به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مهر 91 [ 12:50]
    تاریخ عضویت
    1391-4-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    جوابمو بدین لطفا


  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    سلام مجدد

    دوست عزیز اگر پذیرفته باشید که دچار حساسیتهای زیادی شده اید راحتتر می توانیم شما را راهنمایی کنیم .
    حساسیت از جایی به عوان کنجکاوی های زیادی در شخصیت افراد و مسائل زندگیشان نشات می گیره یعنی یه جورایی دوست داری بدونی مثلا این ساختمون آیا کلش مال یه نفره یا نه فقط یه واحدش !
    مثلا کنجکاوی در مورد وبلاگ دوستت ...وقتی بهت گفتم که تجسس نکنی یه جورایی از لحنم ناراحت شدی ولی منظورم همین کنجکاوی بوده که باعث شده شما را به سمت وبلاگ بکشاند و با توجه به روحیه ای که داری حساس شده ای !
    به نظرم بهتره اصلا در مورد مسائل مختلف نخواهی که به نکته ای برسی چون همان نکته میشه ملکه ذهنت و تمام فکرت رو درگیر می کنه و کم کم برات حساسیت ها بوجود میاد ...
    بعضی موقع ها هر چقدر کمتر بدونیم به نفعمونه !
    برای اینکه بتونیم با آرامش زندگی کنیم خیلی خوبه که خصوصیاتمون رو خوب بشناسیم و سعی کنیم خودمون رو اذیت نکنیم .
    پس اگه می دونی نقطه ضعفت کجاست پس چرا این همه مسائل رو پیچیده می کنی ...؟
    فکر می کنم باید پذیرشت رو ببری بالا که نباید کنجکاوی کنی چون نقطه مرکزی ذهنت درگیر حساسیت شده و با این روند داری بزرگترش می کنی ..
    پس بیشتر به خودت توجه کن که چگونه به آرامش می رسی .

  3. 3 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    چشمک (دوشنبه 02 مرداد 91)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مهر 91 [ 12:50]
    تاریخ عضویت
    1391-4-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    راستشو بخواید بدونید من از حرفتون ناراحت نشده بودم. رفتارم جوریه احساس فضولی یا تجسس به کار کسی خیلی کم بهم دست میده. یه احساس بی تفاوتی از درونم دارم. حتی وقتی مریضی بدی هم دارم دلم به حال خودم نمیسوزه زیاد چه برسه بخوام تجسس کنم.

    خودم میخوام این مشکلمو حل کنم برای همین پست باز کردم پس شما هم راهنمایی بیشترم کنید

    خب یکوقتا هست دوستم میگه برو وبلاگ مطلب جدیدو ببین! بعدش میرم چندتا نظر میخونم! یا یکی دیگه از دوستام یک جریانیو تعریف میکنه خود به خود اون اتفاقی که براش پیش اومده بود روم اثر میزاره و همون حالاتی که گفتم رخ میده

    خیلی بده این رفتار. خودمو بیخود و بی جهت دارم عذاب میدم

  5. کاربر روبرو از پست مفید red_shark تشکرکرده است .

    red_shark (دوشنبه 02 مرداد 91)

  6. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    شاید یه احساسی داری که همه چی رو فقط واسه خودت بخوای. مثلا دوستات فقط دوست خودت باشن دوست دخترت فقط دوست دختر خودت باشه یا حتی مامان بابات فقط به خودت محبت کنن و نه به خواهر یا برادرت یا از این مدلا. یا ماشین خوشگلی که توی محله است و صاحبش اینور انور می ره رو فقط واسه خودت بخوای یا موفقیت تحصیلی که فلان فامیل بهش رسیده چرا واسه تو نباشه و اینا. اینطوریه؟ اگه این باشه یه خورده اش خوبه. یه کمی از این احساس باعث می شه که ادم واسه داشته هاش تلاش کنه که نگهشون داره و واسه نداشته هاشم تلاش کنه که بهشون برسه. اما زیادش خوب نیست.

