زهره جون، مینوش جان، گلنوش عزیز،
چقدر شماها خوبین!خیلی به آدم آرامش و قوت قلب میدین. من فکر کردم الان همه میان دعوام میکنن میگن برو خدا رو شکر کن که خوشی زده زیر دلت.
آره واقعیت هم اینه که دلیل اصلی اینکه عضو همدردی شدم استفاده از همین مطالب و تاپیکا و ... توی سایت برای خودشناسی و مهارتهای زندگی و خوندن تاپیک مشکلات دیگران و درک همین نشونه هایی است که می فرمایید. دیگه نمیدونستم با عضو اینجا شدن اینهمه خواهر گل مهربون و همدل پیدا میکنم.
فقط باید صبرم رو زیاد کنم... قبول کنید گاهی پروسه شناخت اونقدر سخت و طولانی و استرس زا میشه که آدم فقط میخواد از شرایط فرار کنه و زیر همه چی بزنه و الفرار!... من قبلا یه دفعه اینکارو کردم. تا 48 ساعت در پوست خودم نمیگنجیدم
اما بعدش یکباره فهمیدم چه خرابکاری کردم و یک ماه داشتم از غصه میمردم!
... یه کمی هم همه چی رو انداخته بودم تا یه مدت گردن مامان بابام و میگفتم تقصیر شما بود!!!...
انگار دست و پامو بسته بودن!...
تا حالا تو سایت همدردی خیلی به اطلاعاتم اضافه شده و کلی واسه خودم تجربه زندگی و اینا کوله بار کردم... حالا از نظر تئوریک دیگه!
من سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم و به خدا توکل کنم و شناخت خوبی انجام بدم.
به زودی سرتون رو در زمینه این خواستگارای بیچاره و چگونگی شناخت و توجه به نشانه ها، به شدت درد خواهم آورد.
با تشکر!
یک دختر غیر لوس بعد از این!:D
راستی، درباره "اولویت بندی معیارها" میتونید بهم مطلب معرفی کنید لطفا؟







خیلی به آدم آرامش و قوت قلب میدین. من فکر کردم الان همه میان دعوام میکنن میگن برو خدا رو شکر کن که خوشی زده زیر دلت.
... من قبلا یه دفعه اینکارو کردم. تا 48 ساعت در پوست خودم نمیگنجیدم
اما بعدش یکباره فهمیدم چه خرابکاری کردم و یک ماه داشتم از غصه میمردم!
... یه کمی هم همه چی رو انداخته بودم تا یه مدت گردن مامان بابام و میگفتم تقصیر شما بود!!!...
انگار دست و پامو بسته بودن!...
... حالا از نظر تئوریک دیگه!

علاقه مندی ها (Bookmarks)