رزا عزیز
بینهایت بابت اتفاقی که در زندگیت افتاده متاسفم و احساست رو درک میکنم میفهمم که چقدر سخته من حتی از فکر کردن بهش قلبم درد میگیره.میدونم مثل کابوسه.میدونم دلت میخواد بیدار شی و ببینی این همش یه خواب بوده.اما عزیزم باید قوی باشی.این مرحله از زندگی هم با همه سختی هاش میگذره.خودت رو نباز و اصلا کوتاه نیا.یعنی جایی هم برای کوتاه اومدن نیست.شوهر شما حتی پشیمون هم نیست از کارش.دیگه شما چی کار میخوای بکنی؟اصلا چیکار میتونی بکنی؟فکز کن اگه اون جای شما بود و شما اینکارو باهاش میکردی چیکار میکرد باهات؟احساستو کاملا درک میکنم بلاخره کلی زندگی کردی باهاش.بهش عادت کردی.عشقی بوده.اما متاسفانه...
قوی باش.اصلا خودتو کوچیک نکن.سفت و محکم بیاست.وقتشه اگه همسرت هم این زندگی براش ارزش داره یه کاری بکنه براش.بذار اگه میخواد هنوزم این زندگی ادامه پیدا کنه اگه هنوزم عشقی مونده حداقل یه قدم برداره.محکم باش عزیزم.خودتو با این حرف اروم کن که اون لایق عشق شما نبوده.مطمئن باش در اینده نزدیک میفهمه که چه اشتباهی کرده.اما تو منتظر اون آینده نشین.خودتو نجات بده.اون اقا لایق شما و عشق شما نیست.موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)