  7. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (دوشنبه 02 مرداد 91)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 بهمن 91 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1391-3-28
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    543
    سطح
    10
    Points: 543, Level: 10
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 26 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    سلام دوست عزيز
    بعد از خوندن مطالب بالا خواستم دو مطلب به نظرم رسيد كه دوست داشتم اونارو مطرح كنم .
    1- هيچ وقت سعي نكنيد كه نسبت به دوست دختر يا همسر خودتون حس مالكيت داشته باشيد . دو نفر در كنار هم و به موازات يكديگر به زندگي ادامه مي دهند، از باهم بودن لذت مي برند ولي هركس اختيار زندگي خودش را دارد و بايد مطابق سلايق و علايق خودش زندگي كند به عقيده من اينكه دوست داريد طرف فقط مال خودتان باشد كمي خودخواهي باشد.
    2- در مورد اينكه خدا به يكي 3-4 تا آپارتمان ميدهد و به يكي هيچي ..خواستم بگويم هيچ وقت خودتان را با كسي مقايسه نكنيد . ما هر كدام در يك خانواده بدنيا آمده ايم و طبق شرايطي كه در آن خانواده وجود دارد و براساس امكاناتي كه در اختيار ما قرار گرفته ونهايتاً‌ با سعي و تلاشي كه انجام ميدهيم وضعيت مالي زندگي مان رقم مي خورد . شما فرد جواني هستيد و اميد به زندگي بايد در شما بالا باشد . به جاي حرص خوردن از تفاوتها پشتكار بخرح دهيد و با توكل به خدا به سمت زندگي بهتر گام برداريد. اين را بدانيد كه خواستن توانستن است.

  9. 3 کاربر از پست مفید شقايق 91 تشکرکرده اند .

    شقايق 91 (سه شنبه 03 مرداد 91)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 تیر 92 [ 15:54]
    تاریخ عضویت
    1390-3-21
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    1,577
    سطح
    22
    Points: 1,577, Level: 22
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    478

    تشکرشده 487 در 116 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    [align=justify]سلام red_shark

    مدیر همدردی یه مقاله تو سایت گذاشته که (باوجود اینکه اون حسادتی که تو داری ازش حرف می زنی، خیلی خفیف تر از چیزیه که در این مقاله اومده) خوندنش می تونه برات مفید باشه.

    موفق باشی.



    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    (( مقايسه را رها كن، حسادت در تو ناپديد مي شود ))

    حسادت چيست و چرا اين ‌قدر دردآور است؟
    حسادت سنجيدن است و مقايسه و ما نسبت به مقايسه شرطي شده‌ايم؛ به گونه‌‌اي كه هميشه در حال مقايسه كردن هستيم. ديگري خانه‌ي بهتري دارد, ديگري بدن زيباتري دارد, ديگري پول بيشتري دارد, ديگري شخصيت پرجذبه‌تري دارد. تداوم مقايسه‌ي خويش با هر آن كس كه از كنارتان مي‌گذرد پيامدي ندارد جز حسادت! در حقيقت حسادت محصول جانبي شرطي شدن نسبت به مقايسه است.

    پس مسلماً اگر شما مقايسه كردن را رها كنيد, حسادت نيز ناپديد مي‌شود. آن‌گاه براحتي مي‌فهميد كه خودتان هستيد و هيچ‌كس ديگري نيستيد, و نيازي هم نيست كه كس ديگري باشيد. اين خوب است كه شما خودتان را با درختان مقايسه نمي‌كنيد, و اگر نه شروع به احساس حسادتي عظيم مي‌كرديد: چرا سبز نيستيد؟ چرا خداوند اين‌قدر نسبت به شما سخت‌گير بوده است … و چرا گل نمي‌دهيد؟ حتي شانس آورده‌ايد كه خود را با پرندگان نمي‌سنجيد, با رودخانه‌ها, با كوه‌ها؛ چرا كه در آن صورت رنج بسياري مي‌برديد. شما فقط خود را با بني نوع انسان مقايسه مي‌كنيد؛ چون شرطي شده‌ايد كه خود را فقط با انسان‌ها مقايسه كنيد؛ شما خود را با طاووس‌ها و با طوطي‌ها نمي‌سنجيد و اگر‌نه حسادت شما قطعاً بيشتر و بيشتر مي‌شد. شخص حسود چنان بار سنگيني از حسادت را متحمل مي‌شود كه اصلاً ديگر قادر به زندگي كردن نيست.
    مقايسه, نگرشي بسيار احمقانه است, چون , هر فردي يگانه و يكتاست و غير‌قابل‌ مقايسه است. اگر يك بار فهم اين نكته در شما جا بيفتد احساس حسادت نيز ناپديد مي‌شود. هر فردي يگانه و غير‌قابل ‌مقايسه است. شما فقط خودتان هستيد: هيچ كس هرگز شبيه شما نبوده است, و هيچ كس هرگز شبيه شما نخواهد بود. و نيازي هم نيست كه شما شبيه هيچ كس ديگري باشيد. اصولاً خداوند فقط نسخي اصيل مي‌آفريند, و به كپي اعتقادي ندارد.

