اقاي سيمكو
كاملا با اين ايده شما موافقم كه بايد اين هراسها ريشه كن شوند اما واقعيت اين است به قول شما دانستن تنها حتي عمل كردن به دانسته هايمان نيز ظاهر امور را كمي بهبود ميبخشد اما ريشه درد باقي مانده است. من وقتي در محل كارم به طور مثال مورد حسادت واقع ميشوم و ميبينم كه به دليل رقابت ناسالم توانايي رقابت سالم در كار را ندارند و همكاران يا با بدگويي كردن و فضا را الوده ساختن و يا با كارشكني در كارهاييم ميخواهند ازارم دهند هر چه اين مدت رو خودم كار كردم كه حرف ديگران برايت مهم نباشد و يا اين نشانه قدرت منه و يا با فكر كردن به ان چه نمي خواهيم بيشتر به ان بال و پر ميدهيم متاسفانه به نتيجه نرسيدم. يعني ازردگي و گاه هراسها منو به شدت ازره و كلافه ميكرد و حتي باعث ميشد كنترلمو رو احساساتم از دست بدهم
ميدانيد منظورم اين است به صورت علمي ميدانم چه اتفاقي دارد ميافتد اما به صورت عملي بر خورد مناسب را نميدانم
حتي متوسل به قانون جذب شدم كه به طور مثال بر ان چه ميخواهيم بايد تمركز كنيم نه ان چه نميخواهيم اما در طولاني مدت انباري از احساسات تند شده بودم كه در ان ترس هم موج ميزد
اين قبيل مسايل به طور عيني هست كه خيلي ها در گير ان هستيم و بايد از زاويه ديگري به ان نگاه كنيم
ممنون ميشم كه تو تاپيك دوستمان به اين هم اشاره كنيد چون فكر مي كنيم همانطور كه اشاره كردم اين يك تاپيك همه شمول است كه به درد خيلي از افراد ميخورد
از دوست عزيز كه باز كننده اين تاپيك است هم كمال تشكر را دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)