عزیزم میدونم تو موقعیتی قرار گرفتی که واقعا عذاب آوره ولی باید بتونی اونو کنترل و مدیریت کنی.
این مشکلات اوایل زندگی خیلیا هست.
اختلاف بین پدر مادر عروس با داماد
اختلاف بین خواهر یا برادر عروس یا داماد با طرف مقابل
اختلاف بین عروس و مادر شوهر یا خواهر شوهر و.........
باید بتونی مدیریتشون کنی.
وقتی(تنها) پیش شوهرت هستیو شوهرت داره از بابات بد میگه و انتقاد میکنه ،سکوت کن و چیزی نگو..اصلا سعی نکن از بابات طرفداری کنی و یا حتی کلمه ای بگی..بذار حساااااااابی خودشو خالی کنه.
چون فقط کافیه 1کلمه بگی تا جنگ بشه.
بعد که تو بغل هم بودین در آرامش کامل بهش بگو:
من واقعا از داشتن تو خوشحالمو احساس خوشبختی میکنم..خانوادمو دوست دارم ولی دلم نمیخواد بین تو و اونا قرار بگیرم..بدون که من همیشه همراهتم..من همسرتم..میدونم شاید بعضی جاها بابام مارو درک نمیکنه ولی بازم من عاشقتم و نمیخوام زندگی به این قشنگیمون از هم بپاشه.
تاکید کنید که باهاش خوشبختین
وقتیم (تنها) پیش باباتی و باباتون دارن از شوهرت بد میگن و انتقاد میکنن بازم چیزی نگو و بذار خودشونو خالی کنن..بعد که تموم شد آهسته و بدون هیچ جبهه گیری برو پیش بابات و با لبخند بگو:
الهی که من قربون بابی به این خوبی برم که انقدر منو دوست داره
باباجونم من عاشق شوهرم هستم و واقعا باهاش احساس خوشبختی و رفاه میکنم.
توجه داشته باش که حالت جبهه گیری و انتقاد اصلا نداشته باشی..
ممکنه اوایل بازم همون رفتار تکرار بشه ولی وقتی خانوادت ببینند واقعا با شوهرت خوشحال و خوشبختی از حساسیتشون کم میشه
نقش شما در این بین خیلی حساس و تعیین کنندست..خیلی باید صبور و آرام و محکم باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)