[align=justify]سلام brisk
خوبه که تصمیم گرفتی احساساتت رو کنترل کنی و فعلا همسرت رو تنها بگذاری. اما نباید صبر منفعلانه داشته باشی.
اگه صرفا همسرت رو تنها بگذاری که تصمیم بگیره آیا می خواد با اون دختری که تا حالا می شناخته زندگی کنه یا نه، خب طبیعتا این احتمال رو باید در نظر گرفت که ایشون نظرش منفی باشه. و بعد از اعلام نظر منفیش، دیگه تداوم زندگیتون با مشکل مواجه می شه.
اینطور که پیداست همسرت تصویر یک دختر معقول و محکم رو در ذهنش نداره. بنابراین لازمه که شما اولا با سرعت بیشتری به همچین دختری تبدیل بشی! و ثانیا فرصتی فراهم کنی که همسرت این دختر رو تجربه کنه و بفهمه که در مورد این دختر جدید باید تصمیم گیری کنه.
باید به همسرت ثابت کنی که اولا تصمیم قطعی داری که تغییر کنی. و دوما قدرت تغییر کردن رو هم داری.
تو نوشته هات خوندم که به مشاور مراجعه کرده بودی، اما (ببخشید که اینطور رک می گم) مشخص بود توجه کافی به حرف هاش نداشتی و فقط ساز خودت رو می زدی، اگه الان احساس می کنی حقیقتا می خوای تغییر کنی، اول یک لیست از ویژگی هایی که می خوای تغییرشون بدی تهیه کن (این لیست رو می تونی با کمک بچه های همینجا تهیه کنی)، بعد با کمک یه روانشناس، و مطالعه کتاب و مطالب اینترنت و ... قدم های محکم در راه تغییر بردار.
باز هم عذرخواهی می کنم که یک مقدار رک نوشتم، خیلی از وِیژگی های منفعی ای که در این تاپیک بهشون اشاره شد، نقص های فراگیری هستند که اغلب ما بهشون مبتلا هستیم. اما خب در این تاپیک این تویی که کمک می خوای، بنابراین روی ویژگی های تو زوم شده. من می بینم روزی رو که تو در تاپیک دیگران از تجربت در این مورد بگی و بهشون کمک کنی مهارت هایی رو کسب کنن که در این لحظه نداریشون، اما به زودی کسبشون خواهی کرد.
[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)