    يك دسته جوجه داخل حياط بودند كه يك توپ فوتبال پرواز كنان از فراز پرچين گذشت و وسط آنها فرود آمد. خروس تاتي تاتي كرد و به طرف توپ رفت, آن را بررسي كرد, و سپس گفت: «من گله نمي‌كنم دخترها, اما ببينيد, اين تخم‌ها از در بغلي بيرون مي‌آيند.»
    در خانه‌ي همسايه‌ي بغلي چيزهاي بزرگي اتفاق مي‌افتد؛ علف سبزتر است؛ گل سرخ, سرخ‌تر است. به نظر مي‌رسد كه همه خوشحالند. جز خود شما. شما دائماً در حال مقايسه‌ايد. در مورد ديگران نيز قضيه همين‌طور است, آنها نيز در حال مقايسه‌اند. شايد آنها فكر مي‌كنند علف‌هاي زمين شما سبزتر است _ مسلماً چمن شما هميشه از دور سبزتر به نظر مي‌رسد. شما همسر زيباتري داريد و همين طور تا آخر. اين در حالي است كه شما شديداً خسته‌ايد, نمي‌توانيد بفهميد كه چه‌طور به خودتان اجازه داديد به دام اين زن بيفتيد, نمي‌دانيد چه‌طور از شر او خلاص شويد _ ولي همسايه ممكن است به شما حسادت كند كه چنين همسر زيبايي داريد! و شما نيز ممكن است به او حسادت كنيد كه‌…

    مي‌بينيم كه همه نسبت به هم حسادت مي‌كنند و اين ماجرا همچنان ادامه دارد. بله, به سبب حسادت است كه ما چنين جهنمي خلق كرده‌ايم و اين همه بدجنس و شرور شده‌ايم.
    كشاورز سالخورده‌‌اي داشت با بدخلقي به ويراني‌هاي سيل مي‌نگريست. همسايه‌اش فرياد زد: «هي! آب تمام خوك‌هايت را به پايين خليج برده است.»

    كشاورز پرسيد: «خوك‌هاي تامپسن چه شده‌‌اند؟»

    «آنها را هم آب برده»

    «و خوك‌هاي لارسن؟»

    «آنها را هم.»

    كشاورز سالخورده با خوشحالي فرياد زد: «خب, پس به آن بدي هم كه من فكر مي‌كردم نيست.»
    اگر همه در بدبختي باشند, اين احساس خوبي است؛ اگر همه متضرر باشند, اين احساس خوبي است ولي اگر همه شادمان و كامياب باشند, به مذاق آدمي تلخ مي‌آيد.

    اما در درجه‌ي اول بايد ديد كه چرا ايده‌ي غير به سر شما خطور مي‌كند؟ چون شما اجازه نداده‌ايد كه جوهر خودتان جاري شود؛ اجازه نداده‌ايد كه سعادت و خوشبختي خودتان رشد كند؛ اجازه نداده‌ايد وجود خودتان شكوفا شود و چون از درون احساس تهي بودن مي‌كنيد به بيرون ديگران نگاه مي‌كنيد. چون اين فقط بيرون است كه ديده مي‌شود.
    شما درون خود و بيرون ديگران را مي‌شناسيد؛ همين حسادت مي‌آفريند. آنها نيز بيرون شما و درون خود را مي‌شناسند و باز حسادت خلق مي‌شود. هيچ كس درون شما را نمي‌شناسد. اينجاست كه خود را هيچ و بي‌ارزش مي‌دانيد ولي ديگران از بيرون شاد و خندان به نظر مي‌رسند. لبخند آنها ممكن است ساختگي باشد, اما شما از كجا بدانيد كه ساختگي است يا نه؟ ممكن است قلب‌هايشان نيز خندان باشد. تنها چيزي كه شما مي‌دانيد اين است كه لبخند خودتان ساختگي است, چون قلب شما خندان نيست.

