به نظر من بیشتر از چیزی که در توانتون هست انرژی نذارید. تعادل رو حفظ کنید، اگر شما با خانواده ایشون واقعا راحتید و از روی دوست داشتن این کارها رو انجام میدید، انجام بدید وگرنه در حدی که خودتون راحتید محبت کنید و تعادل روحفظ کنید. همیشه مشکلات از جایی شروع میشن که این تعادل بهم میخوره. شما بیشتر از حد محبت می کنید و در عوضش از همسرتون توقع متقابل دارید. در حدی محبت کنید که این توقعتون از بین بره و خودتون هم راحت باشین و احترام خانواده ایشون هم حفظ بشه. به خانوادتون هم بفهمونید که همسرتون اینطوری هست فعلا و روش حساس نشن و به شما هم چیزی نگن چون این رفتار ایشونه و شما مسئول رفتار یه مرد 38 ساله نیستید. بگید همین که احترام ها حفظ بشه کافیه و از ایشون توقع بیشتر رو نداشته باشن چون ایشون حتما یاد نگرفته تو خانواده که به بقیه هم باید محبت کرد. بگید من سعی خودم رو می کنم تا درستش کنم ولی هیچ توقعی نداشته باشید
من فکر می کنم چون تازه ازدواج کردید کمی عادی هست (نه اینکه رفتار ایشون درست هست) ولی چون وارد خانواده متفاوتی شده و یاد نگرفته که به دیگران هم میشه محبت کرد، زمان میبره تا یاد بگیره. راستش داماد ما هم اینجوری بود و الان هم بعد 6 سال هست ولی خیلی بهتر شده این یکی دو سال اخیر. به خانوادتون اجازه گله گی از ایشون رو ندید و از خصلت های خوب دیگشون همیشه تعریف کنید تا اثر این مسئله توی نظرشون کمتر بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)