به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 42

Threaded View

  1. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آذر 91 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1391-2-21
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    502

    تشکرشده 522 در 149 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: چه کنم تا زندگیم رو دوباره بسازم

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    البته بعد از اون، اس ام اس های خانمم هم نرمتر و مودبانه تر بود.حتی بر خلاف همیشه اول اس ام اس هاش سلام میداد.
    پس قدم درست اگر برداشته بشه خیلی زود و راحت نتیجه میده. این نشون میده که تشخیص ما درست بوده و خانمتون اگر رفتار درست رو ببینه نرم خواهد شد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    بعد هم که مهریه و کلی پرونده باز کرد من فکر کردم هر قدمی این معنی رو داره که شکست رو پذیرفتم و از پرداخت مهریه و بقیه هزینه ها ترسیدم و دارم "منت کشی" میکنم پس صبر می کردم تا روز دادگاه که ببینمش ...
    یعنی چی آخه فکر میگرد من دارم " منت کشی " میکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب فکر کنه ... مگه آخه دعوای دو تا بچه است که شما این طوری تحلیلش میکنید؟ چرا آقا آرش؟ چرا؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    من امروز بهش اس ام اس دادم که فردا دارم میرم سکه هاتو بدم اگه می تونی بیا تا کارت بانکی که پول نفقه دخترمون رو ریختم بهت تحویل بدم، جوابی نداد، یعنی فردا نمیاد.می خواستم اگر اومد نامه رو هم مستقیم به خودش بدم.
    خوب باز اس ام اس بدین. یکم سمج بازی در بیارین. بگین که فقط میخواین به خودش تحویل بدین. اگر نیاد نمیدین سکه ها رو و ... تو رو خدا یک کم مثل یک مرد که میخواد یک زن رو ببینه رفتار کنید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    واقعیت و حقیقت اینه که نمی خوام اینطور مطرح کنه که آرش به دست و پام افتاد، التماس کرد، اما من قبول نکردم.
    خوب بگه ... از چی می ترسین؟ چی رو میخواین با این همه احتیاط بی مورد حفظ کنید؟ شما زندگیتون در خطره ... بچتون تحت فشاره ... خودتون تحت فشارین... بعد فقط دارین به غروری که شاید بشکنه فکر میکنید؟؟
    مگه اینجا بازار مکاره است؟ آخه چرا اینقدر دو دو تا چهار تا میکنید؟ به خدا محبت و عشق قانونش یک جور دیگست. این روحیه محبت و عشق رو میکشه. داغون میکنه. نابود میکنه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    اون میدونه که من اهل التماس کردن نیستم، اون میدونه من تا چه حد ممکنه غرور داشته باشم.
    حالا چون میدونه باید خودش و رفتارها و خواسته هاش رو با این خصوصیت شما تنظیم کنه؟ خوب میگه اهل التماس کردن نیستی ... غرورت رو به خاطر عشق، به خاطر زندگیت نمی شکنی، حالا من نه بچمون، به خاطر عشق به بچه هم غرورت رو نمی شکنی؟ پس منم نیستم...
    به خدا منم بودم همین رو میگفتم و دیگه هیچ وقت برنمیگشتم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    اگر شما فکر میکنید که این طرز فکر من درست نیست، باشه، من حاضرم باز روشم رو عوض کنم ...
    من نظر خودم رو میگم ... 100 درصد غلطه ... این روش جواب نمیده و باید عوضش کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    میتونم زنگ بزنم خونه پدر مادرش و ازشون بخوام اجازه بدن تا برم پیششون، با اینکه میدونم خانمم از اونا حرف شنوی نداره،
    می تونم از باجناقم و خواهرخانمم بخوام یه شب به من وقت بدن برم پیششون و پدرش یا مادرش هم دعوت کنن تا همه حرفامو بزنم.
    باز دوباره میخواین نفر سوم رو داخل کنید؟ پیشنهاد زهره مشکلش چیه؟ چرا نمیرین سر راهش؟ چرا یک جا گیرش نمی اندازین؟ از خرد شدن غرور می ترسین؟ برین سر راهش بزنین تو گوشش. بگین من مغرورم. من دارم زندگیم رو به خاطر غرور و لجبازیم داغون می کنم. الانم آمدم که بزنم تو گوشت که برگردی خونه. التماستم نمیکنم. به خدا این اثرش بیشتر از اون روشهای به قول زهره روشنفکرانه ای که در پیش گرفتین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    اما آیا این به این معنی نیست که من از قبول پیشنهاد طلاق توافقی دارم عقب نشینی میکنم؟ و بعد خانمم بگه باز زد زیر حرفش؟
    خوب بگه ............... خوب عقب نشینی کنید ........... بشکنید این آرشی که اینقدر دست شما رو از لذت واقعی زندگی کوتاه کرده ...... یک پوسته زیبا و مسحور کننده ای از غرور، مردانگی، عاقلانه رفتار کردن، منطقی بود، موفق بودن و ... براتون ساخته که همش دروغه و آرش واقعی زیرش داره خفه میشه، بچه و زنش هم دارن از بین میرن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash1348
    وقتی از اون عمل خانمم شوکه شدم و بلافاصله با سیل دادخواستها که به نوعی اعلام جنگ بود مواجه شدم آیا میتونستم برم و ازش بخوام برگرده و با هم دوست باشیم؟
    بله می تونستید. می تونستید به خدا. خیلی هم زیبا بود. اما غرور و لجبازی و دو دو تا چهارتا کردن نذاشت. قالبهای اجتماعی و حرف مردم و فکر شکستن غرور و ضایع شدن و هزار تا چیز دیگه جلوی عشقی که از قلبتون میتونست بیاد بیرون رو گرفت و خشکسالی عشق آمد.

    ببخشید که تند حرف زدم. گاهی حرف حق تلخه. امیدوارم حرفهام حق بوده باشه نه فقط تلخ.

  2. 3 کاربر از پست مفید JJ1234 تشکرکرده اند .

    JJ1234 (سه شنبه 17 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.