    شما تنها كسي هستيد كه مركزيت درون خود را مي‌شناسيد و نه هيچ كس ديگر. در مورد ديگران شما فقط ظاهر را مي‌بينيد و ظاهر مردم زيبا و هنرنما و فريبنده است.

    حكايت كهن از اهل تصوف وجود دارد

    مردي از تحمل بار سنگين رنج و مرارت خود سرگردان بود و هر روز به درگاه پروردگار دعا مي‌كرد كه: «چرا من؟ همه شادمان به نظر مي‌رسند, چرا فقط من در چنين عذاب اليمي هستم؟» يك روز, به سبب درماندگي بسيار, به درگاه خداوند چنين دعا كرد: «پروردگارا, تو مي‌تواني رنج‌هاي هر كس ديگري را به من بدهي, من براي پذيرش آن آماده‌ام, اما رنج مرا از دوشم بردار كه ديگر بيش از اين تاب تحملش را ندارم.»

    آن شب, وي خواب زيبايي ديد _ زيبا و افشا كننده. خوابي كه در آن پروردگار در آسمان ظاهر شد و خطاب به او و ديگران فرمود «همگي رنج‌هاي خود را به معبد بياوريد.» همه از رنج‌هاي خود خسته بودند. و جملگي دعا كرده بودند كه: «من براي پذيرفتن رنج‌هاي هر كس ديگري آماده‌ام, اما رنج مرا از من دور كنيد؛ رنج من غير‌قابل تحمل است.»

    بنابراين, هر كسي رنج‌هايش را در سبدي جمع كرد, و همه به معبد رسيدند. همه بسيار خوشحال به نظر مي‌رسيدند كه سرانجام دعاهاي‌شان مستجاب شده بود.
    و آنگاه خداوند فرمود: «سبدهايتان را كنار ديوار بگذاريد.» همه سبدهايشان را كنار ديوار گذاشتند. سپس خداوند فرمود: «حالا مي‌توانيد انتخاب كنيد. هر كسي مي‌تواند هر سبدي را كه مي‌خواهد بردارد.»

    صحنه‌ي شگفت‌انگيزي بود؛ مردي كه هميشه در حال دعا كردن و زاري بود, به سوي سبد خود شتافت, و پيش از آنكه هر كس ديگري بتواند آن را برگزيند, سبد را برداشت! اما او نيز شگفت‌زده بود, چون ديگران نيز به سوي سبدهاي خودشان شتافتند. همگي از انتخاب مجدد رنج خويش شادمان بودند. موضوع از چه قرار بود؟ براي نخستين بار, هر كس توانسته بود واقعيت بدبختي‌ها و رنج‌هاي ديگران را ببيند. _ سبدهاي ديگران نيز به همان بزرگي و يا حتي بزرگ‌تر از سبد خودشان بود!

    علاوه بر اين هر كس به رنج‌هاي خودش خو گرفته بود. كسي چه مي‌داند كه چگونه رنجي درون سبد ديگران است‌؟ دردسر چرا؟ حداقل رنج خودتان با شما آشناست, و شما به يكديگر عادت كرده‌ايد. ساليان بسيار اين رنج‌ها را تاب آورده‌ايد _ چرا چيزي ناشناخته را برگزينيد؟
    و همگي خوشحال و شادمان به خانه رفتند. هيچ چيزي تغيير نكرده بود, همه همان رنج‌ها را با خود برگردانده بودند, اما جملگي شاد بودند و لبخند مي‌زدند و از اين كه توانسته بودند سبد خود را باز آورند, لذت مي‌بردند.

    صبح آن شب, مرد ناراضي بار ديگر به درگاه خداوند دعا كرد و اين بار چنين گفت: «براي اين رويا سپاسگزارم؛ ديگر هرگز درخواستي نخواهم كرد. هر آنچه را كه به من داده‌‌اي, براي من خوب است, بايد برايم خوب باشد و به همين سبب است كه آن را به من داده‌اي.»
    شما به خاطر حسادت به طور مداوم رنج مي‌بريد و نسبت به ديگران بدجنس و شرور مي‌شويد. شروع مي‌كنيد به دروغين شدن, به ساختگي شدن, و تظاهر كردن. به خاطر حسادت‌هاي خود شروع به تظاهر چيزهايي مي‌كنيد كه نداريد, شروع به تظاهر چيزهايي مي‌كنيد كه نمي‌توانيد داشته باشيد, چيزهايي كه براي شما طبيعي نيستند. پس شما بيشتر و بيشتر غير‌طبيعي و تصنعي مي‌شويد. تقليد كردن از ديگران, رقابت كردن با ديگران, چه كار ديگري مي‌توانيد بكنيد؟ اگر كسي چيزي دارد و شما نداريد, و امكان طبيعي داشتن آن را نيز در وجود شما نيست, تنها راه ممكن صرفاً داشتن جايگزيني بنجل و سطحي براي آن چيز است.

