به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: دودلی در انتخاب همسر و اجازه خواستگاری

    مهربونی عزیز،

    اسمت هم مثل نوشته هات یک حس آرامش بخشی داره. امیدوارم که خودت هم به همین اندازه آرامش داشته باشی.


    1- اختلاف سنی به نظر خودتون و شرایط روحی جسمی طرفین بستگی داره. گاهی یک دختر 30 ساله سرزندگی و شادابی 25 ساله ها را داره و گاهی هم یک دختر 20 ساله خسته و افسرده و هزار جور بیماری جسمی و روحی.

    فکر می کنم دو سال تفاوت زیادی نیست اگر بقیه شرایط خوب باشه.

    2- مهربونی عزیز،
    دلم نمی خواد غصه ها را تازه کنم. اما فکر می کنم سخت ترین قسمت سوالت اینجاست. مساله قبلی چقدر برات تمام شده است؟ چقدر تونستی روحت را ترمیم کنی و به روال زندگی شاد و با اعتماد برگردی؟ آیا از متخصص کمک گرفتی؟ یا فقط به سکوت و صبر گذروندی؟
    بهتر نیست قبلش تنهایی بری مشاوره ببینی چقدر آمادگی داری؟

    می خوای در مورد علاقه قبلیت چی بگی؟ با توجه به این که تا حدودی در جریان است، اگر سوال کرد چی می گی؟

    به نظر من بهتره نگی که مساله به چه شکلی تمام شده و اینطور فکر نکنه که شما در اون عشق شکست خوردی. چون هم خودش احساس خیلی بدی خواهد داشت ( شما بعد از اون آقا، ایشون را می خواهی. اگر اون بود نه ) و هم ممکنه بعدها این مساله را به روتون بیاره.
    بهتره یک مطلب ساده و خلاصه ( نه غیرواقعی، اما بدون جزییات و خیلی سربسته ) آماده کنی و یکبار براش توضیح بدی. جوری که بعدها دوباره سوال نکنه یا حرفش دیگه پیش نیاد.

    3- این که باهوشه و اهل پیشرفت خوبه.

    4- من به این قسمت خیلی اعتماد ندارم. این که شما را برای شناخت و ازدواج پسندیده باشه و بخواد با چشم باز و بررسی تصمیم بگیره خوبه. اما اینکه همینطوری عاشق شما شده و بهتون علاقمنده ؟
    منظورم این نیست که به این علت ردش کن. اما به این علت قبولش نکن.

    5- می تونی برای تثبیت شدن وضعیتش شرط بذاری. مثلا بگی شش ماه نامزدی تا وضعیت کار ایشون مشخص بشه و بعد عقد یا ...
    البته اگه بتونی بگی قبل از خواستگاری وضعیت کاریش را مشخص کنه بهتره. شما هم یک چند ماهی وقت داری که آمادگی خودت را بسنجی.

    در مجموع فکر می کنم الان سوال مهم یکی این است که اولا خودت در چه شرایط روحی هستی و دوما ایشون برای کار تصمیمش چیه.

  2. 2 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (یکشنبه 15 مرداد 91)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: دودلی در انتخاب همسر و اجازه خواستگاری

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیدا
    مهربونی عزیز،

    اسمت هم مثل نوشته هات یک حس آرامش بخشی داره. امیدوارم که خودت هم به همین اندازه آرامش داشته باشی.

    سلام
    مرسی پیدای عزیزم ممنونم از نظر لطفت

    1- اختلاف سنی به نظر خودتون و شرایط روحی جسمی طرفین بستگی داره. گاهی یک دختر 30 ساله سرزندگی و شادابی 25 ساله ها را داره و گاهی هم یک دختر 20 ساله خسته و افسرده و هزار جور بیماری جسمی و روحی.

    فکر می کنم دو سال تفاوت زیادی نیست اگر بقیه شرایط خوب باشه.

    نمی دونم . تا حالا تو این شرایط نبودم . همیشه دوست داشتم باکسی ازدواج کنم که ازم بزرگر باشه. نمیدونم واقعا چقدر پذیرش داشته باشم نسبت به این مساله.
    سه سالی میشه که ندیدمش.
    نمیدونم از لحاظ ظاهری چقدر عوض شده باشه. یا حتی از لحاظ رشد عقلی .



    2- مهربونی عزیز،
    دلم نمی خواد غصه ها را تازه کنم. اما فکر می کنم سخت ترین قسمت سوالت اینجاست. مساله قبلی چقدر برات تمام شده است؟ چقدر تونستی روحت را ترمیم کنی و به روال زندگی شاد و با اعتماد برگردی؟ آیا از متخصص کمک گرفتی؟ یا فقط به سکوت و صبر گذروندی؟
    بهتر نیست قبلش تنهایی بری مشاوره ببینی چقدر آمادگی داری؟

    هنوز پیدا وقتی بهش فکر میکنم تمام تنم میلرزه. هنوزم برای اتفاقاتی که برام افتاده گریه میکنم.
    جرات رفتن به مشاورو نداشتم. شاید بگم فقط صبر و سکوت و البته توکل به خدا کمکم کرد. برم به مشاور چی بگم. بگم چه غلطی کردم. بگم چی کشیدم و چی بهم گذشته.......
    حتی درست نمیدونم الان چطورم. گاهی فلاش بکی به گذشته دارم و یادم میاد چه بلاهایی از نظر جسمی و روحی سرم اومد. حقم نبود به خدا. به خاطر همینه خیلی میترسم. دودلم.



