سلام غزلواره جان دوستان راهنمایی های خوب وکاملی کردن
فقط اومدم ی موردی بهت بگم.گفتی احساس اینکه از دیگران عقب مونده باشی ناراحتت میکنه...خوب بشینی و به این موضوع فکر کنی که عقب موندی از دیگران،چه میشه؟میری جلوتر؟
ببین اولا حرفت رو قبول ندارم که عقب تر از بقیه باشی هم تحصیلاتت رو داری و هم ی عالمه فرصت پیش روت هست که می تونی مسیر زندگیت رو تو یکی از اون فرصت ها ادامه بدی.
رشته تحصیلیت هم که علوم پایه هست خوب احتمالا یا فیزیک یا ریاضی یا شیمی.... خوندی.همه رشته های علوم پایه هوش بالایی می خواد و نشون می ده که خیلی باهوشی .برای رشته های علوم پایه هم همه مدرسه ها و آموزشگاه ها کار هست.هیچ کدوم هم نشد،تدریس خصوصی تو خونه خودتون خیلی خوبه.سعی کن خودت رو سرگرم کنی.
در مورد قدت هم،همون جور که خودت هم گفتی ناشکری می کنی...راستش من ی دوست صمیمی داشتم که قد بلند بود فکر کنم 175.ولی بر خلاف شما ناشکری نمی کرد قدر نعمتی که خدا بهش داده رو می دونست خودش به خودش افتخار می کرد.و حتی از خودش خیلی خیلی تعریف می کرد انقدر ازخودش تعریف می کرد که اعتماد به نفس من رو آورده بود پایین....(البته من رفتار اونم دوست نداشتم نمی گم اون راه رو پیش بگیر. ولی ناشکری هم نکن.)تا اینکه ی روز،قرار شد من رو ببره پیش خواستگارش که منم نظرم رو بگم. سه چهار بار بود که اومده بودن خونشون.و این جواب مثبت رو داده بود ولی از اونجایی که من رو قبول داشت منم باخودش برد سر کلاسش.و بعد کلاس خواستگارش اومد دنبالش.بعد از اینکه پسر رو دیدم من رفتم واونا رفتن بیرون.شبش دوستم بهم زنگ زد که بپرسه نظرم راجع به این پسر چی بود؟میدونی بهم چی گفت؟گفت نازنین امروز همش با خودم فکر می کردم حمید تو رو ببینه از ازدواج با من پشیمون میشه،می گه دوستش خیلی بهتره ، عاشق تو میشه ....!!!ی لحظه شاخ در اوردم ،گفتم واااااا!!!منم دقیقا تو اون زمان که رفته بودم خواستگار دوستم رو ببینم همش باخودم فکر میکردم الان که من از اینا خداحافظی کنم پشت سر من حرف می زنند و اون خواستگارش منو مسخره می کنه.و قد منو با قد دوستم مقایسه میکنه و احساس خوبی به خودم نداشتم....و قبل اینکه برم کلی دلیل آوردم که بپیچونم و باهاش نرم که ی وقت این جوری نشه .
خوب این داستان مفصل رو برات تعریف کردم که بگم تواز دل زن داداشت خبر نداری. الان اون زن داداشت هم تو دل خودش می گه خواهر شوهرم چقدر قدبلند و رشیده .وحتی ممکنه بترسه که داداشت قد اون رو با تو مقایسه کنه.
این رو مطمئن باش
و سعی کن با رفتارت و اعتماد به نفس کافیت کاری نکنی که چیزی که می تونه باعث زیبایی باشه برات ی نقص محسوب شه.
از خودت ایراد نگیر.نمی گم مغرور شو. ولی این طرز فکرت باعث میشه دیگران هم قبولت نداشته باشن.
من حست رو درک می کنم آره شاید قدت کوتاه تر بود می تونستی کفش بلند بپوشی و چیزای دیگه ولی اینم بدون که بااین طرزفکری که تو داری اون موقع هم به ی چیزدیگت گیر می دادی و می گفتی کاش مثلا پوستم روشن تر بود،اگر پوستت هم روشن تر بود بازم به ی چیز دیگه گیر می دادی و می گفتی کاش موهام بور بود.... یعنی مشکل به هیچ وجه از ظاهرت نیست از طرز فکرته که مدام درگیر مقایسه است و نمی زاره تو شرایط حالت رو دوست داشته باشی.
درمورد قوز هم حتما همین امروز فردا برو پیش ارتوپد،ورزش اصلاحی هم از نت در بیار تو خونه انجام بده.
تو دختر مهربون ،متواضع و خوش قلبی هستی.ازنوشته هات معلومه.زیبایی درونت کاملا مشهوده و من مطمئنم این زیبایی درونی رو ظاهرت هم تاثیر داره و ظاهرت هم قشنگه.فقط باید اعتماد به نفست رو تقویت کنی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)