رو مد نظر قرار میدم.
لبخند جان حرفتو کاملا قبول دارم و کاملا به شخصیت استاد بستگی دراه که بخواد دانشجو رو تخریب کنه یا نه. منم باید حواسم باشه بی گدار به آب نزنم و قبلش از جانب استادم مطمئن بشم. بعد ازش بخوام توصیه ام کنه.
این استادی که می گی دانشجوشو تخریب کرد چه جور شخصیتی داشت؟ مشکلشون چه طوری بود؟ آخر دعواشون چی شد؟ میشه یه کم توضیح بدی تا شرایطشو با خودم مقایسه کنم؟
جریان من هم به اینجا رسید که مقاله دوم که کار اصلی خودم بود که سر جاش هست. البته استادم الان ول کرده به امون خدا و من که اینقدر عجله داشتم زودتر چاپش کنم حالا باید منتظر باشم کی استادم تصمیم می گیره ادامه کارشو انجام بدیم. مقاله اول هم همین طور. آخرین بار برام دلیل اورد که چرا اسمم قراره حذف بشه اما اون هم همین جور مونده و من هنوز امید دارم که شاید در لحظه اخر تصمیم بگیره اسممو حذف نکنه. نمی دونم. من واقعا خانم امیدوار هستم!!! و همیشه به خاطر کوچکترین نشونه هایی که می بینم امیدوار می شم.
مثلا یکی از نشونه هایی که امیدوارم کرد این بود که روز آخر که برای عذرخواهی پیشش رفته بودم خیلی خیلی با من مهربون بود و تو چشماش دیدم که هنوز به من اهمیت میده و براش مهم هستم. وقتی دید من این همه راه رفته بودم دانشگاه و نگهبان ها اجازه نمی دادن برم داخل، شاید هر استادی بود اهمیت نمی داد ولی استادم تمام تلاششو کرد که من دست خالی بر نگردم و از این قضیه ناراحت شده بود که من به مشکل خوردم. بعد هم که باهاش صحبت می کردم خیلی نرم و مهربونانه گوش می کرد.
یکی دیگه از نشونه هایی که امیدوارم کرد به این که هنوز استادم روی من حساب می کنه اینه که هفته پیش دو تا از دانشجوهای جدیدش زنگ زدن و با من مشورت کردن. استادم بهشون گفته بود تماس بگیرن. قبلا که هنوز مشکلی بینمون پیش نیومده بود استادم خیلی روی من حساب باز می کرد و همیشه قبل از این که دانشجوهای جدیدش رو انتخاب کنه اونا رو می فرستاد پیش من تا با من صحبت کنن و هم از شرایط کار آگاه بشن و هم من تا حدی محک بزنمشون. بعد نظر من رو راجع به دانشجوها می پرسید. وقتی هم توی کار به راهنمایی احتیاج داشتن باز هم بهشون میگفت فلانی (یعنی من) خیلی وارده و برید ازش سوال کنین. این هفته وقتی دیدم دوباره دو تا از دانشجوها رو فرستاده با من حرف بزنن امیدوار شدم و حس کردم هنوزم منو قبول داره. حتی اون هفته که رفته بودم دم دانشکاه و راه ندادن هم قبل از این که استادم بیاد یکی از دانشجوهاش رو فرستاد تا از من مشورت علمی بگیره.
به نظر شما اینا نشونه های مثبتی نیست؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)