نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
سلام سپیده جان.به همدردی خوش اومدی

من شخصا با خوندن نوشته هات خصوصا تیکه اولش یه حسی بهم دست داد مثه دخالت..شما رسما تو کار برادرت دخالت میکنی..میدونم ازسر دلسوزیه اما هر چیزی حد و حدود و راه و روش خودشو داره..شاید لازم باشه ادم گاهی سرش به سنگ بخوره و درس عبرت بگیره.

مطمئنا اون دختر نه اونقدر که برادرت فکر میکنه خوب و بدون اشکاله و نه اونقدر که تو فکر میکنی بده..اونم مثه همه ما خوبیا و بدیایی داشته..

برادرتون خودش باید تشخیص میداد که اون دختر مناسبش هست یا نه؟
و شما میتونستی نظرت رو خیلی دلسوزانه و بی قصد و غرض بهش بگی.نه اینکه تموم تلاشت رو کنی که بهش بقبولونی که اون دختر بده..شاید یه نفر از دید تو بد و ازدید من خوب باشه..و این سلیقه ایه.

حالا اینا رو گفتم که بگم اگه برادرت خودش به این نتیجه رسیده بود که این دختر مناسبش نیست الان این حال و روز رو نداشت..الان فکر میکنه یه کیس مناسب رو ازدست داده و درسته که پرونده رابطشون عملا بسته شده اما تو ذهن برادرت بازه چون هنوز به نتیجه نرسیده بود که اون رابطه به صلاحش نبوده(البته شایدم بوده..ما نمیدونیم چون اون دخترو نمیشناسیم..اما در هر صورت رابطه دوستی به صلاح هیچ کس نیست)

حالا شما بهترین کار اینه که ازافراد با تجربه کمک بگیری..ازیه مشاور خوب براش وقت بگیر و ازش بخواه پیشش بره.فقط خواهشا دوباره نشین از اون دختر سیاه نمایی کنی..بدون قضاوت درباره برادرت و اون دختر با دلسوزی ازش بخواه پیش مشاور بره.

و یه کم حالشو درک کن..به هر صورت برادرت دچار تلاطم احساسیه و شاید گاهی نیاز داشته باشه درددل کنه بدون اینکه قضاوت یا محکوم بشه.

موفق باشی

ممنون از کمکتون
ولی من فقط میخواستم بهش بفمونم این دختر اون طوری که اون فکر میکنه نیست
نمیخواستم از سر احساس تصمیم بگیره میخواستم فکر کنه تا فردا پشیمون نشه

نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777
اوایل جدایی خیلی سخته باید تو این مدت مراقبش باشی که کاری دست خودش نده.
زیاد به پروپاش نپیچ چون باید این دوران و با آرامش و بدور از تشنج طی کنه.

بهش مهربونی کن..لزومی نداره هی بهش بگی: چه بهتر که تموم شد..اون لیاقتتو نداشت..ال بود بل بود و هی دختر رو جلوی داداشتون نبش قبر کنین.
اصلا هیچ حرفی دربارش نزنید حتی اگه داداشتون حرفی زد دربارش فقط مثل مجسمه گوش کنید و نظری ندین و در پایان حرفاش بگید: یه چایی میخوری داداشی برات بیارم؟ یا یه غذای خوشمززززه مخصوصت درست کردم

ببخشید رک گفتما عزیزم
یکم که بگذره کم کم درست میشه.
ممنون از کمکتون
مراقبش هستم
همش دنبال اینم که یه کاری کنم بهش فکر نکنه
با هم دیگه زیاد خوبیم همش پیششم ولی تا کی میخواد اینطوری بمونه
الان چند ماه هستش که رابطشون تموم شده ولی داداشم مثل همون روز اول...