    می خوای در مورد علاقه قبلیت چی بگی؟ با توجه به این که تا حدودی در جریان است، اگر سوال کرد چی می گی؟

    به نظر من بهتره نگی که مساله به چه شکلی تمام شده و اینطور فکر نکنه که شما در اون عشق شکست خوردی. چون هم خودش احساس خیلی بدی خواهد داشت ( شما بعد از اون آقا، ایشون را می خواهی. اگر اون بود نه ) و هم ممکنه بعدها این مساله را به روتون بیاره.
    بهتره یک مطلب ساده و خلاصه ( نه غیرواقعی، اما بدون جزییات و خیلی سربسته ) آماده کنی و یکبار براش توضیح بدی. جوری که بعدها دوباره سوال نکنه یا حرفش دیگه پیش نیاد.

    بله عزیزم. با اینکه دوست ندارم با دروغ شروع کنم اما هرگز هرگز هرگز شهامت گفتن حقایق رو ندارم. ترجیح میدم بمیرم . تیکه تیکه بشم ولی راستشو نگم. قطعاً همین که شما گفتید رو بهش میگم.

    3- این که باهوشه و اهل پیشرفت خوبه.

    مرسی

    4- من به این قسمت خیلی اعتماد ندارم. این که شما را برای شناخت و ازدواج پسندیده باشه و بخواد با چشم باز و بررسی تصمیم بگیره خوبه. اما اینکه همینطوری عاشق شما شده و بهتون علاقمنده ؟
    منظورم این نیست که به این علت ردش کن. اما به این علت قبولش نکن.

    من دوست دارم واقعا یه بار بهش فرصت بدم. قطعا از چند سال قبل تا حالا خیلی چیزا عوض شده. نه من اون دختر کم تجربه ام و نه اون پسر ناپخته دیروز. سعی میکنم با کمک تالار یه شناخت درست رو طی کنم. شناختی که بر پایه منطق و عقل باشه و به کسی صدمه نزنیم. نمیخوام اشتباه کنم. در کنارش از خانوادم میخوام که تحقیق کنن. نظر پدرم برام خیلی مهمه. نظر مامانم همینطور. -


    می تونی برای تثبیت شدن وضعیتش شرط بذاری. مثلا بگی شش ماه نامزدی تا وضعیت کار ایشون مشخص بشه و بعد عقد یا ...
    البته اگه بتونی بگی قبل از خواستگاری وضعیت کاریش را مشخص کنه بهتره. شما هم یک چند ماهی وقت داری که آمادگی خودت را بسنجی.

    بابت این زیاد نگرانی ندارم. . با همین شناخت کم میدونم که واقعا پشتکار گیر و مصممه و خودشم چنین ریسکی نمیکنه که بدون منبع درآمد و شغل مناسب وارد ازدواج بشه .

    در مجموع فکر می کنم الان سوال مهم یکی این است که اولا خودت در چه شرایط روحی هستی و دوما ایشون برای کار تصمیمش چیه.

    تو خود حدیث مفصل ..........::


    دیروز عصر براش پیام دادم. به این دلیل که نمیتونستم چنین چیزی رو رودررو بگم.
    گفتم که به حرفاش فکر کردم و حاضرم یه فرصت بدم که اگر میخواد اون علاقه ای که سه ساله ازش دم میزنه رو ثابت کنه.

    باورتون نمیشه . جوابمو با چه خوشحالی داد و گفت چقدر برای این لحظه تلاش کرده و چقدر خوشحاله و خدا رو شکر میکنه.

    بهش گفتم اگه میخواد ، باید با خانوادش بیاد و با خانوادم آشنا بشه. گفتم قطعا نظر من بر حلال و محرم بودن . بر ازدواجه خیلی سخت بود برام. اما مجبور بودم شفاف توضیح بدم براش.

    گفتم تا اونجا که امکان داره باید از هر فاز عاطفی و احساسی فاصله بگیریم تا یه شناخت درست از همدیگه داشته باشیم. قبول کرد.

    مرتب در موردش حرف زد. اولین دغدغه اش مسائل مالی بود . دوم اینکه آیا خانوادم با تفاوت سنی مون مشکلی ندارن.
    من نمیدونم خانوادم چه نظری خواهند داشت. هنوز صحبت نکردم.
    اما ظاهراً اون مشکلی نداشت.

    شهرمون نبود و قرار شد وقتی برگشت تو یه ملاقات حضوری در موردش حرف بزنیم. چون با مسیج و تلفن نمیشد.

    نمیدونم تا اینجا چطور بود؟؟؟؟؟؟ نمی خوام اصلا بی گدار به آب بزنم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید mehrabooni تشکرکرده است .

    mehrabooni (یکشنبه 15 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.