    «جيم» و «نانسي اسميت», تابستان خوبي را در اروپا داشته‌اند. اين بسيار عالي است كه سرانجام يك زوج اين فرصت را داشته باشند كه واقعاً خوش بگذرانند و داد خود را از زندگي بگيرند. آنها همه جا رفتند و همه كار كردند, پاريس, رم … و تا مي‌توانستند خوش گذراندند.
    اما اين بسيار عذاب آور بود كه دوباره به خانه بازگردند و به ميان عادات قديم فرو‌روند. شما بهتر مي‌دانيد كه چه‌گونه مأمورين عالي رتبه‌ي رسوم و سنن, درون متعلقات شخصي شما فضولي و كنجكاوي مي‌كنند. آنها كيف شما را باز مي‌كنند و كلاه گيس, زيرپوش ابريشمي, عطر, رنگ مو و … را بيرون مي‌آورند, واقعاً عذاب آور است. و اين فقط كيف جيم است!
    بد نيست شما هم نگاهي به درون سبد خود بياندازيد, چيزهاي تصنعي, ساختگي, ظاهري و دروغين بسياري در آن خواهيد يافت _ براي چه؟ چرا نمي‌توانيد طبيعي و خودجوش باشيد؟ به سبب حسادت.

    انسان حسود در جهنم زندگي مي‌كند. مقايسه كردن را رها كنيد تا حسادت ناپديد ‌شود, شرارت و كذب ناپديد ‌شود. اما رها كردن حسادت تنها در صورتي ممكن است كه به رشد و شكوفايي گنجينه‌ها و نعمت‌هاي دروني خود توجه كنيد؛ هيچ راه ديگري وجود ندارد.
    رشد كنيد, بباليد, فردي اصيل‌تر و اصيل‌تر شويد. خود را دوست داشته باشيد؛ و به خودتان, بدان گونه كه خداوند شما را ساخته است, احترام بگذاريد, و آنگاه ناگهان درهاي بهشت به روي شما گشوده مي‌شود. اگر چه درهاي بهشت هميشه باز بوده‌اند, ولي شما به آنها نگاه نكرده‌ايد!

    توجه:
    این مقاله از مجله روانشناسی و جامعه تهیه شده است.
    http://shamisapsy.com/psy_m_r_ezdevaj.htm
    [/align]

  11. کاربر روبرو از پست مفید آزرمیدخت تشکرکرده است .

    آزرمیدخت (دوشنبه 02 مرداد 91)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مهر 91 [ 12:50]
    تاریخ عضویت
    1391-4-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush
    شاید یه احساسی داری که همه چی رو فقط واسه خودت بخوای. مثلا دوستات فقط دوست خودت باشن دوست دخترت فقط دوست دختر خودت باشه یا حتی مامان بابات فقط به خودت محبت کنن و نه به خواهر یا برادرت یا از این مدلا. یا ماشین خوشگلی که توی محله است و صاحبش اینور انور می ره رو فقط واسه خودت بخوای یا موفقیت تحصیلی که فلان فامیل بهش رسیده چرا واسه تو نباشه و اینا. اینطوریه؟ اگه این باشه یه خورده اش خوبه. یه کمی از این احساس باعث می شه که ادم واسه داشته هاش تلاش کنه که نگهشون داره و واسه نداشته هاشم تلاش کنه که بهشون برسه. اما زیادش خوب نیست.
    نسبتا همین حسو دارم. همینجور که گفتین میخوام دوستام مال خودم باشه! اینو میدونم هرچی دوست من با افراد بیشتر هم دوست بشه شاید برا خودم هم بهتر باشه چون یکروزی میشه رو کمکشون حساب کرد. ولی این حس وقتی میبینم دوستم با یکی از دوستام ، آشنا میشه اذیتم میکنه.

