پدربزرگ و نازنین عزیز ممنون از همراهی و راهنمایی هاتون
نازنین جان من امروز مسئله خواستگار جدید م را گفتم یعنی اس ام اس دادم . چند روزی هم کمتر با هاش صحبت می کنم و گفتم که خانوادم میگن باید زودتر تکلیف زندگیت معلوم بشه . دیگه نمی تونم صبر کنم . قرار شد بهترین اقدام را بکنه .
پدربزرگ جان . نه ما رابطه جنسی نداشتیم چون هم اون مقید و مذهبی و هم من از خانواده معتقدی هستم . با توجه به شناختی که نسبت به آقایون پیدا کردم ( چیزهایی که از دوست و آشنا شنیدم ) و با توجه به این که تو این مدت اون هیچ وقت خواسته ناجور از من نداشت . همیشه و همه جا در دسترس بود و اهل پیچوندن نیست . از طرفی همسرش را خیلی دوست داشته و به خاطر ناراحتی قلبی از دست داده و من هم تو این مدت صبر کردم که بتونه با شرایط کنار بیاد و بتونه منو جایگزین کنه . با شخصیت و مودبه و واقعا سرش به زندگی و کار گرمه . اما از طرفی ایده ال گراست و فکر میکنه که باید تمام شرایط جور باشه . امروز که فهمید من خواستگار جدی دارم یه حرکتی کرد باید دید تا کجا پیش میره .
البته بگم اون یکساله که پدرش را از دست داده و تقریبا 3 ماه از آشنایی ما به این دلیل گذشت که منتظر بودیم سالگرد پدرش در بیاد . اوایل برام خیلی مهم نبود چون میدیدم به خانوادش احترام میذاره اما حالا می بینم یه جورایی دارم اذیت میشم . من اوایل علاقه زیادی بهش نداشتم و تقریبا تو 3 ماه اول بدون توجه به احساسم سعی کردم امتحانش کنم حتی قرار گذاشتیم قبل از ازدواج یه دوره کامل مشاوره بریم تا انتخاب درستی داشته باشیم و اون واقعا شرایط را پذیرفت . من از گذشت روزها می ترسم و میترسم که این مسئله عادی بشه و حالا که من علاقه مند شدم مجبور به ترک بشم . اون میگه من نمی خوام ونمیتونم بهتر از تو پیدا کنم و من هم در جواب گفتم اینها واسه من زندگی نمیشه من از رابطه های دوستی بدم میاد و رابطه ما داره به شکل دوستی درمیاد . امیدوارم با مطرح کردن خواستگار جدید به خودش بیاد هر چند اون اصلا باور نمیکنه که من بخوام ترکش کنم اما عجیبه که چرا اقدام جدی نمیکنه . راستی اون حدود 8 سال در کنار مادرش از پدرش پرستاری میکرده و شاید به همین دلیل خیلی به مادرش وابسته شده و من از این موضوع میترسم که نکنه عدم اقدامش واسه ترس از دوری مادرشه . اون خیلی حواسش به مادرو مادر بزرگشه چون هردو تنها هستند و کمی هم کسالت دارن . اینقد ر تو این چند روز مسائل رو زیرو رو کردم واقعا ذهنم خسته شده .








علاقه مندی ها (Bookmarks)