سلام خسته نباشيد:دراين بحث من روي تفاوتها اشاره داشتم (البته براي شبيه شدن نه متفاوت باقي ماندن ) Mashogh Haminjastمحترم روي شباهتها و مدير بزرگوار بحث رايكي كردند.

دركتاب جدايي معنوي ،يك بخش وجود دارد كه درمورد (منيت و تسليم)بحث مي كند .من چندين بار اين بخش راخواندم و فكر مي كنم .براي پرشدن شكافهاوبراي يكي شدن روح دو نفر و قبل ازاينكه روي شباهتها و تفاوتها ي دخترو پسر متمركز شويم دختر وپسر بايد از منيت جدا شوند و بعد تسليم گردند تا بتوانند يكي شوند.
در اين بخش كتاب اشاره شده كه: تازماني كه دردام منيت خود (غرور)اسيريم ،همواره محكوم هستيم كه خطاهاو كاستي هاي فردي مان رادوباره و دوباره تكرار كنيم . هركسي كه ذهنش اكنده از منفي بافي هاي به ظاهر خيرخواهانه منيت است احساس مي كند كه به نوعي شكنجه نااگاهانه خودمبتلاست . تسليم وظيفهاي دشوار براي منيت است .تسليم،مارا به سوي زندگي اي فراتر از منيت وان بخش از وجودمان كه پيوسته به ماياد اور مي شود جدا، متفاوت وتنها هستيم ،رهنمون مي گردد .

دوستان سواي كلمات و جملات و واژه ها چگونه مي توانم از منيت جدا شوم و تسليم گردم ؟ چگونه مي توانم اين نقطه ضعف را از وجودم پاك كنم؟و؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