    این مشکل از کم بودن بیشتره احساس میکنم. راه درمانش چیه ؟ یه مقال دیگه هم بزنم، وقتی برای فامیلمون خواستگار میاد حس بدی بهم دست میده! خود به خود اینجور میشم دست خودم نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط شقايق 91
    سلام دوست عزيز
    بعد از خوندن مطالب بالا خواستم دو مطلب به نظرم رسيد كه دوست داشتم اونارو مطرح كنم .
    1- هيچ وقت سعي نكنيد كه نسبت به دوست دختر يا همسر خودتون حس مالكيت داشته باشيد . دو نفر در كنار هم و به موازات يكديگر به زندگي ادامه مي دهند، از باهم بودن لذت مي برند ولي هركس اختيار زندگي خودش را دارد و بايد مطابق سلايق و علايق خودش زندگي كند به عقيده من اينكه دوست داريد طرف فقط مال خودتان باشد كمي خودخواهي باشد.
    2- در مورد اينكه خدا به يكي 3-4 تا آپارتمان ميدهد و به يكي هيچي ..خواستم بگويم هيچ وقت خودتان را با كسي مقايسه نكنيد . ما هر كدام در يك خانواده بدنيا آمده ايم و طبق شرايطي كه در آن خانواده وجود دارد و براساس امكاناتي كه در اختيار ما قرار گرفته ونهايتاً‌ با سعي و تلاشي كه انجام ميدهيم وضعيت مالي زندگي مان رقم مي خورد . شما فرد جواني هستيد و اميد به زندگي بايد در شما بالا باشد . به جاي حرص خوردن از تفاوتها پشتكار بخرح دهيد و با توكل به خدا به سمت زندگي بهتر گام برداريد. اين را بدانيد كه خواستن توانستن است.
    سلام. حس مالکیت را اصلا موافق نیستم. ببینید یجور میشم که مثلا حس میکنم اگر دوست دخترم یا همسرم بخواد با یک تیپ خاص بیاد بیرون و چند نفر بخوان نگاش کنند یجوری میشم! یا اینکه یه آدم بخواد خیلی عادی رابطه برقرار کنه هم اذیتم میکنه! ( اکثر دخترها هم دوست دارن جلب نظر کنند که و این حرکاتو بیشتر میپسندن )!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط آزرمیدخت
    [align=justify]سلام red_shark

    مدیر همدردی یه مقاله تو سایت گذاشته که (باوجود اینکه اون حسادتی که تو داری ازش حرف می زنی، خیلی خفیف تر از چیزیه که در این مقاله اومده) خوندنش می تونه برات مفید باشه.

    موفق باشی.


    [/align]
    سلام، این مقاله را خونده بودم. اینجور که دوستان میگن حسادت نیست


  13. کاربر روبرو از پست مفید red_shark تشکرکرده است .

    red_shark (سه شنبه 03 مرداد 91)

  14. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    واسه فامیلتون که خواستگار میاد ناراحت می شی و اون خانم برات مهمه یا هر کس دیگه ای براش خواستگار بیاد ناراحت می شی؟ اگه هر کسی براش خواستگار بره ناراحتی می شی دیگه این قضیه اش این حالت اینکه همه چی رو واسه خودت بخوای نیست یه چیز دیگه می شه. یه چیزی بیشتر از حسادت. خواستی برات بعدا توضیح میدم اما فکر نکنم واست این باشه.

    یه جورایی همون قضیه ی حس مالکیت شاید برات درست باشه. ها؟ محبت مامان بابا به خواهر یا برادرتو می تونی تحمل کنی؟ یا ناراحت می شی و می خوای همه ی محبت اونا مال خودت باشه؟

    بچه کوچولوها رو دیدم این حالتی باشن. اینکه مثلا همه ی غذای مورد علاقه اشونو واسه خودشون بخوان محبت مادر پدرو فقط واسه خودشون بخوان و این چیزا. دقیقا دلیلشو نمی فهمم. روانشناس می تونه بگه چرا. فکر می کنم راحت هم باشه دلیلش برای روانشناس. فرشته مهربون اینجا یه پست گذاشت کاش بیاد بقیه اشو کامل کنه.

    نمی دونم. شاید بچه بودی محبت بهت کردن اما کم و یه خورده بهت دادن فقط جهت اشنایی!!

