[align=justify]سلام رز زرد
شما در مسیر زندگیت، در جهات مختلفی تلاش کرده ای. در جهت مستقل بودن و ایستادن روی پای خودت. در جهت ارتباط سالم با اطرافیان. در جهت حرکت به سمت خدا. در جهت تحصیل. و نهایتا در جهت تشکیل خانواده. (اینها چند تا از اهدافته که از پست شماره یک برداشت می شه.)
(تو پرانتز بگم که واقعا از اهداف درستی که تو زندگیت انتخاب کردی لذت بردم.)
حالا نتیجه چی شده؟ تو (تقریبا) به همه اهدافی که براشون تلاش کردی، به موفقیت نسبی و چشمگیری رسیدی، غیر از هدف آخر، "هنوز" نتیجه مورد نظرت حاصل نشده.
خب در این شرایطی که شما هستی، برای من سوال شد که چرا می گی:
انگار در شرایط احساسی ای که هستی، داری فکر می کنی همه کارهایی که کردی، همشون یک هدف واحد داشته، و اون تشکیل خانواده بوده (هدف آخر)، حالا هم که در این مورد به شکست قطعی! رسیدی، بنابراین دیگه هرچی تلاش کردی، بی ثمر بوده.نوشته اصلی توسط roze-zard
امروز که حدود دو هفته از روزیکه این پست رو گذاشتی گذشته، نظرت در مورد این حرفی که زدی چیه؟از اون روز تا حالا چه تغییری در این احساست حاصل شده؟
[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)