  15. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (سه شنبه 03 مرداد 91)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مهر 91 [ 12:50]
    تاریخ عضویت
    1391-4-16
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush
    واسه فامیلتون که خواستگار میاد ناراحت می شی و اون خانم برات مهمه یا هر کس دیگه ای براش خواستگار بیاد ناراحت می شی؟ اگه هر کسی براش خواستگار بره ناراحتی می شی دیگه این قضیه اش این حالت اینکه همه چی رو واسه خودت بخوای نیست یه چیز دیگه می شه. یه چیزی بیشتر از حسادت. خواستی برات بعدا توضیح میدم اما فکر نکنم واست این باشه.

    یه جورایی همون قضیه ی حس مالکیت شاید برات درست باشه. ها؟ محبت مامان بابا به خواهر یا برادرتو می تونی تحمل کنی؟ یا ناراحت می شی و می خوای همه ی محبت اونا مال خودت باشه؟

    بچه کوچولوها رو دیدم این حالتی باشن. اینکه مثلا همه ی غذای مورد علاقه اشونو واسه خودشون بخوان محبت مادر پدرو فقط واسه خودشون بخوان و این چیزا. دقیقا دلیلشو نمی فهمم. روانشناس می تونه بگه چرا. فکر می کنم راحت هم باشه دلیلش برای روانشناس. فرشته مهربون اینجا یه پست گذاشت کاش بیاد بقیه اشو کامل کنه.

    نمی دونم. شاید بچه بودی محبت بهت کردن اما کم و یه خورده بهت دادن فقط جهت اشنایی!!
    یوقتا مثلا برای یدونه از دوستای اینترنتیم هم خواستگار میاد اینجوری میشم! موارد دیگه ای هم هستش برای من!
    فرشته مهربون پیام دادم بهشون اما نه جواب میدن نه میان نگاه میکنند!
    خودم هم یکم فکر بچگیم رفت. رابطه پدر و مادرم زیاد خوب نیست مخصوصا وقتی بچه بودم. زیاد هم با فامیل رابطه نداشتیم که روابط مختلف را ببینم. اما خب بی محل نبودن بهم فقط با اختلافاتشون و رفتارهایی که دوست نداشتمو ندارم حرص میخوردم!

  17. کاربر روبرو از پست مفید red_shark تشکرکرده است .

    red_shark (سه شنبه 03 مرداد 91)

  18. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: نوعی حسادت به روابط دیگران

    همیشه این حسو داشتی یا مثلا بعد از دبیرستان اینطوری شدی؟
    تا وقتی فرشته مهربون بیان خوبه که یه کاری بکنی و تمرکزتو فعلا رو یه چیز دیگه ای بذاری. شاید مدرسه ات تموم شده الان کاری نداری و یه جورایی احساساتت کاملا سرحاله و اینطوری صرف می شه سر این شکل از شاید حسادت یا هرچی دیگه ای که می گی. مثلا یه روزی که هم ورزش کردی و جسمت انرژیشو صرف کرده هم کلی فکر کردی و درس خوندی و مغزت هم کلی زحمت مفید کشیده ته روز خسته ی خوشحالی و انقدر هم احساسات و گیرایی هات روی مردم سرحال نیست که سریع بتونی ناراحت بشی از کارایی که می کنن. فعلا بیا ایندو تا کارو بکن. ورزش کن مثل دویدن (نری باشگاه وزنه بزنی و بعد بگی ای کمرم ای شونه هام. یه ورزش خوب مثل دویدن برات عالیه) اگه هم درس و دانشگاه داری درس هم بخون. امیدوارم فرشته مهربون زود بیاد بهت جواب بده.
    موفق باشی.

  19. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (چهارشنبه 04 مرداد 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم خیلی شکاکه به هر موضوعی شک می کند
    توسط نشاط زندگی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 16 خرداد 95, 12:31
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 اردیبهشت 93, 10:32
  3. قهرکردن شوهرم - خیلی حساسه و سر هر موضوعی قهر میکنه
    توسط Momojibo در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 آذر 91, 17:36
  4. از کسانی که به نوعی شاغلند کمک می خوام
    توسط movafaghiyat در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 18:43
  5. عشق.../؟/؟/ (شروعی در تحریف عشق)
    توسط حسین پور در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اردیبهشت 88, 20:37

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.